راهنمای استفاده از این وبلاگ
۱- از قسمت" موضوعـــــــات وب" ،موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.
۲- در قسمت "امکـــــــانات وب" مطالب مورد نظر در وبلاگ را جستجو کنید.
ارائه ی مطالب در زمینه کتابداری و اطلاع رسانی و دیگر زمینه های مرتبط
۱- از قسمت" موضوعـــــــات وب" ،موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.
۲- در قسمت "امکـــــــانات وب" مطالب مورد نظر در وبلاگ را جستجو کنید.
علم و دانایی از جاذبه هایی است که انسان را حتی در کودکی به سوی خود می کشاند و آشنا کردن کودکان با دنیای کتاب و کتابخوانی، یکی از اصول آموزشی و تربیتی است که منجر به رشد فکری و روحی آنان می شود.
بحث و گفتگو درباره ی کتابی خاص، می توان دیدی انتقادی و نکته بین در کودکان به وجود آورد. در چنین وضعیتی، کودکان نظرات خود را درباره کتاب می گویند، درباره شخصیت ها اظهار نظر می کنند و احیاناً دنباله داستان را به نحوی که خود صلاح می دانند، تمام می کنند.
اما والدین و علاقمندان اغلب نمی دانند چگونه باید در راه گسترش فرهنگ مطالعه گام بردارند. آنها شاید واقعاً آرزو دارند فرزندانی اهل مطالعه داشته باشند، ولی بنا به دلایلی در رسیدن به این آرزو ناموفق هستند و همین سبب افزایش سطح بی سوادی در جوانان شده است. مسلم است که برای حل یک مشکل، ابتدا باید علل ایجاد آن را بررسی و سپس برای رفع آن اقدام کرد.
نبود جایگاه خوب و مناسب برای کتاب در خانواده نداشتن وقت و انرژی و برنامه ویژه برای مطالعه در خانواده؛ بی توجهی به علایق کودکان؛ هزینه نکردن برای کتاب به دلایل اقتصادی؛ بی توجهی به کتاب و کتابخوانی در مدارس.
شیوه هایی برای ایجاد و پرورش عادت و انگیزه مطالعه در کودکان و نوجوانان وجود دارد، که مؤثر شناخته شده اند.برخی از این شیوه ها عبارت اند از:
1- قصه گویی : کمتر کودکی می تواند در برابر کلمات جذاب «یکی بود یکی نبود» و «روزی روزگاری» مقاومت کند و سراپا گوش نشود.
2-تماشا: تماشای کتاب برای بچه های کوچک بسیار ارزشمند است. اگر عکس های کتاب برای آنها توضیح داده شود ( لغت همراه عکس) کمک بزرگی به فهم کلمات و معانی آنها می کند.
3- کتاب به عنوان هدیه:اطرافیان می توانند به عنوان جایزه و تشویق ، به کودکان کتاب هدیه دهند یا به آنها کمک کنند تا کتابی به عنوان هدیه تولد و یا تشکر برای دوستانشان انتخاب کنند.
4- آشنا کردن کودکان با بزرگان ادب و هنر:سالروز تولد بزرگان علم و ادب، فرصت خوبی برای آشنایی با دنیای ادبیات است. مادری می گفت من هر سال روز تولد سعدی ، حافظ ، فردوسی و مولوی را با دادن کتاب به فرزندانم جشن می گیرم. چنین کاری موجب می شود، آنها با فرهیختگان آشنا شوند و به خواندن آثارشان در آینده رغبت نشان دهند.
5- بحث و گفتگو:با بحث و گفتگو درباره ی کتابی خاص، می توان دیدی انتقادی و نکته بین در کودکان به وجود آورد. در چنین وضعیتی، کودکان نظرات خود را درباره کتاب می گویند، درباره شخصیت ها اظهار نظر می کنند و احیاناً دنباله داستان را به نحوی که خود صلاح می دانند، تمام می کنند.
6- بازی و مسابقه: بازی ها و مسابقات مربوط به کتاب می تواند بی علاقه ترین کودکان را هم بر سر شوق آورد. مانند مسابقه چه کسی کتاب بیشتری خوانده است؟ یا مسابقه بیست سؤالی درباره ی کتاب هایی که جنبه معمایی دارند، از روش های جذب کودکان به مطالعه محسوب می شود.
7- طبیعت:یک روش خوب برای شروع مطالعه، استفاده از کتاب هایی درباره طبیعت و دنیای اطراف است؛ مانند معرفی پرندگان، حشرات، درختان، برگ ها، حیوانات و شناخت بناهای تاریخی و آشنا کردن کودکان با زندگانی قهرمانان.
و دیگر راه ها:از دیگر راهکارهای گسترش فرهنگ مطالعه، آشنایی و بازدید از نمایشگاه های کتاب و کتابخانه ها، همکاری بین والدین و مدرسه، والدین و کتابخانه ها، خوشرویی کتابدارها در زمان مراجعه کودکان، مشترک شدن در مجلات، دایر کردن کلاس های داستان نویسی، ایجاد برنامه های کتابخوانی و معرفی کتاب در صدا و سیماست.
۱-برگه فهرست نویسی 5/7 در 5/12 سانتیمتر است.
۲-اولین برگه ای که برای کتاب ساخته می شود ، برگه مادر یا برگه شناسه است.
۳-مساله مهم در برگه مادر « سرشناسه » یا معرف کتاب است .
۴-منظور از سرشناسه اولین جمله ایست که روی برگه مادر نوشته می شود.
۵-اگر کتاب دارای یک عنوان اصلی و یک عنوان فرعی است هردو عنوان روی برگه نوشته می شود. چنانچه بین دوعنوان هیچگونه ربطی نداشته باشد بین آن دو اکثرا دونقطه ( : ) قرار می دهند
۶-علامت مساوی = برای عنوان به زبان دیگر است.
۷-ISBD : مخفف International Standard Bibliographic Description یعنی استاندارد بین المللی کتابنامه نگاری می باشد .
۸-مطابق با قواعد فهرست نویسی ( ISBD) تکرار نام پدیدآور بعداز عنوان اجباری است. حتی اگر پدیدآور سازمان یا تنالگان باشد.
۹-سایر اطلاعات مربوط به پدیدآورندگان مثل ذکر نام مترجم و یا مقدمه نویس و غیره از نام پدیدآور اصلی با « ؛ » سیمیکولون یا نقطه ویرگول جدا می شود.
۱۰-کتابی که برای اولین بار چاپ می شود ، ویرایش اول است که معمولا ذکر ان رد برگه زائد است.
۱۱-ویرایش دوم به بعد را بعد از نام مولف با علامت نقطه دش .- می اوریم و چنانچه ویراستار خاصی داشته باشد در این صورت نام ویراستار با کمک « / » از شماره ویرایش جدا می شود.
۱۲-اگر کتابی بدون اینکه نویسنده یا ناشر یا شخص ثالثی در متن آن دست ببرد مجددا تجدید چاپ شود ، معمولا مثل چاپ اول محسوب شده و در برگه ذکر نمی شود.
۱۳-نام فروست بعد از « .- » نقطه دش داخل پرانتز روی خط صفحه شمار قید می شود.
۱۴-ملی شماره استاندارد بین المللی کتاب ( شابک) به کتاب های منتشر شده در ایران شماره می دهد.
۱۵-از سال 1375 گرفتن شابک برای کتاب های بالای 25 صفحه الزامی شد.
۱۶-کتابخانه ملی شابک را درقسمت یادداشت ها می گذارد.
۱۷-کتابخانه های بزرگ و تخصصی ) ب) فرست موضوعی سیرز ( برای کتابخانه های عمومی و مدارس )
۱۸-شماره ای که جای کتاب را در رف های کتابخانه مشخص می کند، تنظیم می شود.
۱۹-رف برگه به منزله شناسنامه کتاب است و بهترین نمودار مجموعه کتابخانه محسوب میشود زیرا تمام مشخصات یک کتاب مثل شماره ثبت ، تعداد نسخ و غیره نیز روی این برگه ثبت میشود.
۲۰-رف برگه ها بیشتر برای استفاده فهرست نویسان و کتابداران است. بهمین دلیل نزد فهرست نویس نگهداری می شود ، نه در برگه دان عمومی که مخصوص مراجعین است.
۲۱-شماره ثبت کتاب پشت رف ب رگه ثبت می شود. در پشت رف برگه همچنین تعداد نسخ موجود در کتابخانه ، تعداد جلد ها نیز ثبت میشود.
۲۲-گیرد و چرا ؟ شش برگه دوتا برای دوموضوع یکی نویسنده و یکی مترجم ویکی عنوان و یکی هم برای رف برگه
۲۳-اگر شخصی کتاب نویسنده ی دیگری رای خلاصه یا ساده کند، یا منتخبی از آثار نویسنده دگر را منتشر کند ، سرشناسه این کتاب در صورتیکه نویسنده اصلی یکی باشد ، خود نویسنده است. مثلا منتخب گلستان سعدی از محمد علی فروغی زیر نام سعدی فهرست می شود.
۲۴-اگر شخصی اثار بیش از سه نویسنده را در کتابی گردآورد ، خواه منتخب باشد یا ساده شده و خلاصه ، نام گردآورنده و خلاصه کننده سرشناسه قرار می گیرد. ولی در مقابل نام او کلمه گردآورنده را ذکر می کنیم . مانند قصه های خوب برای بچه های خوب از مهدی آذر یزدی
۲۵-در مورد جنگ ها و برگزیده اشعار چند شاعر نیز گرداورنده سرشناسه قرار میگیرد
۲۶-هنگامي كه عنوان روي جلد با صفحه عنوان متفاوت باشد : عنوان روي جلد به صورت يك يادداشت در فهرست برگه نوشته مي شود.
۲۷-روكش جلد: گاهي اطلاعاتي درباره نويسنده يا كتاب در آن درج مي شود ، اما بيشتر جنبه تبليغاتي دارد.
۲۸-طبق قواعد فهرست نويسي انگلو – امريكن ، : صفحه عنوان به منزله منبع اصلي اطلاعات ( chief source of information ) و ملاك كار فهرست نويس محسوب مي شود.
۲۹-پشت صفحه عنوان ( verso of page title ) كه در آن شناسنامه كتاب در واقع اطلاعات مفصل تري از قبيل عنوان ، نام پديدآور ، شماره جلد يا بخش ، عنوان و شماره فروست و اطلاعات ديگري از قبيل نام ناشر موسسه حروفچيني ، مرتبه چاپ تعداد نسخه هاي چاپ شده ، ( شمارگان يا تيراژ) و اطلاعات مربوط به حق مولف نشاني و علامت ناشر چاپ مي شود. اين صفحه در واقع اطلاعات صفحه عنوان را تكميل مي كند.
۳۰-صفحه اهدا ( Dedication Page ) : ارزش اطلاعاتي ندارد و نويسنده حاصل تلاش خود را تقديم دوست يا همسر يا ستادان خود مي كند .
۳۱-پيشگفتار ( Preface or Foreword ) : پس از صفحه عنوان و معمولا پيش از فهرست مندرجات مي آيد و مولف در آن در باره علت و چگونگي تاليف اثر توضيح مي دهد و گاه اثرش را با ديگر اثار مشابه مقايسه مي كند. در ضمن پيشگفتار ممكن است توسط فرد ديگري غير از نويسنده نوشته شود. مطالع پيشگفتار به جهت شناخت بهتر كتاب به خصوص موضوع و محتواي آن و انتخاب سرعنوان موضوعي و شماره رده بندي مناسب ضروري است .
۳۲-در موارديكه پيشگفتار توسط شخص ديگري غير از نويسنده اصلي نوشته شده باشد: بايد آن را در پيشينه بيان كرد و در پي نوشت براي شخص مورد نظر شناسه افزوده در نظر گرفت
۳۳-صفخه فهرست مندرجات كتاب : معمولا پس از پيشگفتار و قبل از مقدمه مي ايد . اين صفحه راهماي مطالب و محتواي كتاب و همچون مدخلي براي ورود به متن محسوب مي شود.
۳۴-مقدمه يا ديباچه (preface- introduction ) : بخشي از آغاز متن كتاب كه پديد آور به تشريح موضوع يا موضوعات كتاب مي پردازد و ذهن خواننده را براي آشنايي با محتوا و ورود به بخش اصلي ( متن ) آماده مي سازد ارزش اطلاعاتي مقدمه از پيشگفتار بيشتر است .
هر قدر کودک در سنین کمتری باشد به قصه ای که والدین یا دیگران برای او تعریف می کنند علاقه بیشتری دارد. از این علاقه می توان برای افزایش مطالعه کودک در آینده استفاده کرد بنابراین باید کتاب های مناسب کودک تهیه شود.
نوشتن داستان و تهیه تصاویر برای کودک امری پیچیده و فنی است. بنابراین هر کتابی برای کودک شما مناسب نیست.
کودکان از تماشای تصاویر مربوط به جانوران و اشیاء مختلف لذت می برند و اگر کتاب های مناسب با کیفیت در اختیار آنها قرار گیرد، اولین و مهمترین سنگ بنای الفت و علاقه به کتاب در آنها گذاشته می شود. والدین باید در سنین پیش دبستانی کتاب های داستان را برای فرزندان خود بخوانند و نام اشیاء و حیواناتی را که در آن است از او بپرسند، در همین حین به او گوشزد کنند: « زمانی که به مدرسه رفتی و باسواد شدی می توانی تمام این داستان ها را خود به راحتی بخوانی». هنگامی که با کودکانتان بیرون می روید، از او بخواهید کتاب ها و مجلاتی را که برایش جالب است انتخاب کند و اگر شما هم کتاب را از نظر کیفی مناسب تشخیص دادید آن را بخرید و این کتاب ها را در کتابخانه مخصوص او قرار دهید
هنگامی که با کودکانتان بیرون می روید ، از او بخواهید کتاب ها و مجلاتی را که برایش جالب است انتخاب کند و اگر شما هم کتاب را از نظر کیفی مناسب تشخیص دادید آن را بخرید و این کتاب ها را در کتابخانه مخصوص او قرار دهید.
در فرصت های مناسب فرزندانتان تشویق کنید از روی تصویر کتاب داستان بگوید و صحبت کند. هنگامی که کودک کتابی را دوست دارد و آن را می نگرد باید والدین او را تشویق کنند. کودک شما باید بداند که تلاشش باعث رضایت شماست.
استفاده از مدل نقاشی و خواندن شعر، یکی دیگر از راه های علاقه مند کردن کودک به کتاب و مطالعه است. شعرها باید کوتاه و دارای وزن ساده باشند. از نظر موضوعی بهتر است کتاب،خنده دار و در ارتباط با داستان هایی پیرامون حیوانات و اسباب بازی ها و موضوعات ملموس باشد. خواندن و آموزش آیات قرآن برای کودکان امری نیکوست. آیات قرآن که برای این منظور استفاده می شود بهتر است کوتاه و دارای وزن باشد، مثل بسیاری از سوره های جزء سی ام قرآن. خوشبختانه در حال حاضر بسیاری از داستان های اسلامی و قرآنی به صورت کتاب های مصور درآمده اند که اگر کودک تصاویر آن را ببیند و والدین داستان آن را بازگو کنند در ذهنش نقش می بندد. استفاده از کتاب های نقاشی و رنگ آمیزی نیز باعث رشد توانایی های مختلفی در کودک، از جمله افزایش علاقه کار با کتاب و قلم می شود.
یکی از خصایصی که خداوند در وجود انسان به ودیعه گذاشته است «تقلید» است. میل به تقلید در کودک آنچنان چشمگیر است که بعضی از علمای تعلیم و تربیت از آن به «غریزه تقلید» یاد کرده اند، با توجه به مطلب فوق نتیجه این است که والدین در تمام مراحل کودکی به عنوان الگوی تربیتی فرزندانشان می درخشند و خود باید مظهر عمل باشند نه مظهر حرف.
رفتار و نگرش خودتان را نسبت به کتاب و مطالعه تصحیح کنید. شما چه دیدی نسبت به مطالعه دارید؟ آیا در جمع خانواده به مطالعه مجله و کتاب می پردازید یا سال به سال یک خط مطلب نمی خوانید ؟ اگر اینگونه هستید نباید از فرزندتان توقع داشته باشید، فردی اهل مطالعه شود. شما در عمل به او الگویی برای مطالعه ارائه نداده اید. حتی شعار دادن هم کافی نیست.
در برخود با کودک و آموزش وی باید صبور و انعطاف پذیر بود. راهنمای فرزند خود باشید و برای پیدا کردن پاسخ پرسش های کودک به او کمک کنید. بگذارید فرزندتان شما را در فعالیت های آموزشی یاور خود بداند و گام به گام با او پیش روید. تحمیل موضوعات مختلف و عجله در آموزش، باعث تنفر کودک از یادگیری و مطالعه می گردد.درباره اهمیت مطالعه و نقش آن در پرورش شخصیت افراد و رشد دانش و فرهنگ در جوامع بشری، مقالههای بسیاری نوشته شده است و میشود. با وجود این، هرچه در این زمینه گفته یا نوشته شود، باز هم کم است. اما از آنجا که در این مقاله روی سخنمان عمدتاً با پدران و مادران، مربیان، معلمان و دستاندرکاران تعلیم و تربیتِ با فرهنگ است، اصل را بر این قرار میدهیم که اهمیت موضوع مطالعه و کتاب و کتابخوانی، بر مخاطبان ما روشن است، و این افراد، با قبول اصل قضیه و توجه به آن، حال مایلند بدانند به کمک کدام شیوهها میتوانند هرچه بهتر و بیشتر، کودکان تحت سرپرستیشان را به مطالعه علاقهمند کنند.
از آنجا که بذر هر موضوع تربیتی، در «خانواده» در وجود کودک کاشته و سپس توسط «مدرسه» و «جامعه» بارور میشود، ما نیز در این مختصر به نقش دو نهاد از این سه نهادِ بزرگِ تربیتی یعنی «خانواده» و «مدرسه» در ایجاد گرایش و عادت به مطالعه در بچهها میپردازیم:
الف. در خانواده
1. در اختیار قرار دادن کتابهایِ مصورِ رنگی
گرایش به مطالعه، مثل بسیاری از گرایشهای اکتسابیِِِِِِ دیگر، باید از همان دوران خردسالی (حدود دوازده تا چهارده ماهگی) در شخص به وجود بیاید؛ و اگر نتوان در همان سنین خردسالی بذر علاقه به کتاب و مطالعه را در وجود طفل کاشت، جبران آن در سالهای بعد، بسیار دشوار خواهد بود. تجربه نشان داده است که بچهها از همان سنین پایین، از تماشای تصاویرِ ساده مربوط به موجودها و اشیاء آشنایِ اطرافشان لذت میبرند. بنابراین اگر در این دوران، کتابهای مُصَوّرِ رنگی در اختیار آنان قرار گیرد، به ورق زدن مکرر و تماشای تصاویر آن میپردازند؛ و به این ترتیب اولین سنگِ بنایِ آشنایی و الفت آنان با کتاب گذاشته میشود.
باید اجازه داد کتاب نیز مانند یک اسباببازیِ مورد علاقه، مونس آنان در جاها و حالتهای مختلف باشد؛ ولو آنکه احتمالاً کثیف یا چروک و پاره شود.
توضیح های سادهای که از طرف پدر و مادر درباره این تصویرها داده میشود، به دانشِ خردسال نیز غنایی بیشتر میبخشد و باعثِ تسریع در رشد فکری او میشود. به مرور میتوان برای این تصاویر، داستانهایی کوتاه و سرگرمکننده ساخت و احتمالاً از خردسال خواست که آن داستانها را بازگو کند؛ یا او را واداشت که خود برای آن تصاویر، داستان یا داستانهایی بسازد و برای شما تعریف کند. همچنین میتوان با استفاده از سیدیها و نوارهای ضبط صوتی که براساس داستانهای شیرین و آموزنده و مناسب آن سنین توسط مؤسسات معتبر تهیه شده (نوار داستانها، همراه با کتاب مربوط به آنها)، کودک را با کتاب الفت داد. به این ترتیب که همراه با سیدی یا نوار داستان، کتاب مذکور را هم در اختیار کودک گذاشت تا همزمان با گوشدادن به سیدی یا نوار، با ورق زدن کتاب مربوط به آن و تماشای تصاویرش، صحنههای داستان را بهتر مجسم کند.
2. داستانگویی و داستان خوانی
داستانهای ساده و سالمی که مادرها ـ و احیاناً مادربزرگها و پدربزرگهاـ برای بچهها تعریف میکنند نیز وسیله دیگری در جلب آنان به کتاب و مطالعه است. جمعی از کارشناسان معتقدند که کتابخوانی برای بچهها، منحصر به سنین خردسالی و زمانی که بچهها سواد خواندن و نوشتن ندارند، نیست؛ بلکه این کار لااقل تا حدود دوازده سالگیِ آنها باید ادامه یابد.
3. اهل مطالعه بودنِ بزرگترها
در خانوادههایی که پدر و مادر یا برادر و خواهرهای بزرگتر، اهل مطالعهاند، بچهها با مشاهده آنان، خود به خود به مطالعه و روی آوردن به کتاب تشویق میشوند. مثلاً پدر و مادری که شبها قبل از خواب، ساعتی را به مطالعه میگذرانند، بیآنکه حتی خود بخواهند، به تدریج شاهد خواهند بود که فرزند خردسالشان هم کتابی به دست میگیرد و به تقلید از آنها ـ ولو به ظاهر ـ مشغول مطالعه آن میشود. به همین سبب، از سنین چهار ـ پنج سالگی که احساس مالکیت در بچهها قویتر میشود، لازم است آنها کتابهایی از آن خود داشته باشند. و باید اجازه داد کتاب نیز مانند یک اسباببازیِ مورد علاقه، مونس آنان در جاها و حالتهای مختلف باشد؛ ولو آنکه احتمالاً کثیف یا چروک و پاره شود.
4. صحبت کردن با كودكان و...
كودكانی که حرفزدنشان پیشرفتهتر است، اغلب در سالهای اولیه دبستان، بهتر و راحتتر میتوانند خواندن را شروع کنند. بنابراین گوشدادن صبورانه به حرفهای بچهها، دادنِ اجازه سخن گفتن و ابراز وجود به آنان، و صحبت کردنِ صحیح و سلیس با ایشان، میتواند یکی از گامهای اولیه در امر علاقهمند کردن کودکان به مطالعه باشد.
بازیهای توأم با کلام آهنگین نیز نقطة شروعی مطبوع برای علاقهمند کردن طفل به مطالعه هستند. همراه با این کارها، پدر و مادر بهتر است هنگامی که به کتابخانه میروند، کودکشان را نیز همراه ببرند. از این راه نیز، از همان سنین پایین، انس و الفتی بین کودک و کتاب و کتابخانه ایجاد میشود. (البته کتابخانهها نیز باید بخشی جذّاب و مستقل، مخصوص کودکان و نوجوانان داشته باشند.)
5. خواندن شعر برای كودكان و تشویق آنان به حفظ کردن آن
بسیاری از بچههایی که در سنین بالاتر نسبت به شعر بیتفاوتند، کسانی هستند که در سنین پایین، شعر با صدای بلند نشنیدهاند. علاقه به شعر را میتوان از هشت ـ نُه ماهگی، که طفل به شنیدن لالایی علاقهمند میشود، در او ایجاد کرد، و بعدها با مَتَلها، داستانهای آهنگین یا دارای قسمتهای موزون، و شعرهای ساده و متناسب، به آن استمرار بخشید و ریشهدارش ساخت.
گوشدادن صبورانه به حرفهای بچهها، دادنِ اجازه سخن گفتن و ابراز وجود به آنان، و صحبت کردنِ صحیح و سلیس با ایشان، میتواند یکی از گامهای اولیه در امر علاقهمند کردن کودکان به مطالعه باشد.
شعرهای این سنین، تا آنجا که ممکن است باید کوتاه و دارای وزنهای ساده و عمدتاً هجایی باشند. از نظر موضوعی نیز، بهتر است از شعرهای خندهدار و فکاهی شروع کرد. شعرهایی که در ارتباط با داستانهای مورد علاقة بچهها یا حوادث روزمره پیرامون آنها، یا راجع به حیوانها و اسباببازیهای مورد علاقة آنان باشند هم، توجه ایشان را به خود جلب میکنند. البته شعر را باید صحیح و سَلیس و با حالت و احساس خواند؛ تکیهها و مکثهای لازم روی کلمهها را رعایت کرد، و این کارها را با حرکتهای مناسب سر و دست و صورت همراه کرد. جدا از اینها، هرچه شعر، با توجه به موقعیت ویژهای که خردسال در آن واقع شده است انتخاب شود، تأثیر و فایده بیشتری به دنبال خواهد داشت.
6. تشویق کودکان به صحبت درباره کتابها
بچهها اغلب مشتاقند درباره کتابهای جالبی که خواندهاند یا مایلند بخوانند، صحبت کنند. صبوری و حوصله به خرج دادن بزرگترها در این مورد و گوش دادن به صحبتهای آنها در این زمینه و در صورت لزوم تشویق آنان به این کار، گامی مؤثر در گرایش دادن هرچه بیشترشان به مطالعه است. (روشن است که در این راه، هرگونه اجبار، و یا تبدیل موضوع به شکلی از «درس پس دادن»، مطلقاً درست و مفید نیست.)
7. استفاده درست از صدا و سیما و سینما
نباید اجازه داد كودكان وقتی بیش از حد لازم را صرف گوش دادن به رادیو یا تماشای تلویزیون و یا رفتن به سینما کنند. در عوض باید آنان را تشویق کرد که بخشی از این وقتِ صرفهجویی شده را به مطالعه آزاد اختصاص دهند.
انجمن روان پزشکی کودک و نوجوان ایران
نويسهخوان نوري(OCR)، به عنوان تنها ابزار بازيابي اطلاعات متني از تصوير، يكي از مهمترين ابزارهاي تبديل اطلاعات موجود به صورت قابل استفاده و پردازش در رايانهها و در نتيجه يكي از اركان مهم تحقق محيط رايانهاي فارسي به شمار ميآيد.
OCR
تشخیص نوری نویسهها (Optical Character Recognition) که با سرواژهی OCR شناخته میشود، از مهمترین شاخه های بازشناسی متن است. OCR عبارت است از بازشناسی خودکار متون موجود در تصاویر اسناد و تبدیل آنها به متون قابل جستجو و ویرایش توسط رایانه. تصویر سند غالبا توسط روبشگر (اسکنر) و یا دوربین دیجیتال تولید میشود و شامل تعدادی پیکسل با رنگهای مختلف و سطوح روشنایی گوناگون است. از دید انسان، یک سند ممکن است ارزش اطلاعاتی زیادی داشته باشد، لیکن از دید رایانه تصویر یک سند با تصویر یک منظره تفاوتی ندارد، چرا که هر دوی آنها مجموعهای از پیکسلها هستند. برای اینکه بتوان از اطلاعات نوشتاری تصویر سند استفاده کرد، باید به نحوی نوشتههای موجود در سند را بازشناسی کرد. چنین کاری توسط نرم افزارهای نویسهخوان نوری انجام میشود.
واژهٔ OCR ابتدا تنها در مورد بازشناسی ارقام و حروف چاپی بکار گرفته میشد. پسوند نوری در این عبارت در مقابل عبارت مرکب مغناطیسی (Magnetic Ink) قرار داده شد تا این روش را از روش قدیمیتر بازشناسی نویسهها با مرکب مغناطیسی ،MICR، متمایز کند. با گذشت زمان و پیشرفت قابل توجه در این زمینه، روشهای بازشناسی دستنوشته و متون چاپی مطرح شدند که دامنهٔ کار را به کلمات و عبارات رساندند. با وجود عدم تطبیق دقیق OCR با این موارد، این نام برای این روشها هم استفاده شد و رواج پیدا کرد. هماکنون OCR را بیشتر برای بازشناسی مستندات چاپی مثل صفحات کتابها، مجلهها و نامههای چاپی به کار میبرند.
سامانهٔ نویسهخوان مثل یک نفر ماشین نویس یا تایپیست، متن سند را میخواند و آن را به قالب مناسب برای ذخیره در رایانه تبدیل میکند. معمولاً یک روبشگر، تصویر سند را برای OCR فراهم میکند. سامانهٔ نویسهخوان، اشیاء موجود در تصویر سند را که ارقام، حروف، علائم و کلمات هستند، بازشناسی کرده و رشتهی متناظر با آنها را در قالب مناسب ذخیره میکند. یک فایل تصویری، حجم زیادی دارد و جستجوی متنی در آن ممکن نیست. این در حالی است که فایل خروجی سامانهٔ نویسهخوان بسیار کم حجم و قابل جستجو است. ضمن اینکه اطلاعات فایل متنی را به راحتی می توان ویرایش کرد و در جای دیگر استفاده کرد در حالی که اطلاعات موجود در تصویر سند قابل ویرایش نیست.
سامانههای نویسهخوان مثل بسیاری از سامانه های هوشمند دیگر، پیچیدگی زیادی دارد. پردازش تصویر و بازشناسی الگو دو پایهٔ اصلی این سامانهها هستند. پیچیدگی این سامانهها برای زبانهای گوناگون، متفاوت است. به عنوان مثال نوشتن OCR برای زبانهای لاتین به دلیل اینکه حروف آنها به طور مجزا نوشته میشود آسانتر است از زبانهایی مثل فارسی و عربی که حروف یک کلمه به یکدیگر میچسبند. این موضوع به علاوهٔ جمعیت کم کاربران زبان فارسی، سبب شده سامانههای نویسهخوان کمی برای زبان فارسی داشته باشیم.
یک سیستم OCR از بخشهای متعددی تشکیل شده است. ابتدا باید تصویر ورودی آنالیز شده و اگر متن آن دارای چرخش است، اصلاح شود. پس از اصلاح چرخش باید موقعیت بلوکهای متنی، شکل و جدول در تصویر سند مشخص شود. پس از تعیین موقعیت بلوکهای مختلف (ناحیه بندی یا آنالیز ساختار سند)،باید بلوکهای متنی بازشناسی شوند؛ یعنی خطوط متنی یافت شده و سپس موقعیت کلمات مشخص شود و در مرحله بعد، موقعیت حروف در کلمه مشخص شود، در نهایت تک تک حروف باید شناخته شده و با یکدیگر ترکیب شوند تا کلمهی معادل آنها مشخص شود. این کل فرایند تشخیص خودکار متن بود که به صورت بسیار ساده بیان شد. لازم به ذکر است که به دلیل پیچیدگیهای زبان فارسی نسبت به زبانهای لاتین تولید OCR فارسی به مراتب دشوارتر از نمونه های انگلیسی است. از این رو محصولات موجود در این زمینه برای زبان فارسی بسیار کم است.
Ocr چیست ؟
فرض كنید كه ما متنی را روی كاغذ داریم و میخواهیم آن را وارد رایانه كنیم. اولین روشی كه به ذهن میرسد این است كه متن را به تایپیست بدهیم تا با كامپیوتر تایپ كند. اما آیا میشود عین همان متن را وارد رایانه بكنیم تا نیازی به تایپ نباشد؟
البته دستگاه «اسكنر» میتواند تصویری از آن متن را وارد رایانه كند، تا اینجا بخشی از مشكل ما حل شده است. اما رایانه كه نه عقلی دارد و نه «زبان» میفهمد، نمیتواند حروف و كلمات را از هم تشخیص دهد.
مثلاً اگر از كامپیوتر بخواهیم به ما بگوید كه در متن اسكنشده كلمة «علی» چند بار آمده است، بیآنكه شرمنده شود، میگوید نمیتوانم تشخیص بدهم! در واقع این «تصویر دیجیتالشده» باید به «تصویر قابل پردازش» تبدیل شود. موضوع اصلی OCR همین است.
Optical Character Reader
انواع OCR
در زبانهای دیگر، به ویژه زبانهایی كه با حروف لاتینی نوشته میشوند، سالهاست كه از OCR استفاده میشود. اما در ایران تازه دو سه سالی است كه به فكر استفاده از OCR در زبان فارسی افتادهایم.
و اما OCR چند نوع است: یا تایپی است یا دستنویس. یعنی یا باید یك متن قبلاً تایپ شده را (مثل كتابها و روزنامههای چندین سال قبل، یا حتی متنی را كه فایل تایپی آن موجود نیست و فقط پرینت آن را داریم) وارد رایانه كنیم، یا متن دستنویس را.
متنهای دستنویس هم به دو صورت «گسسته» و «پیوسته» وجود دارند: متن «دستنویس پیوسته» مثل همان چیزهایی است كه ما هرازگاهی كه دلمان تنگ میشود روی كاغذ مینویسیم، یا یك نامه، یا یك قطعه شعر و ... اما متن «دستنویس گسسته» همان نوشتههایی است كه حروف آن جدا از هم و به صورت گسسته نوشته شدهاند، مثل نام و نامخانوادگی كه در فرمهای آزمون ثبتنام، به صورت هر حرف داخل یك كادر، نوشته میشوند.
طراحی OCR گسستة فارسی تقریباً در مراحل پایانی كار قرار دارد ولی، OCR پیوسته ظاهراً سالهای زیادی كار میبرد.
فارسی ما و مشكلات آن
قبل از اینكه به مراحل دیگر OCR بپردازیم، لازم است اندكی هم به مشكلات خط فارسی ــ یا در واقع ویژگیهای این خط ــ بپردازیم. اول اینكه ما در فارسی حروف را به صورت چسبیده و پیوسته مینویسیم و این كار برای تشخیص حرف به حرف نوشته از سوی رایانه (كه قرار است در مراحل بعدی آن را تایپ كند) بسیار مشكل است. تصور كنید كه همین كلمه ساده «است» را به حالتهای مختلف میشود نوشت: یكی برای «س» دندانه میگذارد، یكی نمیگذارد، یكی آن را میكشد و یكی نمیكشد و... حالا اگر همین صورتهای مختلف «س» به «ت» هم بچسبند، تشخیص حروف برای ما انسانها هم سخت میشود، چه رسد به رایانه.
شباهت حروف
مشكل دیگر خط ما این است كه حرفهای فارسی بسیار به هم شبیهاند. مثلاً در نظر بگیرید كه تفاوت «ر» با «ز» با «ذ» یا «ب» با «ت» تنها در یك نقطه است، و چون نقطه جزء بسیار كوچكی است، اگر یك خط یا حتی یك لك كوچك روی كاغذ بیفتد، تشخیص حروف از هم بسیار دشوار میشود و دردسر جدی برای بازشناسی حروف توسط رایانه ایجاد میكند. اینها تازه مشكلات خط فارسی است. دربارة اعداد فارسی هم این مشكل وجود دارد: صفر ما یك نقطه كوچك است كه میتواند رایانه را به اشتباه بیندازد؛ اعداد 4، 3، 2، 1 هم بسیار به هم شبیه هستند و تنها تفاوتشان یك دندانه كوچك است.
به دلایل گفته شده OCR درمرحلة كنونی در كشور ما مربوط به «دستنویسهای گسسته» یا متنهای تایپی پیوسته است، و تا بازشناسی متنهای دستنویس پیوسته توسط كامپیوتر راه زیادی در پیش است، چون در دستنویسهای گسسته، اگرچه حروف به هم شباهت دارند، حداقل جداجدا نوشته شدهاند. در متنهای پیوسته تایپی هم مشكل كشیده شدن یك حرف یا شكسته نوشته شدن حروف را نداریم.
البته به گفته مسئولان شركت «پایا» در حال حاضر هم نرمافزارهایی وجود دارد كه متن دستنویس پیوسته را تبدیل به حروف جدا ازهم و گسسته میكنند، ولی ضریب خطای این نرمافزارها زیاد است و به شكل صنعتی درنیامدهاند.
بازشناسی حروف و الگو
تا اینجا گفتیم تصویر صفحهای كه در آن حروف به طور جداجدا (هر حرف داخل یك كادر) نوشته شده است، به وسیلة اسكن وارد رایانه میشود. مرحلة بعدی این است كه حروف بازشناسی شوند، یعنی مكان آنها از دیگر خطوط (مثل خطوط كادری كه داخل آن نوشته شده) بازشناسی شود، و اگر متن پیوسته تایپی است، حروف جدا شوند و زواید تصویر حذف شود. مثلاً اگر دانشآموزی «س» را به گونهای نوشت كه بیرون از كادر بود، به رایانه بفهمانیم كه بیدقتی شده است او باید همان حرف داخل كادر را بخواند.
در مرحلة بعدی كه «بازشناسی الگو» نام دارد، با تعدادی شرط میشود فهمید كه مثلاً حرفی «الف» است یا نه، و رایانه تشخیص میدهد كه حرف «پ» است یا «ب». برای این تشخیص لازم است كه تصویر حرف «الف» با الفهای نمونه ــ كه قبلاً به رایانه داده شده است ــ منطبق شود. الفبای نمونه قبلاً از روی یك مجموعه بزرگ آموزشی تهیه شده و ویژگیهای مشترك از آن استخراج شده است. اما از آنجا كه تنوع صورتها نوشتاری یك حرف به صورت دستنویس بسیار زیاد است، مدلی آماری استخراج میشود كه در آن شباهت ویژگیهای استخراج شدة قبلی با نمونه ورودی به رایانه بررسی میشود. در اینجا «بازشناسی الگو» با روشهای آماری انجام میشود كه روش معمول در سیستمهای OCR است.
اگر فكر میكنید كه كار تمام شده است در اشتباهید، چون تازه میرسیم به دنبالة حروف. مثلاً اگر كسی همان حرف «س» را با دنباله بنویسد، رایانه باید تشخیص دهد كه این حرف فقط «س» است، یا مثلاً «ی» هم به آن چسبیده است.
1. Optical Character Recognition مدلسازی یا پردازش زبانی
مرحله بعدی «مدلسازی زبانی» یا «پردازش زبانی» نام دارد. حروف به هم چسبیده، كه كلمه را درست میكنند، باید معنیدار یا شناختهشده باشند. در این مرحله بررسی میشود كه چه كلماتی در زبان وجود دارد؟ چه تركیبهایی از كلمات مجاز است؟ و... البته در مراحل پیشرفتهتر، مدلسازی گرامری (دستور زبان) و مدلسازی معنایی هم وجود دارد كه تشخیص میدهد جمله از لحاظ دستوری و معنایی درست است یا بیمفهوم است. اما در OCR گسسته ــ كه بیشتر برای ثبتنام استفاده شده ــ شباهت یك كلمه به نام، نام خانوادگی، شهر و ... كافی است.
برای تشخیص تركیبهای مجاز یك كلمه یا معنیدار بودن یك كلمه نیز به تهیة بانكهای اطلاعاتی (Data base) نیاز داریم. در این بانكها مثلاً تمام نامهای كوچك و بزرگ ایرانیان قبلاً جمعآوری شده است و هنگام تطبیق یك كلمه با آن مشخص میشود كه رایانه حروف آن را دست تشخیص داده یا نه. بنابراین نقش این بانك اطلاعاتی بسیار مهم است، چون اگر نامی در آن ثبت نشده باشد، كلمهای كه آن نام را شامل شود، به طور خودكار از برنامه OCR حذف میشود یا پیغام میآید كه: «این كلمه اشتباه است» در صورتی كه ممكن است مثلاً نام «هشام» در بین نامهای ایرانی وجود داشته باشد، ولی قبلاً در بانك اطلاعاتی ثبت نشده باشد.
بانكهای ما و دیگران
مهندس «رزازی» دربارة مشكل بانكهای اطلاعاتی در زبان فارسی میگوید: «در دنیا برای توسعة OCR و ارزیابی آن، بانكهای اطلاعاتی استاندارد ساخته شده است كه در آنها همة كلمات وجود دارند، یعنی بانك هم مشكل دیجیتال كلمه را دارد، و هم تصویرش را. اما برای زبان فارسی، این بانكهای اطلاعاتی چه برای ارزیابی و چه برای توسعه، استاندارد شده نیست. در واقع هر كسی برای خودش یك بانك اطلاعاتی میسازد، و این نمونههای متفاوت مشكلاتی را ایجاد میكند. مثلاً برای ثبتنام دانشآموزانی كه در آزمون مدارس تیزهوشان شركت كرده بودند، یك بانك اطلاعاتی حاوی نامهای فارسی، از روی اطلاعات فرمهای سالهای قبل، تهیه شد كه از روی آن كلماتی كه خیلی شبیه به نامهای فارسی بودند تشخیص داده میشد. مثلاً اگر رایانه كلمهای را «مصیبت» تشخیص داد، براساس بانك اطلاعاتی معلوم میشود كه «مصیب» بوده است كه یك نام ایرانی است.
علی، ولی، قلی ... و سیب
نكتة دیگر این است كه یك بانك اطلاعاتی باید شامل تعدادی كلمات خام باشد، بلكه «بسامد» آن واژگان، یعنی میزان استعمال و تكرار كلمات در زبان و مشخصات آماری آنها هم باید ثبت شده باشد، والا كارایی زیادی ندارد. مثلاً «علی» نامی است كه شباهت زیادی به «ولی» و «قلی» دارد. كارهای آماری در بانك اطلاعاتی باید طوری انجام شده باشد كه تعداد «علی» بیشتر باشد، تا و بعد نوبت «ولی» و «قلی» برسد، چون درصد بسامدی «علی» به لحاظ آماری و كاربرد در میان نامهای بیشتر است.
در OCR فارسی گسسته، اگر فقط مربوط به نامها و نامخانوادگی باشد، كار سادهتر است از حالتی كه در OCR پیوسته وجود دارد. چون در OCR پیوسته هر كلمهای ممكن است وجود داشته باشد مثل «سیب»، اما در بانك اطلاعاتی نامها همه میدانیم كه سیب نام یك شخص نیست بلكه نام یك میوه است! بنابراین در OCR همواره سعی میشود كه درصد خطا كاهش یابد، تا كلمات در حد ممكن درست تشخیص داده شوند. اگرچه طراحان هنوز به صددرصد صحت نرسیدهاند، ولی نگران نتایج آزمون خود نباشید، چون تمامی اطلاعات مربوط به شما چندین بار كنترل میشوند و از سازوكار reject (یا مردودی) در رایانه هم استفاده میشود. در این روش اگر رایانه نتوانست كلمهای را تشخیص دهد، میفهمد كه نفهمیده است و در خروجیاش میآورد كه: «من این كلمه را نفهمیدهام» و كار به سیستم دستی میرود و در آنجا تصحیح میشود. این فرایند در پست خیلی كارایی دارد. در هر جای دنیا كه تفكیك نامهها و دیگر مرسولات پستی به وسیلة OCR انجام میشود، بعضی از نامهها در سیستم كامپیوتری وارد سازوكار «مردودی» میشوند و به طور دستی مورد بررسی مجدد قرار میگیرند. هماكنون در سطح محدودی از OCR در پست كشور ما نیز استفاده میشود، چون در پست هم كد پستی چندرقمی و دیگر اطلاعات به صورت گسسته و داخل كادرهایی نوشته میشود، و كار آسانتر است.
در مورد خطای OCR در تشخیص كلمات، مسئولان شركت «پایا» نظر جالبی دارند:
«حتی با تعبیة سیستم مردودی (reject) هم ممكن است خطایی در تشخیص كلمات وجود داشته باشد. باید در نظر داشته باشیم كه هیچ سیستم پردازشگری (از جمله انسان) بدون خطا نیست. نكته مهم این است كه یك سیستم ماشینی درصد خطای كمتری نسبت به انسان داشته باشد تا جایگزین خوبی برای انسان باشد. مسئله این نیست كه خطا را به صفر برسانیم. هر قدر كه فناوری جلوتر میرود، میزان خطا هم بیشتر كاهش مییابد.»
مدیر شركت «دوران نوین» هم به گونهای دیگر به همین موضوع اشاره میكند: «انتظار ما از مسئولان طرح «تكفا» آن است كه با موضوع OCR واقعبینانهتر برخورد شود، و در بحث مربوط به هزینههای پروژه و انتظاراتی كه از OCR میرود، واقعیتها در نظر گرفته شود. دیدگاه كنونی مسئولان تكفا آن است كه كل مشكل «خطا» تا 100درصد حل شود، در حالی كه فكر میكنم حل مسائل مربوط به هوش مصنوعی نیاز به روش تدریجی دارد. مثلاً در زبان عربی هم، نرمافزار «صخر» در نسخة اول خود فقط تا حدود 40درصد دقت داشت، در حالی كه اكنون پس از گذشت 13 سال از اولین نسخه آن دقت به مرز 98 درصد رسیده است.»
همانطور كه اشاره شد از OCR در ثبتنام آزمون «سازمان ملی استعدادهای درخشان» در سالهای 81 و 82 استفاده شد كه از طریق آن 000,440 نفر به طور ماشینی ثبتنام شدند. این روش باعث شد كه در سال 81 (نمونه اول) 45 درصد در هزینهها و 25 درصد در زمان ثبتنام صرفهجویی شود. در سال بعد (82) این رقم به 50 درصد رسید. نرمافزاری كه در این آزمونها مورد استفاده قرار گرفت برای هر كدام از موارد صحت بازشناسی متفاوتی داشت و در مجموع كار آن خوب بود (به جدول توجه كنید):
به نظر میآید كه در چند سال آینده و با پیشرفت OCR فارسی و كاهش هر چه بیشتر خطای آن، در آزمونهای بزرگتری مانند آزمون سراسری دانشگاهها نیز بتوان از آن استفاده كرد.
سرنوشت OCR دستنویس
در مورد OCR پیوسته دستنویس نیز روند كار به همان صورتی است كه شرح دادیم، اما آنچه كار را دشوارتر میكند، قطعهبندی و جداجدا كردن حروف به هم چسبیده و تشخیص آنهاست. اگر این روند طی شود، این امید وجود دارد كه روزی از OCR پیوسته دستنویس فارسی هم در سطح گستردهای استفاده شود. البته OCR پیوسته دستنویس حتی در زبان انگلیسی هم هنوز به كاربرد وسیع و عملی نرسیده است. مهندس «رزازی» دراین مورد میگوید: « OCRانگلیسی در سیستم عامل windows وجود دارد كه همراه با office فروخته میشود، ولی فكر نكنید كه نامههای اداری انگلیسی كه با دستنویس نوشته شدهاند همه با OCR تایپ میشوند. این كار برای به نتیجه رسیدن به حداقل یك روند 10 ساله را باید طی كند. OCR فارسی یك مرحله عقبتر است، پس زمان بیشتری میبرد.»
مهندس «صدیق»، مدیرعامل شركت «پایا» هم میگوید: «همین OCR فارسی گسسته هم تا چند سال پیش یك رؤیا بود، ولی دیدیم كه محقق شده است و به مرور پیشرفتهتر هم خواهد شد. بنابراین طراحی OCR پیوسته فارسی هم، اگرچه سالها طول میكشد، ولی مطمئناً به نتیجه خواهد رسید. این طرح یك طرح تحقیقاتی است كه در دانشگاهها دنبال میشود و هنوز به یك محصول صنعتی قابل استفاده در سطح كلان و كاربردی برای عموم نرسیده است. ولی در حال حاضر نمونههای دانشگاهی و آزمایشگاهی آن در داخل كشور وجود دارد و موضوع رساله دكتری برخی از دانشجویان است.»
بنابراین بین 10 تا 20 سال آینده، آنگونه كه مسئولان شركت «پایا» میگویند، OCR پیوسته دستنویس فارسی هم وارد بازار خواهد شد.
دكتر فیلی هم در پاسخ به این سؤال كه «آیا طراحی OCR پیوستة فارسی روزی تحقق خواهد یافت؟» پاسخ میدهد: «بله ولی به تدریج.»
به هر حال براساس قرارداد «تكفا» با شركتهای ایرانی، تا كمتر از یك ماه دیگر، نسخهنهایی (البته نه صددرصد تكمیلشده) OCR فارسی دستنویس گسسته و تایپی پیوسته ارائه خواهد شد. مدیر شركت «دوران نوین» در این مورد میگوید: «پروژة OCR گسسته در مراحل پایانی خود قرار دارد ولی دارای مشكلاتی در تشخیص انواع اسكنرها و انواع فونتهاست كه در حال رفع آن هستیم. این نرمافزار در حال حاضر امكان تشخیص فونتهای تایپی فارسی با دقت زیاد را دارد، ولی مشكل جدی آن است كه با اسكنرهای مختلف نتایج نامناسبی میدهد.» وی از اهمیت این طرح در بعد كلان ملی هم میگوید: «با توجه به این كه مشكل OCR برای بسیاری از زبانهای دنیا مانند انگلیسی عملاً حل شده است، اگر در كشور ما هم به نتیجة نهایی برسد در افزایش سطح اطلاعات فارسی در دنیای دیجیتالی امروز (از جمله در اینترنت) بسیار اهمیت خواهد داشت
منابع
نما متن نشریات))www.namamatn.ir-2
4- "بر نامه هاي شناسايي نوري كاراكتر ( ocr) چگونه كار مي كنند ؟" نشریه وب،شماره: 92بهمن 138
5- "درآمدي بر "ocr حيات نو،شماره نشریه 1386/03/26
6-ocr" و مقدمه اي بر ocr فارسي " دنياي كامپيوتر و ارتباطات،شماره نشریه 45
7-"آشنايي با فن آوري ocr" ابرار اقتصادي،شماره نشریه 16
مقدمه
ورود رایانه ها به آموزش نوعی انقلاب آموزشی تلقی می شود.کلمه انقلاب بر از بین رفتن شیوه
های تفکر و عمل سنتی دلالت دارد.امروزه بسیاری از شیوه های سنتی انجام کارها با ظهور فناوری
ها تغییر شکل یافته اند.بطوری که بدون بهره برداری از رایانه ها ثبت و ظبط بسیاری از اطلاعات
تقریبا غیر قابل تصور است.رایانه ها علاوه بر تقویت و توسعه فرایند یاددهی-یادگیری ،میتوانند به
عنوان منابع یادگیری مستقل خودآموز،رونق بخش و نیز به منزله رویکردی برای تداوم یادگیری
فراگیران تلقی شوند.با بهره گیری از فناوری ها محیط های آموزش سنتی دچار تحول و تغییر شده و
فرصت های بی شماری از طریق محیط های جدید برای یادگیری یادگیرندگان فراهم میشود.
در این محیط ها کاربران نیازهای اطلاعاتی جدیدی را مطرح میکنند وظایف و نقش کتابخانه ها به
تدریج متحول میشوند و مشاغل جدید اطلاعاتی نیز از اهمیت ویژه ای بر خوردار میگردد.بطوری
که نقش ها و مهارت های سنتی کتابداران با مهارتهای جدید جایگزین میگردد و کتابداران به بهبود
مهارتهای شغلی خود همگام با تغییرات فناوری می پردازند.
فناوری اطلاعات در کتابخانه ها
فناوری اطلاعات از جمله ابداعات در حال رشد در حوزه خدمات اطلاعاتی، امکانات ارتباطی، و
منابع الکترونیکی است. اینترنت باعث دسترسی به خدمات مرجع و متن کامل منابع اطلاعاتی
میشود.با نگاهی اجمالی به منابع و متون کتابداری و اطلاع رسانی و مقالاتی که در سیمینارها و
کنگره های بین المللی در حوزه اطلاع رسانی ارائه شده است تاثیر روز افزون اینترنت به خدمات و
فعالیت های کتابخانه ای روز به روز مشهورتر و قوی تر احساس میشود. پیش بینی میشود پست
الکترونیکی که از پراستفاده ترین خدمات اینترنت محسوب میشود کار مبادله پستی میان بیش از50
میلیون نفر را در 1996 در بر میگیرد.و این اقدام پستی شامل پیام،فایل،متن کامل مقاله،تصاویر و
تقریبا هرگونه اقلام دیگری است که قابل تبدیل به علائم رایانه باشد.
تکنولوژی های جدید برای فراهم آوری در کتابخانه ها
انتشارات
در حالی که تولید کتب در سراسر گیتی هم چنان با رشد روز افزون ادامه دارد،انتشارات الکترونیکی
نیز با سرعت چشمگیری در حال تزاید هستند. کتابخانه ها به طور مداوم سرگرم ارزیابی و مقایسه
امتیازات رسانه های چاپی و الکترونیکی هستند و یکی از عوامل کلیدی در این ارزیابی مقایسه ای
هزینه کاربری است. تنها تعداد معدودی از کتابخانه ها توانایی مالی خرید بیش از یک شکل از دو
اثر را دارند. دیسک فشرده رایج ترین نوع مواد الکترونیکی موجود و شکلی کاملا آشنا برای
کتابداران است، باید توجه داشت که نرم افزار دیسک فشرده اغلب به آسانی در سیستم ماشینی
کتابخانه جا نمی افتد،هم چنین ممکن است استفاده از آن به اعضای پردیس خاصی محدود باشد، که
در آن صورت دستیابی به آن از راه دور ناممکن است .شکل های دیگر مثل دیسک های فشرده
چندگانه و رسانه های چند منظوره در بازارهای آموزشی و تفننی اهمیت بیش تری پیدا می کنند.
پایگاه های اطلاعاتی پیوسته در مقایسه با دیسک های فشرده امکان دستیابی سریع تر و روزآمدتری
را به فایل های پرحجم تر پدید می آورند، اما امتیازات و برتری دیسک های فشرده در بهره گیری
آنها در محل است که به کاربر امکان بازیابی اطلاعات مورد نیز را بدون نگرانی از افزایش هزینه
می دهد
.
شبکه
کاربران منفرد رفته رفته به دستیابی به اطلاعات از طریق اینترنت و کنار گذاشتن کتابخانه خو می
گیرند پس نابسامانی هایی در بودجه بندی و مجموعه سازی کتابخانه ها بوجود می آورند. تنها گروه
معدودی از کتابداران استفاده به سامان از اینترنت را در دستور کار خود وارد کرده اند. برای آگاهی
از محل و دستیابی به مواد و اطلاعات از طریق اینترنت ایفای نقش اصلی توسط کتابدار اجتناب
ناپذیر است. علاوه بر مسائل مربوط به بازیابی، مشکل تعیین صحت سندیت، و نیز دوام و ثبات متن
هم به این مشکلات افزوده می شود.
نظام های فراهم آوری
استفاده از سیستم های خودکار یکی از امتیازات بزرگ بخش فراهم آوری بویژه در زمینه سفارشات
است. مزایای ماشینی کردن عبارتند از:
دسترسی به اطلاعات موردی برای سازماندهی بهتر، ارزیابی روشن تر، حسابرسی دقیق تر، ادغام
عناوین در دست سفارش در فهرست کتابخانه، اجتناب از وارد کردن و تصحیح چند باره اطلاعات،
ونیز انجام امور مربوط به سفارش ،پیگیری، ابطال و دریافت، اعلام وصول، و گزارش های
اعتباری. ولی اکثر کتابخانه ها مایلند هم چنان از کارگزاران کوچک و فاقد امکانات کامپیوتری
استفاده کنند، و در نتیجه هنوز با روزگار ماشینی شدن کامل امر فراهم آوری در کتابخانه ها فاصله
داریم.نظام های کامپیوتری فراهم آوری در مسیری صعودی و در تمامی سطوح به صورتی روز
افزون به فراگیر شدن دسترس پذیری مواد در تمامی مراحل انتخاب و تهیه آن یاری می رسانند.هم
اکنون گرایش هایی به سویی اتصال سیستم های چند منظوره به اینترنت و منابع و دیسک های نوری
پدید آمده است..
در این جریان کتابخانه ها خود را به شکل مراکز اطلاعات درآورده و مالکیت خود را با اشتراک
منابع مورد حمایت جامعه همرا کرده و به عنوان موسسه هایی مهم در مبارزه با سانسور و پشتیبانی
پژوهش های مستقل ایفای نقش کنند.در این کتابخانه ها موادی به افراد عرضه میشود که بعید است
بتواند مالک آنن شوند. از این قرار کتابخانه ها گستره وسیعی از آثار نویسندگان و هنرمندان برای
خواننده تدارک میبینند . مبارزه جاری کمک به کتابخانه ها برای ظاهر شدن به صورت مراکز
اطلاعات چند رسانه ای همراه با حفظ ویژگی هایی است که سبب ارزشمندی آنها بوده است. علاوه
بر آن بایستی از اینکه سیاست حق مولف سبب بسیار گران تمام شدن این تکامل تدریجی نمی شود
اطمینان یافت
منابع
1-زمانی،عشرت."فناوریهای جدید و محیط های یادگیری".فصلنامه کتاب،67(پاییز 1385)
2-مرادی،شیما؛حاجی عزیزی،نادیا."کتابداران در جامعه ی اطلاعاتی فردا".فصلنامه کتاب،82
3-محسنی،حمید."اینترنت و دسترسی به خدمات مرجع،متن کامل منابع اطلاعاتی".فصلنامه
کتاب(زمستان1386)
4-او لاک،مایکل؛ترجمه نیازی،سیمین."آینده اطلاعات".فصلنامه کتاب(بهار1377)
5- زوارقی، رسول. "کتابخانه های عمومی آینده " .فصلنامه کتاب، 67 (پاییز 1385)
6- سالاری، محمود."نگاهی به آینده کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی...".32(4) ج8 . زمستان
1384
7- مکتبی فرد، لیلا." شخصی سازی خدمات کتابخانه ای گامی به سوی رضایت بیش تر"،اطلاع
شناسی . 4(1و2). پاییز و زمستان 1385.وقتی درباره مطالعه بچه ها صحبت می شود معمولا پدران ومادران می پرسند «چگونه بچه ها را به مطالعه تشویق کنیم؟» پاسخ به این سوال بستگی به خود پدر و مادرها و بستگی به بچه ها دارد. دراین مورد والدین باید مطمئن باشند كه كارهای زیادی می توانند انجام دهند.
هربارکه شما چیزی را با صدای بلند می خوانید یا ازبچه ها می خواهید که عکسهای یک کتاب را توضیح دهند، درواقع به آنها نشان می دهید که به مطالعه علاقه مندید. هربارکه شما به کتابخانه ای می روید و یا ازکودک خود می خواهید که درباه کتابهائی که دارد صحبت کند، به اونشان می دهید که مطالعه برای شما مهم است.
برگزاری مسابقات کتاب خوانی در منزل و ارائه خلاصه کتاب های مطالعه شده و زمان بندی بخشی از روزتان برای خواندن کتاب، تهیه کتابخانه ای کوچک در منزل و مبادله کتاب با آشنایان و همسالان کودک از جمله اموری است که شما میتوانید، روحیه کتاب خوانی را در فرزندانتان افزایش می دهید.
کودک ازاین کارهای شما نتیجه می گیرد که مطالعه کارمفید و لذت بخشی است. مغز کودک درسنین قبل ازمدرسه خیلی بیشترآماده پذیرش است. مسئله مهم دیگراین است که مطالعه، کودک را بعنوان یک فرد، هم ازنظرجسمی وهم ازنظر معنوی رشد می دهد، حتی درسنینی که کودک نوک زبانی حرف می زند، شخصیت او با شنیدن اشعار کودکانه و لالائی ها شروع به رشد می کند.
کودکی که به مطالعه می پردازد، درکتابها با سرزمینها وسنن مختلف انسان برخورد کرده وبا علوم وهنرهای جدید آشنا می شود حتی ممکن است با ناملایمات زندگی نیزازطریق کتابها برخورد کند. اگرشما اورا تشویق کنید وازاو سوالاتی بپرسید تا به کنه مطالبی که می خواهد پی ببرد، اومسلما فردی متفکر بار خواهد آمد.
قهرمانهای داستانها، جزئی اززندگی واقعی کودک می شوند او درباره قهرمانهای داستانها خواب می بیند و درخیال پردازیهایش مسائل ومشکلات قهرمانها را حل می کند.
خواندن داستانهای مختلف موجب شکل گرفتن ارزشهای گونا گون درذهن کودک می شود، حساسیت او را رشد می دهد واحترام به دیگران دراو شکل می گیرد، و رضایتی که او از مطالعه بدست می آورد، او را متکی به خود بارمی آورد.
سوالاتی که دراثرمطالعه برای کودک مطرح می شود ومقایسه هائی كه او بین مسائل مختلف می كند، موجب می شود كه او را فردی خلاق تربیت کند.شما پدران ومادران می توانید در رشد فكری ناشی ازمطالعه، برای كودك سهمی عظیم ترازمعلم داشته باشید، چرا كه شما بیشتر با كودكتان هستید و بیشتر در زندگی او تاثیرمی گذارید.
راهنمائی های شما درمورد تشویق به مطالعه، اگرهماهنگ با كارمعلم باشد، بیشتر موثر واقع می شود اگرشما با معلم كودك آشنا باشید كارتان بهترپیشرفت می كند، چرا كه هم شما وهم معلم درباره كودكتان عقاید واطلاعاتی دارید كه به درد یكدیگرمی خورند؛ مثلا معلم به شما می گوید كه چگونه درمدرسه به بچه خواندن یاد می دهد، یا چه داستانهائی معمولا مورد علاقه او قرارمی گیرد، و یا ازتجربیات شما استفاده می كند تا به كودكتان بهتركمك كند.
منبع :مدرسه علمیه نرجس
پیشگفتار
دربارۀ اهمیت مطالعه و نقش آن در پرورش شخصیت افراد و رشدِ دانش و فرهنگ در جوامع بشری، مقالههای بسیاری نوشته شده است و میشود. با وجود این، هرچه در این زمینه گفته یا نوشته شود، باز هم کم است. اما از آنجا که در این مقاله روی سخنمان عمدتاً با پدران و مادران، مربیان، معلمان و دستاندرکاران تعلیم و تربیتِ با فرهنگ است، اصل را بر این قرار میدهیم که اهمیتِ موضوع مطالعه و کتاب و کتابخوانی، بر مخاطبان ما روشن است، و این افراد، با قبول اصل قضیه و توجه به آن، حال مایلند بدانند به کمک کدام شیوهها میتوانند هرچه بهتر و بیشتر، کودکان تحت سرپرستیشان را به مطالعه علاقهمند کنند.
از آنجا که بذر هر موضوع تربیتی، در «خانواده» در وجود کودک کاشته و سپس توسط «مدرسه» و «جامعه» بارور میشود، ما نیز در اين مختصر به نقش دو نهاد از این سه نهادِ بزرگِ تربیتی يعني «خانواده» و «مدرسه» در ایجاد گرایش و عادت به مطالعه در بچهها میپردازیم:
الف. در خانواده
1. در اختیار قرار دادن کتابهایِ مصورِ رنگی
گرایش به مطالعه، مثل بسیاری از گرایشهای اکتسابیِِِِِِ دیگر، باید از همان دوران خردسالی (حدود دوازده تا چهارده ماهگی) در شخص به وجود بیاید؛ و اگر نتوان در همان سنین خردسالی بذر علاقه به کتاب و مطالعه را در وجود طفل کاشت، جبران آن در سالهای بعد، بسیار دشوار خواهد بود.
تجربه نشان داده است که بچهها از همان سنین پایین، از تماشای تصاویرِ سادۀ مربوط به موجودها و اشیاء آشنایِ اطرافشان لذت میبرند. بنابراین اگر در این دوران، کتابهای مُصَوّرِ رنگی ـ با خصوصیات گفته شده ـ در اختیار آنان قرار گیرد، به ورق زدن مکرر و تماشای تصاویر آن میپردازند؛ و به این ترتیب اولین سنگِ بنایِ آشنایی و الفت آنان با کتاب گذاشته میشود.
توضیحهای سادهای که از طرف پدر و مادر دربارۀ این تصویرها داده میشود، به دانشِ خردسال نیز غنایی بیشتر میبخشد و باعثِ تسریع در رشد فکری او میشود.
به مرور میتوان برای این تصاویر، داستانهایی کوتاه و سرگرمکننده ساخت و احتمالاً از خردسال خواست که آن داستانها را بازگو کند؛ یا او را واداشت که خود برای آن تصاویر، داستان یا داستانهایی بسازد و برای شما تعریف کند.
به تدریج که سن خردسال بالا میرود، میتوان کتابهایِ دارایِ داستانِ مصوّر را برای او خواند، و در همین حین به او تلقین کرد که وقتی به مدرسه رفت خودش میتواند نوشتههای کتابها را بخواند.
همچنین میتوان با استفاده از سيديها و نوارهای ضبط صوتي که براساس داستانهای شیرین و آموزنده و مناسب آن سنین توسط مؤسسات معتبر تهیه شده (نوار داستانها، همراه با کتاب مربوط به آنها)، کودک را با کتاب الفت داد. به این ترتیب که همراه با سيدي يا نوار داستان، کتاب مذکور را هم در اختیار کودک گذاشت تا همزمان با گوشدادن به سيدي يا نوار، با ورق زدن کتاب مربوط به آن و تماشای تصاویرش، صحنههای داستان را بهتر مجسم کند.
2. داستانگویی و داستان خوانی
داستانهای ساده و سالمی که مادرها ـ و احیاناً مادربزرگها و پدربزرگها ـ برای بچهها تعریف میکنند نیز وسیلۀ دیگری در جلب آنان به کتاب و مطالعه است.
جمعی از کارشناسان معتقدند که کتابخوانی برای بچهها، منحصر به سنین خردسالی و زمانی که بچهها سواد خواندن و نوشتن ندارند، نیست؛ بلکه این کار لااقل تا حدود دوازده سالگیِ آنها باید ادامه یابد.
3. اهل مطالعه بودنِ بزرگترها
در خانوادههایی که پدر و مادر یا برادر و خواهرهای بزرگتر، اهل مطالعهاند، بچهها با مشاهدۀ آنان، خود به خود به مطالعه و روی آوردن به کتاب تشویق میشوند. مثلاً پدر و مادری که شبها قبل از خواب، ساعتی را به مطالعه میگذرانند، بیآنکه حتی خود بخواهند، به تدریج شاهد خواهند بود که فرزند خردسالشان هم کتابی به دست میگیرد و به تقلید از آنها ـ ولو به ظاهر ـ مشغول مطالعۀ آن میشود.
به همین سبب، از سنین چهار ـ پنج سالگی که احساس مالکیت در بچهها قویتر میشود، لازم است آنها کتابهایی از آن خود داشته باشند. اما در تمیز و سالم نگه داشتن کتاب توسط آنان، نباید وسواس زیاد به خرج داد و اصرار بیش از حد داشت. بلکه باید اجازه داد کتاب نیز مانند یک اسباببازیِ مورد علاقه، مونس آنان در جاها و حالتهای مختلف باشد؛ ولو آنکه احتمالاً کثیف یا چروک و پاره شود.
4. صحبت کردن با كودكان و...
كودكاني که حرفزدنشان پیشرفتهتر است، اغلب در سالهای اولیۀ دبستان، بهتر و راحتتر میتوانند خواندن را شروع کنند. بنابراین گوشدادن صبورانه به حرفهای بچهها، دادنِ اجازۀ سخن گفتن و ابراز وجود به آنان، و صحبت کردنِ صحیح و سلیس با ایشان، میتواند یکی از گامهای اولیه در امر علاقهمند کردن کودکان به مطالعه باشد.
یکی از متخصصان در این زمینه میگوید: «کودکانی که در بزرگی در شمار مطالعهکنندگان خوب و ماهر قرار میگیرند، بیشتر آنهایی هستند که خوب فکر کردن، خوب گوش دادن، و خوب حرف زدن را در کودکی آموختهاند.»
بازیهای توأم با کلام آهنگین نیز نقطة شروعی مطبوع برای علاقهمند کردن طفل به مطالعه هستند:
بچهها از چهار ـ پنج سالگی، از کلام آهنگین لذت میبرند؛ و داستانهای و کتابهایی که دارای چنین بخشهایی هستند، برایشان بسیار دوستداشتنیاند.
همراه با این کارها، پدر و مادر بهتر است هنگامی که به کتابخانه میروند، کودکشان را نیز همراه ببرند. از این راه نیز، از همان سنین پایین، انس و الفتی بین کودک و کتاب و کتابخانه ایجاد میشود. (البته کتابخانهها نیز باید بخشی جذّاب و مستقل، مخصوص کودکان و نوجوانان داشته باشند.)
5. خواندن شعر برای كودكان و تشویق آنان به حفظ کردن آن
بسیاری از بچههایی که در سنین بالاتر نسبت به شعر بیتفاوتند، کسانی هستند که در سنین پایین، شعر با صدای بلند نشنيدهاند.
علاقه به شعر را میتوان از هشت ـ نُه ماهگی، که طفل به شنیدن لالایی علاقهمند میشود، در او ایجاد کرد، و بعدها با مَتَلها، داستانهای آهنگین یا دارای قسمتهای موزون، و شعرهای ساده و متناسب، به آن استمرار بخشید و ریشهدارش ساخت.
شعرهای این سنین، تا آنجا که ممکن است باید کوتاه و دارای وزنهای ساده و عمدتاً هجایی باشند. از نظر موضوعی نیز، بهتر است از شعرهای خندهدار و فکاهی شروع کرد. شعرهایی که در ارتباط با داستانهای مورد علاقة بچهها یا حوادث روزمرۀ پیرامون آنها، یا راجع به حیوانها و اسباببازیهای مورد علاقة آنان باشند هم، توجه ایشان را به خود جلب میکنند.
روزهای بارانی یا بعدازظهرهایِ داغ تابستان که کودک مجبور است در خانه بماند، و یا وقتهایی که از بازی و جنب و جوش خسته شده و در حال استراحت و سکون است، بهترین زمانِ شعرخوانی برای اوست.
البته شعر را باید صحیح و سَلیس و با حالت و احساس خواند؛ تکیهها و مکثهای لازم روی کلمهها را رعایت کرد، و این کارها را با حرکتهای مناسب سر و دست و صورت همراه کرد. جدا از اینها، هرچه شعر، با توجه به موقعیت ویژهای که خردسال در آن واقع شده است انتخاب شود، تأثیر و فایدۀ بیشتری به دنبال خواهد داشت.
6. تشویق کودکان به صحبت دربارۀ کتابها
بچهها اغلب مشتاقند دربارۀ کتابهای جالبی که خواندهاند یا مایلند بخوانند، صحبت کنند. صبوری و حوصله به خرج دادن بزرگترها در این مورد و گوش دادن به صحبتهای آنها در این زمینه و در صورت لزوم تشویق آنان به این کار، گامی مؤثر در گرایش دادن هرچه بیشترشان به مطالعه است. (روشن است که در این راه، هرگونه اجبار، و یا تبدیل موضوع به شکلی از «درس پس دادن»، مطلقاً درست و مفید نیست.)
7. استفادۀ درست از صدا و سیما و سینما
از حدود سالهای آخر قبل از دبستان، قدرت تمرکز در گوش و گرایش به گوشدادن صبورانه، در خردسال پرورش مییابد. درنتیجه، او به گوش دادن به برنامههایِ مناسبِ خود که از رادیو پخش میشود، علاقه پیدا میکند. توجه به برنامههای تلویزیونی نیز، مدتها زودتر از این در او ایجاد میشود. این، ویژگی مثبتی است که چنانچه صدا و سیما با برنامهریزی صحیح و علمی با آن روبهرو شود، میتوان بهرههایِ مثبتِ تربیتی و پرورشیِ بسیاری از آن گرفت. با وجود این، توجه بچهها به این وسایل ارتباط جمعی، تا حدودی معیّن، مفید و صحیح است، و اگر از آن مرزها بگذرد، قطعاً تأثیری معکوس در امر مطالعۀ آنان خواهد داشت.
بچهها اغلب دارای قدرت تجزیه و تحلیل کافی و یا پیرو عقل و منطق در برنامهریزی برای خود و تقسیم وقتهایشان میان کارهای مختلف و یا نگهداری «حد» برای پرداختن به امور مورد علاقة خویش نیستند. از طرفی، بخصوص در سالهای آخر دبستان، در مواردی مثل میزان تماشای تلویزیون یا رفتن به سینما، بچهها اغلب مُقلّد بزرگترها ـ خاصه پدر و مادرشان ـ هستند.
خلاصه آنکه، نباید اجازه داد كودكان وقتی بیش از حد لازم را صرف گوش دادن به رادیو یا تماشای تلویزیون و یا رفتن به سینما کنند. در عوض باید آنان را تشویق کرد که بخشی از این وقتِ صرفهجویی شده را به مطالعۀ آزاد اختصاص دهند.
ب. در مدرسه
بعضی صاحبنظران معتقدند که حدود نود و پنج درصد از بچهها را میتوان تا همان دورۀ دبستان به مطالعه علاقهمند کرد؛ و کسی که در این سنین به این مرحله نرسد، بسیار مشکل خواهد بود که بعدها بتوان وی را به مطالعه علاقهمند کرد.
مدرسه دومین محیط تربیتی است که در شکلدهی به شخصیت کودک، فوقالعاده مؤثر است. و بخصوص با دقت در اینکه کودک ـ علیالقاعده ـ آموختنِ خواندن و نوشتن را از مدرسه آغاز میکند، نقشِ حساسِ اولیاي مدارس در این مورد بیشتر آشکار میشود.
اهمّ روشهایی که به وسیلۀ آنها میتوان در مدرسه، کودک را با کتابهای غیردرسی آشنا ساخت و شوق به مطالعه را در او بیدار کرد، به شرح زیر است (البته برخی از این شیوهها باید در زمانِ مناسبِ خود و برای دورهای خاص از تحصیل به کار رود):
1. داستانگویی و کتابخوانی
یکی از روشهای مؤثر برای علاقهمند کردن بچهها به مطالعه (چه در دوران قبل از دبستان و چه در دورۀ دبستان)، «داستانگویی» و «کتابخوانی» است.
بچهها عاشق داستان ـ بخصوص داستانهای مهیّج و پرماجرا و شیرین ـ هستند. بنابراین لازم است که آموزش و پرورش، در طول هفته، ساعتی از ساعات کلاسی را به «داستانگویی و کتابخوانی» اختصاص دهد. در این ساعتها، «داستانگو» با تعریف داستانهای جالب و آموزنده، هم میتواند کودک را سرگرم کند و از این طریق کششی نسبت به کتاب و مطالعه در او به وجود آوَرَد و هم با آموزش بعضی نکات تربیتی در خلال داستانها، به تربیتِ روح و روانِ او بپردازد. علاوه بر اینها، به این وسیله میتوان از مدرسه، محیطی دلچسب برای کودکان ساخت و آنها ـ بخصوص بچههای گریزپا ـ را به تحصیل راغب ساخت. در سالهای آخر دبستان که سن و میزان دقت و توجه بالاتر میرود، میتوان جلسههای داستانگویی را به «داستانخوانی» (خواندن داستان از روی کتاب) تبدیل کرد؛ و در سالهای بالاتر، میتوان کتابهای غیرداستانی را نیز برای آنان خواند (برای آنکه کودک یک بُعدی نشود و تمام مطالعهاش را به داستان منحصر نکند).
لازم به گفتن است که داستانگویی و کتابخوانی، مستلزم رعایت شرایطی (از قبیل بیان رسا و صمیمی، تسلط داستانگو به موضوع داستان، حرکتهایِ متناسبِ سر و دست و اندامهای صورت، جالب و قابل فهم بودن موضوع برای مخاطبان، زیاده از حد طولانی نبودن داستان و مانند اینها) است، که بدون مراعات آنها، چندان موفقیتی در کار حاصل نخواهد شد. کتابخوانی را نیز تا آنجا که ممکن است باید خود معلم انجام دهد. و در صورت استفاده از دانشآموزان برای این کار، کسانی را انتخاب کند که قادر باشند نوشته را رسا و خوب و قابل فهم بخوانند.
2. بردن كودكان به کتابخانه
اگر معلم بتواند پای بچهها را به کتابخانه باز، و آنان را به رفتن به آنجا علاقهمند کند، یکی از مؤثرترین گامها را در راه الفت دادن ايشان با کتاب و مطالعه، برداشته است.
پس، در کنار کارهایی نظیر داستانگویی و کتابخوانی، باید آرامآرام پای کودک را به کتابخانه باز کرد. این کار را میتوان از اواخر کلاس اول دبستان آغاز کرد. (البته در مناطقی که کتابخانه محلی دارند و این کتابخانه، برنامۀ خاص داستانگویی و سایر برنامههای مخصوص سنین زیر دبستان دارد، از همان سنین خردسالی نیز میتوان بچهها را به کتابخانه برد.) زیرا در این مدت، کودک کم و بیش برخی کلمهها و حروف الفبا را شناخته است و کمکم میتواند از کتابهای سادهای که برای او نوشته شده است، استفاده کند.
گاه نیز مُلزم کردن بچهها به تهیة گزارشی از کتابخانۀ محلۀ یا... به عنوان انشا یا کارِ عملیِ کلاسی، میتواند اقدامی مفید در جهت مأنوس کردن بچهها با کتابخانه باشد.
معلم میتواند در یکی از ساعات کلاس، دانشآموزان خود را به کتابخانۀ مدرسه ببرد و آنان را اجمالاً با آنجا و کتابهای موجود در آن آشنا کند. بچهها حتی میتوانند در همین بازدید، به عضویّت کتابخانه درآیند. عضویت در کتابخانه، علاوه بر آنکه گامی در جهت نزدیکتر کردن آنان به کتاب است، به آنها احساس غرور و شخصیتی خاص نیز میبخشد.
در سالهای بعد میتوان همین کار را با بردن كودكان به کتابخانههایِ بزرگِ خارج از مدرسه، مثل کتابخانة ملی یا کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و احیاناً کتابخانۀ مسجد محله، انجام داد. در هر حال معلمان باید تا آنجا که میتواند بچهها را به عضویت در کتابخانههایِ خاصِ خودشان تشویق کنند، و در صورت نیاز به ضمانت دانشآموزان برای این کار، از آن دریغ نورزند.
تجربه نشان داده است که به محض آنکه عدهای از دانشآموزان یک کلاس به عضویت یک کتابخانه درمیآیند و از آن کتاب میگیرند، سایر دانشآموزان آن کلاس نیز داوطلبِ عضویت در آن کتابخانه میشوند.
3. بردن كودكان به مؤسسههای انتشاراتی
این کار که میتواند با آشنا ساختن آنان با مراحل مختلف چاپ یک کتاب یا مجله همراه باشد، ضمن آنکه به بچهها معلومات تازهای میدهد و موجب لذت بردن آنان از این بازدید خواهد شد، نقشي بهسزا در علاقهمند كردن آنان به مطالعه خواهد داشت. بسیار بهتر خواهد بود اگر این بازدید، از یکی از محلهای شناخته شدۀ چاپ و انتشار کتابهای کودکان یا یکی از مجلههای محبوب آنها باشد.
4. مُلزم ساختن دانشآموزان به مراجعه به کتابهایِ کمک درسی
معلم میتواند قبل از شروع هر درس، منابعی را که در آن، مطالبی مکمل آن درس خاص (در حد فهم دانشآموزانش)، آمده است شناسایی، و پس از تمام شدنِ درس، آنها را به دانشآموزان معرفی کند، و آنان را تشویق کند که برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در زمینۀ درس مذکور، به آن منابع مراجعه کنند. (بسيار خوب خواهد بود اگر مؤلفان کتابهای درسی، در پایان هر درس، خود، تعدادي از این کتابها را معرفی کنند.)
از طرفی، معلمان انشا، میتوانند با دادن موضوعهایی که نوشتن آنها نیازمندِ مراجعه به یک یا چند کتاب است، و معرفی آن کتابها، بچهها را وادار به مطالعه کنند. یا با دادن موضوعهایی مثل «بهترین کتابی که خواندهام» و امثال آن، دانشآموزان را به مطالعه ترغیب کنند. معلمان درس فارسی نیز امکانِ وسیعی برای وادار کردنِ بچهها به کتاب خواندن دارند. به طور مثال، معلم، هنگامی که شعری را از کتاب فارسی میخواند، شعری دیگر از شاعرِ شعر مذکور را نیز ـ که در خاطر دارد ـ برای بچهها بخواند. سپس از زندگی، سبک و آثار آن شاعر برای بچهها بگوید، و آنان را تشویق کند که بقیۀ شعرهای او را نیز بخوانند (همینطور در مورد نویسندگان). یا با خواندن قسمتهای زیبایی از شعرها و مطالب جالب از منابع غیردرسی برای بچهها، شوق به ادبیات را در دل آنان زنده، و شعلۀ اشتیاق به آن را در درونشان فروزان کند.
5. دادن موضوع انشا راجع به کتاب
این کار میتواند به مناسبت یا بیمناسبت، و یا به شکلهای مختلفِ ابتکاری باشد. برای مثال، «فایدههای کتاب را بنویسد»، یا «دلتان میخواست جای کدامیک از قهرمانان داستانها باشید»، یا...
6. درست کردن دفتر شرح احوال نویسندگان و شاعران
این کار، جدا از وادار ساختنِ بچهها به مطالعۀ بيشتر و مراجعه به منابع مختلف، میتواند زمینهای مناسب برای آشنایی آنان با نویسندگان و شاعران برجسته و متعهد، و نیز احتمالاً، مطالعۀ آثار آنان باشد.
7. معرفی کتاب به مناسبت روزهای خاص
مربی پرورشي یا معلم، باید تقویمی شامل روزهای ویژه داشته باشد. مدرسه نیز باید به مناسبت هر یک از این روزها، مراسمی ـ ولو ساده و مختصر ـ برگزار کند. آنگاه مربی یا معلم، به این مناسبتها، دانشآموزان را به کتابهايی ارجاع دهد که حاوی اطلاعاتی بیشتر، راجع به وقایع و مسائل آن روزهای خاص هستند. یا بچهها را از چند روز قبل تشویق کند که با مراجعه به منابعي که خودش یا کتابدار معرفی میکند، شعر یا نمایشنامه یا مقالهای برای آن روز تهیه کنند و آن را در حضور بچهها اِجرا کنند یا بخوانند.
یا بخوانند.
8. «داستانسازی» توسط بچهها
به این شکل که معلم با گفتن «بسمالله...» و «یکی بود، یکی نبود...»، مطلب را شروع کند و از بچهها بخواهد که به ترتیب، هر یک، جملهای به این مقدمه بیفزاید. به طوری که جملۀ هر نفر، در ادامه و تکمیل جملۀ نفر و یا نفرات قبل از خود باشد؛ و در مجموع، یک خط سیر مشخص در آن دنبال شود، تا آنجا که به پایان برسد. (در این شیوه، بهتر آن است که معلم، مطلب و جملههای گفته شده توسط خودش و بچهها را، به همان ترتیب، روی تختهسیاه بنویسد.)
9. اجرای نمایشنامه
معلمان و مربیان مدرسه به صورت مستقل، و گاه نیز به کمک خودِ بچهها، میتوانند متن یک داستان عامیانه یا غیرعامیانۀ از پیش آماده را به صورت نمایشنامه درآورند، و دانشآموزان، آن را اجرا کنند. این کار باعث میشود که هم دانشآموزانِ اجرا کنندۀ نمایش به کتاب مربوط به آن مراجعه کنند و هم سایر دانشآموزان به مطالعۀ آن کتاب تشویق شوند. گاهی نیز اجرای یک یا چند سرود از شعرهای یک کتاب، بچهها را به مطالعۀ آن راغب میکند.
10. دادنِ فهرست کتابهایِ مناسب
با توجه به اوقات فراغت نسبتاً زیادِ دانشآموزان در تابستان، در اواخر هر سال تحصیلی، معلمان میتوانند فهرستی از کتابهای مناسب و جالب را در اختیار بچهها قرار دهند، تا آنان، در تابستان با خرید و یا امانت گرفتن آن کتابها از کتابخانهها و یا دیگران، به مطالعۀ آنها بپردازند. این کار، جُدا از آنکه مانع از به هدر رفتن وقت بچهها در اثر مطالعۀ آثار بیارزش و احتمالاً بدآموز میشود، انگیزۀ بیشتری برای مطالعه در آنها ایجاد خواهد کرد.
11. معرفی کتابخانهها
این کار نیز بهتر است توسط آموزگاران، مربیان، کتابدار مدرسه و یا مجلههای خاصِ کودکان و نوجوانان انجام پذیرد؛ تا دانشآموزان دقیقاً با این مراکز آشنا شوند و در اوقات فراغت خود ـ بخصوص تابستانها ـ بتوانند به این کتابخانهها مراجعه، و برای مطالعۀ خود، از آنها کتاب دریافت کنند.
12. دقت در انتخاب کتاب برای کتابخوانهای نُوپا
چه بسا یک انتخاب نابجا در این زمینۀ، کودکی را که تازه به کتاب رو آورده است برای مدتي مدید، از مطالعه دلزده کند. بنابراین بهتر است برای کودکی که ـ به هر دلیل ـ تازه مطالعه را شروع میکند، کتابهای ساده، اما شیرین و احیاناً مُهیّج و پرماجرا، و گاه صرفاً فکاهی و مفرّح انتخاب کرد؛ تا با این تمهید او به مطالعه علاقه پیدا کند. همچنین، این کار، بهتر است تا زمانی که اطمینان حاصل شود که علاقة لازم در او به وجود آمده و پا گرفته است ادامه یابد. آنگاه است که میتوان کتابهایی نسبتاً سنگینتر و با مطالبی عمیقتر به او ارائه کرد. اما این کار نیز باید حساب شده و به تدریج صورت گیرد: نباید عجله کرد. به اندازۀ کافی فرصت هست. باید حساب شده و دقیق به پیش رفت.
گاه نیز مشابه این شیوه میتواند دربارۀ بچههایی که در وضعیت روحی خاصی قرار گرفتهاند اِعمال شود. مثلاً کودكی که از پدر یا مادر خود جدا شده است، در صورت مطالعۀ کتابی که شخصیت اصلی آن به وضعیت خودِ او دچار بوده است، چه بسا انس و الفتی خاص با کتاب بیابد و آن را به عنوان دوستی همدل بپذیرد. همچنین، گاه که یک مسألۀ خاص در سطح جامعه مورد توجه و علاقۀ عموم قرار میگیرد (مثلاً زلزله، سیل، سفر به کرات دیگر،...) دادن کتابي مناسب در این زمینه به كودكان و نوجوانان، میتواند عاملی مهم در گرایش دادن آنان به مطالعه باشد.
کودکان از سالهای آخر دبستان به ورزش و مطالب ورزشی علاقهمند میشوند. به ویژه در هر فصلِ خاص، دادن کتابهایِ ورزشیِ متناسب با آن فصل (مثلاً کتابی راجع به شنا، در تابستان)، نیز میتواند در جلب توجه آنها به کتاب، مفید باشد.
13.تهیۀ نشریۀ دیواری
با تشکیل گروههای روزنامهنگاری میتوان کودکان و نوجوانان را به نوشتن داستان، مقاله و شعر تشویق کرد.
اگر در هر نشریه، قسمتی به معرفی یا نقد و بررسی کتاب اختصاص یابد، بچهها برای تهیۀ این مطلب، خواه ناخواه مجبور به مراجعه به کتابها و مجلهها خواهند شد؛ و این خود گامی در جهت آشتی دادنِ آنان با کتاب است. (گاه میتوان به جای نشریۀ دیواری، نوشتههای بچهها را در نشریههایی که به صورت پُلیکپی تهیه میشوند چاپ کرد و با قیمت ارزان در معرض فروش گذاشت.)
14. معرفی نویسندگان و شاعران
با معرفی نویسندگان و شاعرانِ خوب و كتابهايشان، کودک يا نوجوان به خواندن آثار آنان راغب خواهد شد. ضمن آنکه، کودکان و نوجوانان که اهل مطالعهاند نیز، به این وسیله خواهند دانست که چه آثاری را باید بخوانند؛ و در نیتجه، مطالعهشان روالی صحیحتر به خود خواهدگرفت.
15. نقد و بررسی کتاب
این کار اگر درست و علمی و به شکلی جذّاب صورت گیرد، میتواند بسیار مفید و مؤثر باشد. به این دلیل که به این بوسیله، کودک یا نوجوان متوجه خواهد شد که کتاب، «وَحیِ مُنزَل» نیست؛ و آنچه در آن نوشته شده است، گاه نیز میتواند درست نباشد. نیز این را درخواهد یافت که همه چیز را همگان دانند؛ و چه بسا نویسندهای، بسیار چیزها را نداند. همچنین او میآموزد که از آن پس، هر نوشته و کتاب را با دیدی انتقادی بخواند. و از این طریق، متوجّه نکات ریز و دقیقی در نوشته خواهد شد، که هنگامی که خود آن را مطالعه کرده بود، متوجّه آنها نشده بود.
نقد و بررسی کتابها، به بچهها شمَّ انتقادی خواهد داد و باعث خواهد شد که با خواندن یک کتاب، از اینرو به آنرو نشوند؛ سیلقۀ آنان را در انتخاب کتاب بالا خواهد برد، و موجب خواهد شد که دیگر هر کتابی را نخوانند بلكه كتابهاي مناسب و مفيد را انتخاب كنند.
این کار، احتمالاً، عدهای از کودکان و نوجوانانی را هم که هنوز کتاب موردِ نظر را مطالعه نکردهاند، به خواندن آن کتاب متمایل خواهد کرد.
نقد و بررسی کتاب، به شکل غیرمستقیم، بچهها را در نوشتن نیز یاری خواهد کرد و نقایصِ آنها در نگارش را بر خودشان آشکار خواهد ساخت.
این کار همچنین به کودک و نوجوان، راهِ شناخت و استفادۀ بیشتر از اثر را خواهد آموخت (توجه به «مقدمه» و «پیشگفتار» کتاب و علت وجودی آنها، زمان و تیراژ و نام مؤلف یا مترجم و ناشر، تعداد دفعههای چاپ، زیرنویسها،...).
16. برگزاری نمایشگاه کتاب
میتوان حداقل هر فصل یک بار، نمایشگاهی از آثار خوب گذشته و آخرین آثار چاپ شدۀ مناسب بچهها، در مدرسه یا مسجد محله ترتیب داد. این نمایشگاه بهتر است به طرزی جالب و زیبا تشکیل شود و در آن، کتابها با تخفیفهای زیاد به بچهها ارائه گردد، و از پدران و مادران نیز دعوت شود که در این نمايشگاه شرکت کنند.
نمایشگاه کتاب باعث میشود که حتی كودكان و نوجوانان که اهل مطالعه نیستند نیز تشویق شوند که چند جلدی کتاب بخرند. از طرفی، گاه که مطالعۀ بچهها به آثار یک یا چند نویسندۀ خاص محدود شده است، برگزاری نمایشگاه، با معرفی آثار نویسندگان دیگر، منجر به گسترش آن محدودۀ خاص مطالعاتی آنان خواهد شد. همچنین، برگزاری نمایشگاه، بچهها و معلمان آنان را با آخرین کتابهای چاپ شده آشنا میسازد؛ و از این طریق، آموزگار متوجّه خواهد شد که مطالبی که دانشآموزان در اوقات آزاد خود مطالعه میکنند چه چیزهاست.
میتوان در کنار نمایشگاه، به برگزاری سخنرانیهای جذّاب، نمایش فیلم و اسلاید دربارۀ کتاب، یا انتشار جزوههایی در زمینة اهمیت مطالعه نیز اقدام کرد. در نمایشگاه، همچنین میتوان نوشتههای خوب کودکان و نوجوانان را نیز به معرض نمایش دیگران گذاشت و به این وسیله هم آنها و هم دیگر بچهها را به مطالعه و نوشتن ترغیب کرد.
در صورت نبود امکان برگزاری نمایشگاه در محله، میتوان بچهها را برای بازدید نمایشگاههای کتابی که در مناطق دیگر برگزار شده است، برد. (با این همه، برگزاری نمایشگاههایِ سیّارِ کتاب، برای روستاها و نقاط دوردست، از واجبترین کارهایی است که باید انجام گیرد.)
17. فروش همیشگی کتاب
میتوان در مسجد یا مدرسه، به طور دایم ـ در تمام طول سال ـ قسمتی هرچند کوچک را به محل فروش کتاب اختصاص داد. برای این کار، میشود از محل شرکت تعاونی مدرسه، و در صورت نبودن آن، از یک میز ساده در گوشۀ راهرو یا حیاط مدرسه یا نمازخانه استفاده کرد. کتابهایی که در این محل برای فروش ارائه میشوند، میتوانند از بهترین کتابهای گذشته و آخرین و مناسبترین کتابهای چاپ شدۀ جدید باشند. در بالایِ میزِ فروشِ کتاب، میتوان با اعلانها و آگهیهایی، یا نقل قسمتهايی از کتابها، به معرفی کتابهای مفید برجسته پرداخت، تا بچهها به خرید آنها تشویق شوند.
18. ترغیب كودكان و نوجوانان به نوشتنِ کتاب
بخصوص در سنین اولیۀ دبستان، میتوان بچهها را تشویق کرد که داستانی بنویسند و برای آن نقاشی کنند. آنگاه معلم بهترینِ این نوشتهها را به صورت کتابی درآورده، در بهترین جای مدرسه یا کتابخانۀ کلاس یا مدرسه به معرض نمایش بگذارد. بعداً نیز میتوان آن را در کتابخانه قرار داد تا مانند سایر کتابها مورد استفاده و مطالعۀ ساير دانشآموزان قرار گیرد. این کار تأثیر قابل توجهی در ترغیب بقیه به مطالعه و نوشتن خواهد داشت.
19. برگزاری روزهای یا هفتۀ خاص کتاب
در این روزها میتوان بچهها را به نوشتن مقاله یا ایراد سخنرانی دربارۀ اهمیت و ارزش کتاب یا شرکت در مسابقههایی در این زمینه تشویق کرد. همچنین، در صورت امکان، خوب است از نویسندگان مورد علاقۀ بچهها دعوت به عمل آید تا برای ایشان صحبت کنند و به سؤالهای آنان در زمینۀ نگارش و کتاب، پاسخ دهند. (از این مناسبتها میتوان یک استفادۀ جنبی مهم نیز کرد؛ و آن تشویقِ مردم برای کمک به تجهیز كتابخانههاي خاص کودکان و نوجوانان است.
20. آموزش روش مطالعه (بخصوص تندخوانی)
تحقیقات نشان میدهد که بعضی از متنها را میتوان با سرعت صد و برخی دیگر را با سرعت دویست کلمه در دقیقه خواند. در برخي کشورها مطالعه کنندگان ماهری هستند که با حذف کردن کلمات زاید و بهرهگیری از شگردهای دیگر به هنگام مطالعه، گاه در هر دقیقه ششصد تا هزار کلمه میخوانند و در عین حال، معنی متنی را که میخوانند درمییابند و میتوانند آن را بازگو کنند.
به تجربه ثابت شده است که اگر راهِ درستِ مطالعه کردن و تندخوانی را به كودكان و نوجوانان بیاموزیم و آنان را به تمرین و تکرارِ مُنظّم و حساب شده در این راه برانگیزیم، در جوانی به حدِ متوسطی از تندخوانی خواهند رسید.
آموزش این شیوه به بچهها، به آنان کمک خواهد کرد که از وقتِ خود برای مطالعه، استفادهای به مراتب بیشتر ببرند. (این آموزش، خود شیوههایی عملی و تمرینهایی دارد، که در کتابهای مربوط به آن، به تفصیل بیان، و حتی اخیراً آموزشگاههایی نیز در این ارتباط تأسیس شده است.)
21. به تصویر کشیدن یک صحنه یا شخصیّتِ موردِ علاقه از یک داستان
این کار که باید به وسیلۀ دانشآموزان صورت گیرد، میتواند به شکلی جدّی یا کاریکاتورگونه، به عنوان تکلیف کلاس نقاشی یا به صورت داوطلبانه، یا مسابقه و مانند آن باشد؛ و بهترین تصویرهای ارائه شده، در نمایشگاههای کتابی که در مدرسه یا «ناحیه» برگزار میشود و یا کتابخانۀ مدرسه، نصب شود.
زمانی خواندن یك كتاب برای كودك خوشایند و لذتبخش است كه موجودات خیالی داستان به پرواز در آیند ، قطارها به صورت واقعی حركت كنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زیر نورماه به خواب بروند. هنگامی كه برای كودك خود كتاب می خوانید فرصت پیدا می كنید تا با صداهای موجودات و شخصیت های داستانی سخن بگویید ، تخیلی رفتار كنید و حتی مانند یك كودك باشید . به عبارت دیگر از شخصیت واقعی خود خارج شده و مانند شخصیت های داستانی رفتار كنید . شما تصمیم می گیرید كه چقدر هیجان زده باشید، شادی كنید ، یا غمگین و حتی عصبانی شوید. چقدر باید روی یك شخصیت تأكید كنید و چه اندازه لازم است كه بر هیجان قصه بیفزایید، به این ترتیب نتیجه كار منحصر به فرد خواهد بود.
كودك در سنین خیلی پایین ( شیرخوارگی ) كه دركی از معانی واژه ها ندارد و تفاوت ظریف موجود بین آنها را نمی فهمد، از شنیدن صداهای متنوع شما و دیدن احساسات و عواطف شما لذت می برد . ادای عبارت های داستان توسط شما حاوی علایم و نشانه های محرمانه است كه فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درك می كنید.
چگونه برای فرزند خود كتاب می خوانید؟
با صدای آهسته ، با لحنی گرم و دلنشین ، با شور و حرارت یا ...؟ به هر شیوه ای كه برای كودك خود كتاب بخوانید، می توانید بیش از پیش به او نزدیك شده و از كنار یكدیگر بودن لذت ببرید. وقتی كه كودك از سنین پایین با كتابخوانی آشنا شود، همراهی شما به او كمك می كند كه به تدریج مهارت های فردی خود را گسترش داده و تكامل بخشد. ارزشمندترین دستاورد نیز علاقه مند شدن به كتاب است .
انتخاب كردن كتاب برای كودكان
به دنبال كتاب هایی بگردید كه داستان های خوب و متنوعی دارند، كتاب ها ی مصور و كتاب هایی كه شما نیز از مطالعه آنها لذت می برید و كتاب هایی كه با خلق و خوی كودك شما سازگار است .
برای انتخاب كتاب مرحله زندگی كودك خود را در نظر بگیرید، و ببینید در چه دوره تكاملی قراردارد. نخستین دوره كودكی ، دوره ای است كه بچه ها مهارت های سرگرم كننده متعددی را فرا می گیرند و با شرایط تازه ای روبه رو می شوند. برای كودكان مختلف و مناسبت های گوناگون ، كتاب های متنوعی موجود است ، تقریباً درباره هر موضوعی كتاب وجود دارد.
به دنیا آمدن فرزند دوم، نگهداری از كودك ، دوست یابی ، دوستان واقعی و غیرواقعی ، به مدرسه رفتن ، اخلاق های خوب ، اخلاق های بد ، عواطف و احساسات ، همكاری كردن ، به دكتر رفتن ، به دندانپزشكی رفتن، تنها بودن با خواهر یا برادر خود، خوابیدن و حتی مراسم مذهبی .
آیا تا به حال پس از خواندن عبارتی از یك كتاب به فكر نیفتاده اید كه : " این موضوع همان چیزی است كه می خواهم با كودكم در میان بگذارم... "؟ خواندن كتاب كودكان ، به بزرگسالان ( والدین ) كمك می كند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند ، بیان كنند . چیزهایی كه گاه والدین نمی توانند برای ادای آن واژه ای بیابند.
كتابی را برای فرزند خود انتخاب كنید كه :
- هر دو از خواندن آن لذت می برید و به موضوع آن علاقه مندید.
- با خواندن آن ، كودك شما دانستنی هایی درباره جهان پیرامون خود می آموزد.
- به شما كمك می كند كه آنچه درذهن خود دارید ، بیان كنید.
-به كودك كمك می كند تا احساس خوب و مثبتی از خود داشته باشد و به قابلیت های تازه خود پی ببرد.
- به كودك كمك كند كه بداند در دنیای اطراف او كودكان دیگری هم هستند كه شرایط و احساسات مشابهی با او دارند.
- به كودك كمك كند تا مفاهیم و معانی ارزش ها، سنت ها ، خانواده ، جامعه و... را درك كند.
در سنین شیرخوارگی ، كودك از خواندن چه نوع كتاب هایی لذت می برد؟
- كودك از بدو تولد از شنیدن صدای كتاب خواندن شما لذت می برد، برای او شنیدن صدای گرم و دلنشین شما لذتبخش ترین چیز در دنیاست . تا زمانی كه كودك با حوصله به سخنان شما گوش می دهد كتابخوانی را ادامه دهید.
- قبل از خواب ، هنگامی كه كودك با شیئی بازی می كند و آن را روی زمین می غلتاند زمان مناسبی برای گوش كردن به كتاب خوانی شماست.
- به كودك امكان آشنا شدن با كتاب به شیوه خودش را بدهید. در این سن ، كودك دوست دارد اشیاء را بـِجَود، پاره كند، روی آنها بنشیند یا بایستد . بنابراین از كتابهای نرم ، پارچه ای و مقاوم استفاده كنید.
- كتاب هایی كه در هر صفحه ، یك تصویر كامل و مشخص دارند.
- كتاب هایی كه داستان بسیار كوتاه و درباره موضوع هایی آشنا و مملوس با زندگی كودك دارند .
در دوره نوپایی ، مناسب ترین كتاب ها برای كودكان كدامند؟
- داستان های كوتاه در باره موضوع های مختلف و متنوع .
- كتاب های كارتی ( هرصفحه از كتاب یك كارت جداگانه است) و داستان هایی كه از زندگی روزمره كودك سرچشمه گرفته اند.
- كتاب هایی كه اشعار موزون دارند و بچه ها می توانند آنها را تكراركنند.
- كتاب هایی كه مضمون واحدی دارند . به طور مثال درباره شكل های هندسی، رنگ ها یا حروف الفبا نوشته شده اند.
كتاب های مورد علاقه كودكان پیش دبستانی كدامند؟
- كتاب هایی كه داستان بلند و كمی پیچیده تردارند.
- كتاب هایی كه اشعار موزونی دارند و درباره زندگی روزمره كودكان نوشته شده اند و برای گسترش دنیای آنها و افزایش دانسته هایشان سودمندند.
- لطیفه ، قصه های بلند، قصه های محلی و سنتی كه ترسناك نباشند.
در پایان ذكر این نكته ضروری است كه هیچ گاه بیش از حد به مطالعه كتاب اصرار نكنید. چون این امر نتیجه ی معكوس دارد و كودك را از كتاب گریزان می سازد.
انسان به طور معمول، از دو راه اساسی کسب دانش می کند:
۱ ـ آموزش مستقیم و نظام مند (مدرسه، دانشگاه و . . . . )
۲ ـ تجارب و مطالعات و دریافت های فردی
بدون شک روش دوم بسیار عمیق تر و اثرگذارتر بوده و در انجام این مهم، نقش کتابخانه غیر قابل انکار است. کتابخانه «سرچسمه آب حیاتی [است] که همه تشنگان معرفت عطش خود را با آن فرو خواهند نشاند۱ » . کتابخانه عمومی، همان طور که از نام آن پیداست، کتابخانه ای است برای تمام اقشار، بدون در نظر گرفتن سن، تحصیلات، شغل؛ جنسیت، ملیت، مذهب و . . . . که می تواند با گذاشتن منابع مناسب در دسترس کاربر، فرهنگ مطالعه را در جامعه نهادینه کند.
«کتابخانه باب دانایی است و دانایی توانایی است برای کسب پیروزی، سعادت و افتخار۲ ». اگر خدمات مورد نیاز مخاطب، از طرف کتابخانه برآورده شود و کتابخانه، به خصوص کتابخانه عمومی بتواند امکانات خودآموزی را برای علاقه مندان به یادگیری فراهم آورد و فرصت تحقیق را در کوتاه ترین زمان برای محققان به وجود آورد، توانسته است به رسالت خود عمل کند مراجعه کننده خواه ۵ ساله یا ۵۰ ساله مراجعه کننده است و کتابخانه موظف به ارائه مجموعه منابع و خدماتی منطبق با خواست مراجعان است و بدین صورت می تواند رأساً و فقط برای این گروه سنی (ارائه خدمات داشته باشد مانند کتابخانه های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یا به صورت بخشی در دل یک کتابخانه را خواهند داشت، مانند کتابخانه عمومی حسینه ارشاد .
در مورد اول، افراد این گروه تا سن خاصی امکان استفاده از آن کتابخانه را خواهند داشت، ولی در مورد دوم، تا هر سنی که بخواهند و اشتیاق به خواندن، شنیدن و افزایش اطلاعات داشته باشند، می توانند از مجموعه بهره ببرند. پس وجود بخش کودکان و نوجوانان در دل یک کتابخانه عمومی، می تواند چشم انداز وسیع تری در ذهن مخاطب کودک ایجاد کند حال:
۱ ـ تأثیر این امر چیست؟
۲ ـ کتابخانه عمومی چه وظایفی در مقابل مراجعه کننده کودک و نوجوان خود دارد؟
۳ ـ خدماتی که یک کتابخانه عمومی می تواند به مخاطبان کودک و نوجوان ارائه دهد چیست؟
در مورد سؤال اول، باید گفت که حضور والدین در کنار کودکان در کتابخانه عمومی، به منظور استفاده از کتابخانه، قطعاً تأثیر به سزایی بر روحیه کودک و نوجوان خواهد داشت، کودک والدین خود را در کتابخانه و در حال استفاده مستقیم از منابع مجموعه می بیند و این امر، علاقه به مطالعه و مراجعه به کتابخانه را در کودک نهادینه می کند و در ذهن او، مراجعه به کتابخانه و استفاده از منابع، به عنوان امری بدیهی و لازم نقش می بندد. این همان آموزش غیر مستقیم تشویق و عادت دادن به مطالعه است.
در مورد سؤال دوم، پاسخ قدری مفصل تر است از مهمترین رسالت های کتابخانه، ایجاد شوق به مطالعه در کودک و نوجوان است که برای ایجاد این حس، کتابخانه باید وظایف اساسی خود را بشناسد در انجام آن بکوشد و چنان چه این وظایف را به نحو احسن اجرا کند، می تواند لزوم مطالعه و استفاده از کتاب را همچون بهره گیری از قاشق و چنگال به هنگام صرف غذا، در ذهن و فکر کودک پرورش دهد. اهم این وظایف را می توان این گونه برشمرد:
۱ ـ از علاقه کودک در ارائه منابع و خدمات بهتر سود بجوید
۲ ـ کودکان را در انتخاب مطالب آزاد بگذارد
۳ ـ کتاب های مناسب را فقط برای خود کودک و نه برای جلب رضایت والدین، تهیه کند و در اختیارشان قرار دهد
۴ ـ در برخورد با کودک، از همان قواعدی پیروی کند که در برخورد با بزرگسالان پیروی می کند
۵ ـ کودک را هم چون شخصی مستقل ببیند و او را در استفاده از خدمات حرفه ای و مناسب، محق بداند
۶ ـ بکوشد جایگاه خوشایندی در ذهن کودک ایجاد کند کتابخانه برای خوانندگان مبتدی و دانش آموزانی با استعدادهای متفاوت، باید جایگاهی ارضا کننده و بی طرف داشته باشد تا میل و رغبت حضور در آن جا را در آن ها برانگیزد.
وقتی از کتابخانه صحبت می کنیم، مسلماً منظورمان ساختمان کتابخانه نیست، بلکه منظور کتابدارانی است که در این مجموعه فعالیت می کنند. کتابدار موفق کودک، کتابداری است که توانایی مدیریت همراه با نظم ولی بدون تکلیف را داشته باشد او باید خلق و خوی مناسب گروه سنی مخاطب خود را به خوبی بشناسد و با اعصابی پولادین، اخلاقی جذاب و صبوری زیاد به ارائه خدمات بپردازد. او علاوه بر این که باید عملگرا باشد می بایستی حتماً با مهربانی زیاد و با برخوردی صمیمی و توأم با مدارا، با کودکان و نوجوانان رفتار کند و در عین حال از هرگونه برخورد ترحم آمیز اجتناب ورزد و حتی لحن کلام خود را متناسب با گروه سنی مخاطبش تغییر دهد، برای موفقیت هرچه بیشتر، می بایستی با علایق کاربران خود آشنا باشد و موانعی را که ایجاد یأس می کنند، در خود و در مراجعه کننده اش از میان بردارد. البته در راستای تعالی کارش، فراهم آوری مجموعه ای مناسب برای کودک و نوجوان، مهمترین اهرم کاری است، او در جمع آوری کتاب ها و سایر منابع از CD ، نقشه و کره گرفته تا اسباب بازی ها، می بایستی تأمین نیاز عاطفی را از مؤلفه های اصلی خود بداند به ارضای نیازهای عقلی کودکان و نوجوانان جدی بیندیشد و علاوه بر تنوع موضوعات و منابع، به تقویت حس، قدرت تخیل، تفکر، ابتکار و ایجاد حس مسئولیت در آن ها بپردازد تا بتواند با رعایت این مطالب، به خوبی ارائه خدمت کند.
در پاسخ به سؤال سوم، باید اشاره کرد که خدمات عمومی کتابخانه های عمومی به کودکان و نوجوانان، بسیار گسترده است. یک کتابخانه عمومی می تواند علاوه بر امانت کتاب و در اختیار گذاشتن نشریات قدم را فراتر بگذارد و به ارائه خدمات گوناگونی بپردازد. در این جا چند نمونه از این خدمات اشاره می شود:
۱ ـ تشکیل کلاس های مختلف آموزشی:
کتابخانه عمومی می تواند کلاس هایی در سطح این گروه سنی مانند آموزش کامپیوتر، آموزش زبان، نقاشی، طراحی، موسیقی و . . . . . برگزار کند.
۲ ـ فراهم آوری منابع دیداری ـ شنیداری مناسب برای کودکان و نوجوانان:
کتابخانه می تواند در این راستا، به جمع آوری و ارائه انواع فیلم ها از جمله انیمیشن، موسیقی های مناسب و حتی فیلم های آموزشی بپردازد و آن ها را به مراجعین خود امانت دهد.
۳ ـ برگزاری جلسات قصه گویی و یا نمایش:
کتابخانه می تواند به صورت هفتگی برای کودکان برنامه قصه گویی داشته باشد. هر کتابخانه می تواند با مهد کودک هایی که از نظر جغرافیایی در محدوده اش قرار گرفته اند، ارتباط بگیرد و با برنامه ریزی مستمر، جلسات قصه گویی و یا نمایش برپا کند.
۴ ـ تفریحات ورزشی و بازی های فکری که در سکوت و آرمش قابل انجام باشد:
از جمله این بازی ها شطرنج است. کتابخانه می تواند روزهای خاصی از هفته را به بازی و یا تمرین شطرنج زیر نظر یک مربی اختصاص دهد.
۵ ـ پاسخگویی به سؤالات تحقیقی دانش آموزان:
کتابخانه عمومی می تواند با فراهم آوردن منابع مرجع مناسب گروه های سنی کودک و نوجوان، این افراد را در یافتن پاسخ سؤالات مختلف، به خصوص در حوزه انجام تحقیق در مدرسه، کمک و همراهی کند.
۶ ـ برپایی کلاس های آموزش کتابداری و استفاده از کتابخانه:
کتابخانه می تواند به صورت جلسات ماهانه، کلاس هایی برای کودکان و نوجوانان برپا کند و در آن ها به آموزش چگونگی استفاده از کتابخانه (برگه دان، کامپیوتر و . . . .) بپردازد و حتی به منظور کمک به تجهیزات و سازمان دهی کتابخانه های مدارس و ایجاد نظم در آن ها، چگونگی سیستم پذیرش عضویت و امانت و . . . . را به نوجوانان علاقه مند (در سطح مناسب) آموزش دهد تا آن ها با استفاده از مهارت کسب کرده کتابخانه های مدارس خود را سامان دهند.
۷ ـ برپایی جلسات نقد و تفسیر کتاب های داستانی و غیر داستانی:
بدین معنی که کتابخانه در روزهای از پیش تعیین شده از یکی از نویسندگان، مترجمان، تصویرگران و . . . . . که در ارتباط با ادبیات کودک و نوجوان هستند و نیز اعضای کودک و نوجوان خود دعوت کند تا در هریک از این جلسات پس از معرفی، نقد و بررسی برخی از آثار با حضور پدید آورندگان آن، به سؤالات پیش آمده پاسخ داده شود.
۸ ـ برپایی نمایشگاه های مختلف:
کتابخانه عمومی می تواند هم از آثار تولید شده در کلاس های مختلف برپا شده در کتابخانه (مانند: کلاس های نقاشی، طراحی، سفالگری و . . . . ) نمایشگاهی ترتیب دهد تا همه افراد بتوانند از آن ها دیدن کنند و هم با توجه به مناسبت های خاص، مانند اعیاد مختلف و . . . . برنامه ها و نمایشگاه های ویژه ای متناسب با آن روز خاص، برای شناساندن فرهنگ عامه برگزار کند.
۹ ـ برپایی بازی های سنتی:
کتابخانه عمومی، چنانچه فضای مناسب در اختیار داشته باشد، می تواند مانند برنامه قصه گویی که ذکر آن رفت، به طور منظم و هفتگی، و بازی های سنتی را برای کودکان احیاء کند و با این کار، علاوه بر سرگرمی سازی کودکان به نوعی فرهنگ عامه ایرانی را یادآور شود.
۱۰ ـ ارائه خدمات به کودکان با نیازهای ویژه:
کتابخانه عمومی از توانایی ارائه خدمات به کودکانی که به نوعی دارای معلولیت های مختلف هستند برخوردار است. همان طور که ذکر آن رفت، کتابخانه عمومی می بایستی به عموم جامعه سرویس دهد و این موضوع شامل حال کودکان نیز می شود کودکان نابینا، ناشنوا، کم توان جسمی، کم توان ذهنی، کودکان با بیماری های خاص، کودکانی که دچار بلایای طبیعی از جمله سیل، زلزله، و . . . شده اند. کودکان و نوجوانانی که از نظر اجتماعی دچار مشکلاتی مانند طلاق والدین، اعتیاد والدین، و یا حتی بزهکاری هستند، می تواند تحت پوشش خدمات یک کتابخانه عمومی قرار بگیرند. کتابخانه عمومی با فراهم آوری منابع و کتاب هایی با موضوعات مناسب برای هر یک از گروه های مذکور، می تواند نقش به سزایی در ایجاد آرامش روانی آن ها داشته و هدایت کننده نوجوانان ناشر و با تأمین مشغولیت های مناسب و قابل تحسین، نقش به سزایی در پرورش روانی آن ها ایفا کند و در واقع از کتاب درمانی، بهترین بهره را ببرد.
کتابخانه عمومی در صورت امکان حتی می تواند بیمارستان های منطقه خود را شناسایی کند و کتابداران خود را به دیدن کودکان و نوجوانان بستری بفرستد و کتابداران نیز با به همراه داشتن کتابخانه کوچک سیار، کتاب های مناسب را به دست بیماران برساند.
۱۱ ـ برپایی کلاس های روان شناسی:
وجود روان شناسان مجرب در کتابخانه های عمومی، این فرصت را برای خانواده ها ایجاد خواهد کرد تا در زمانی که کودکان شان در حال مطالعه و استفاده از فضای کتابخانه هستند، با خیالی آسوده به طرح مشکلات با آن ها بپردازند.
در کتابخانه عمومی، عضویت کودکان و نوجوانان در بخش مربوط، مستقل از والدین انجام شود. این موضوع در ایجاد حس استقلال شخصیت و داشتن هویت فردی برای آن ها مؤثر خواهد بود. اعضای این بخش می توانند با در اختیار داشتن کارت عضویت مخصوص بخش کودکان، از مزایای کتابخانه بهره مند شوند. برای مثال در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد، کارت عضویت این بخش به رنگ صورتی است و اعضای این بخش در کتابخانه و خارج از کتابخانه، می توانند تعداد کتاب بیشتری نسبت به بزرگسالان به امانت ببرند و این در حالی است که حق عضویت آن ها از بزرگسالان کم تر است. یکی از امور مهم دیگر در بخش کودکان و نوجوانان کتابخانه عمومی، این است که کودک یا نوجوان می تواند کار با برگه دان را به همان صورت و در همان مکانی یاد بگیرد که در بزرگسالی نیاز دارد و این آموزش، به وی کمک می کند تا به این محیط انس گیرد و ارتباط خود را در طور سالیان متمادی تا بزرگسالی حفظ کند.
یک کتابخانه عمومی می تواند با ایجاد ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با آموزش و پرورش منطقه و نیز مدارس مربوطه، شرایطی فراهم آورد تا عضویت دانش آموزان در آن کتابخانه عمومی میسر شود و کتابخانه نیز در پاسخگویی به سؤالات تحقیقی دانش آموزان و معرفی منابع گوناگون آن ها را یاری دهد. به عنوان مثال و در همین راستا، کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد در سال گذشته، با مراجعه به آموزش و پرورش منطقه ۳ اعلام آمادگی کرد که برای سامان دهی به کتابخانه مدارس مربوط، دانش آموزان مقطع راهنمایی را به صورت رایگان آموزش کتابداری بدهد. بازتاب این موضوع و نیز دعوت آموزش و پرورش از کتابداران منطقه مربوط برای حضور در جلسات و همایش های کتابخانه سبب گردید که تعداد زیادی از دانش آموزان مدارس در مقاطع گوناگون برای عضویت به این کتابخانه مراجعه کنند. البته بعضی از دانش آموزان گفته اند که این عضویت به صورت اجباری و از طرف مدرسه بوده است و سرانجام اگر خواستار چشم انداز بهتری از آینده نسبت به زمان حال هستیم و بخواهیم فرزندانی اهل تفکر و اندیشه برای ایرانی آباد و مستقل پرورش دهیم، باید به این باور برسیم که یکی از مهمترین راه ها، عادت کردن به مطالعه آزاد است و کتابخانه در رسیدن به این امر مهم، نقش کلیدی و بسیار مؤثری داشته و دارد پس بر آن باشیم که فرزندانمان، را به حضور در کتابخانه و استفاده از منابع متنوع مطالعاتی تشویق کنیم و کتابخانه را تنها محلی برای نگهداری این منابع ندانیم، بلکه مطمئن باشیم که کتابخانه محلی برای دسترس پذیری و اشاعه اطلاعات موجود در منابع است.
پی نوشت:
۱ ـ تاریخ اصول کتابداری، ص۸۶
۲ ـ همان، ص۹۰.
منابع و مأخذ
۱ ـ تامپسون، جیمز. تاریخ اصول کتابداری، تهران: مرکز نشر دانشگاهی ۱۳۴۶
۲ ـ دومیری بل، ماریل: نقش تعامل کتابخانه و کودک در رشد آن دو، ترجمه منصوره شجاعی، در گزیده مقالات ایفلا۹۵ (ترکیه: ۲۰ ـ ۲۶ اوت ۱۹۹۵)، تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ۱۳۷۵، ص۱۷۱ ـ ۱۸۵.
۳ ـ عماد خراسانی، نسرین دخت: خدمات عمومی کتابخانه و روش های آن، تهران: نشر کتابدار۱۳۷۹.
۴ ـ دیانی، محمدحسین: مواد و خدمات کتابخانه برای نوسوادان، کودکان و نوجوانان. مشهد: کتابخانه رایانه.۱۳۸۰.
۵ ـ یغمایی، جواد ـ خندان، محمد کودک و مطالعه. تهران: نشر کتابدار۱۳۸۳.
۶ ـ کودکانی که از کتابخوانی بیزارند. همشهری، ۱۲ اسفند۱۳۸۴ .
۷. IFLANET. “Libraries for children and young adults section.” 2006 – 2007 (on – line). Available: http://www.ifla.org/ZII/s10/annual/sp10.htm.
قطعاً جمع، گروه، اجتماع و در نهایت جامعه از تعدادی افراد تشکیل شده است و بدون وجود افراد جامعه بیمعنی و بیمفهوم خواهد بود. بنابراین افراداند که در «چگونه بودن» و «چطور شدن» جامعه نقش محوری و اساسی دارند. خوب یا بد، سالم یا فاسد، ضعیف یا قوی، مترقی و پیشرفته و یا عقبمانده و پسمانده و... افراداند که اجتماع و جامعه را به یکی از این صفات آراسته میسازد.
از آنجایی که تمام انسانها میخواهند زندگی خوب و بهتری داشته باشند و همواره در جامعه، خوب و شایسته زندگی کنند، لازم است که برای به وجود آوردن چنین جامعهای تربیت و آموزش، هنرمندانه و اصولمند انجام شود و بهترین دوره و زمان برای نهادینه ساختن صفات برای شهروندان و یا افراد سالم و مطلوب جامعه، دوره کودکی و خردسالی است.
از این زمان است که چگونگی رفتار اجتماعی در جامعه نهادینه میشود و چگونگی آموزش و پرورش اطفال و خردسالان در حرکت و یا رکود جامعه رول عمده دارد.
در کشور جنگزدهای چون افغانستان که ناهنجاریهای رفتاری بیداد میکند، هنجارمند ساختن رفتارها و نهادینه ساختن اخلاق شهروندی امری مهم و در خور دقت است. نوشتار حاضر تلاش میکند در حد توان به ارائه راهکارهای بهتر در بالا بردن کیفیت آموزش و مطالعه کودکان و خردسالان بپردازد. امید است مورد توجه قرار گیرد
.
عواملی که در کیفیت و کمیت مطالعه کودکان مؤثرند
1ـ والدین و افراد خانواده:
کودک مهارت و عادت مطالعه را همانند سایر مهارتها و عادتها از اطرافیانش در خانواده به خصوص والدین یاد میگیرد. بنابراین، والدینی که به مطالعه علاقه ندارند و اوقات فراغت خود را در خانه با سرگرمیهای دیگر صرف میکنند، نباید از فرزندان خود انتظار داشته باشند که به مطالعه آزاد علاقهمند باشند و در آن مهارت پیدا کنند.
2ـ معلم و مکتب:
روش تدریس معلم و محیط آموزشی مکتب عوامل دیگری است که در ایجاد و پرورش مهارت و عادت مطالعه دانشآموز اثر میگذارد. معلمی که:
ـ جز کتاب درسی، کتاب دیگری نمیشناسد
ـ طرح درس ندارد
ـ مطالعه آزاد ندارد
ـ از ایجاد فرصتهای مطالعه و بحث در صنف ناتوان است یا در کل به این امر اعتقاد ندارد
ـ تدریس خود را بر مبنای «موضوع محوری» انجام میدهد
ـ فلسفه تربیتی روشنی ندارد
ـ با هدفهای کلی و رفتاری مواد و موضوعهای درسی آشنا نیست
و خلاصه، معلمی که معتادانه و از روی عادت، کلیشهوار تدریس میکند و به ارزشیابی مرسوم و متداول (امتحان) اکتفا میکند و تغییر ساعات زندگی برایش بیش از تغییر محتوا و کیفیت بهرهبرداری از این ساعات مطرح است و اهمیت دارد، هرگز نخواهد توانست دانشآموز (کودک) را به مطالعه و خواندن برانگیزاند و عادت خواندن را در آنان ایجاد کند. البته یادآوری این نکته لازم است که معلمان تنها مسئول نیستند بلکه باید محیطی ایجاد کرد که کودکان را به خواندن کتاب برانگیزاند.
3ـ وجود و غنی بودن کتابخانه در منزل و مکتب:
خانهای که کتابخانهای هرچند کوچک دارد و قسمتی هر چند کوچک از آن را به کودک اختصاص داده است، به انگیزش میل خواندن در کودک کمک خواهد کرد و همچنین کتابخانه مکتب عامل بسیار مؤثری در پیدایش و تقویت عادت مطالعه در دانشآموز بهشمار میرود.
4ـ فرصت و محیط مساعد خواندن:
پیشبینی ساعات معین در جدول ساعات درسی صنف و اوقات فراغت برای مطالعه آزاد یا خواندن کتابهای غیردرسی، انگیزه کودکان به خواندن را برخواهد انگیخت.
5ـ وضعیت عمومی کتابهای آزاد (غیر درسی):
محتوا و شکل و صحافی کتاب غیردرسی، در صورتی که بر اساس معیارهای خالص تألیف و تهیه شده باشد، رغبت خواندن را در دانشآموزان بر میانگیزد.
6ـ وسایل ارتباط جمعی:
رادیو، تلویزیون، روزنامه و مجلات نیز میتوانند با ترتیب برنامههای خاص، کودکان و نوجوانان را به مطالعه ترغیب نمایند.
علاوه بر آنچه گفته شد تشکیل و برگزاری نمایشگاههای کتاب برای کودکان، به کار بردن روش خاص و ابتکار در تدریس انشاء، معرفی متفکران و بشردوستان به زبان ساده (بدون هرگونه تعصب و اغراقگویی) در فرصتهای مختلف، معرفی کتابهای خوب و سودمند بهوسیله همه معلمان در درسهای گوناگون و از طرف والدین و... کودکان و نوجوانان را به مطالعه آزاد و خواندن علاقهمند میکند.
خلاصه، اگر ما در ایجاد عادت و مهارت خواندن در کودکان و نوجوانان کشور خود موفق شویم، به یقین بسیاری از مسائل تربیت همگانی را به آسانی حل خواهیم کرد و دشواریهای موجود در آموزش و یادگیری را نخواهیم داشت.
منبع: روزنامه راه نجات
چکیده
ورود رايانه و شبكه فناوري اطلاعات به حوزه علوم كتابداري مفاهيم سازماندهي، ذخيره، و بازيابي اطلاعات را متحولو به دنبال آن لزوم تحول در آموزش اين مفاهيم را نيز متحول ساخته است. نزديك به دو دهه هيچ تغييري در برنامه هاي آموزش كتابداري ايجاد نشد كه اين امر آثار منفي زيادي بر آموزش آن و كيفيت خدمترساني فارغالتحصيلان به وجود آورد و باعث ناكارآمدي برنامه آموزشي كتابداري در ايران شد. تغيير برنامههاي آموزشي در جهت تحقق اين هدف است كه آموزش رشته با نيازهاي عصر جديد منطبق باشد. هدف اين است كه درسهاي غير ضروري از برنامههاي آموزشي حذف و درسهاي متناسب با نيازهاي جديد اين رشته در برنامه گنجانده شوند. در اين مقاله راهكارهاي بازنگري در برنامههاي آموزشي، لزوم تداوم اين بازنگريها، و نيز تحول در روشهاي تدريس و آموزش مدرسان پيشنهاد شده است. با توجه به همپوشاني ايجاد شده بين اين رشته و ديگر علوم به ويژه علم رايانه، علم ارتباطات و بازرگاني، گنجانده شدن فناوري اطلاعاتي در برنامه آموزش كتابداري و اطلاعرساني انكارناپذير است. بازنگري در دروس، تحول روشها به تدريس تيمي يك درس، استفاده از خرد جمعي و اينترنت در آموزش و پژوهش از پيامدهاي ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به اين عرصه خواهد بود. در نگارش اين مقاله، روش مروري و سندي (كتابخانه اي) به كار رفته است.
كليد واژهها
فناوري اطلاعات، فناوري اطلاعات و ارتباطات، آموزش علومكتابداري و اطلاع رساني، تحول در آموزش كتابدار.
1.مقدمه
پيشرفت سريع فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي، دسترسي آسان به اينترنت و وب با فراهم كردن روشها و محيطهاي جديد يادگيري، آموزش و تدريس را متحول كرده، به طوري كه گرايش و الزام به آموزش و يادگيري به كمك اين فناوريها بوجود آمده است. فناوريهاي اطلاعات با ورود به عرصههاي مختلف علوم بشري باعث به چالش طلبيده شدن آنها و در پي آن لزوم ارائه راهكارهايي جهت همگامي شده است.
آموزش كتابداري در ايران با سابقه 40 ساله خود پيشرفتهاي چشمگيري را به دست آورده است و در طي اين مدت گروههاي آموزشي كتابداري و اطلاعرساني در اكثر استانها تشكيل شدهاند. ورود فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات به عرصه آموزش كتابداري و اطلاعرساني، آموزش اين رشته را همچون ساير علوم متحول كرده است. اين در حالي است كه آموزش كتابداران ما در چند سال اخير كيفيت قابل قبولي نداشته است. نزديك به دو دهه هيچ تغييري در برنامههاي آموزشي كتابداري ايجاد نشد كه اين امر آثار منفي زيادي در آموزش كتابداري در دانشگاهها و كيفيت خدمترساني فارغالتحصيلان به وجود آورده است. به همين منظور، جهت همگامي با اين فناوريها بايد بازنگريها و تجديد نظرهايي در محتواي برنامه آموزشي، روشهاي تدريس، و آموزش مدرسان صورت گيرد.
در اين مقاله بعد از ارائه پيشينه پژوهش، ابتدا تعاريفي از فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، سپس نقش آن در آموزش و يادگيري و آموزشهاي مورد نياز كتابداران در اين عصر بيان شده است، و در پايان نارسائيهاي آموزش كتابداري و اطلاعرساني و شيوههاي اصلاح اين نارسائيها گفته شده است.
2.بررسي متون
تحقيقات مختلفي در خصوص تأثير فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در آموزش كتابداري صورت گرفته است كه در زير بيان مي گردد:
«تفرشي» در پايان نامه خود با عنوان «بررسي نظرات فارغالتحصيلان كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاعرساني پيرامون برنامه آموزشي اين رشته» به اين نتيجه دست يافته است كه 11/83 در صد جامعه مورد پژوهش، برنامه آموزشي را مناسب با نيازهاي حرفهاي رشته كتابداري نميدانند(ميرهادي تفرشي 1376).
«جوكار» و «حمديپور» نيز در مقالهاي تحت عنوان «نياز به تحول در برنامههاي درسي كارشناسي كتابداري و اطلاعرساني» لزوم بازنگري در برنامه درسي دوره كارشناسي را بيان كرده و دروس جديدي را مطابق با پيشرفتهاي فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي پيشنهاد كردهاند(جوكار و حمدی پور 1380).
« حياتي» هم در مقالهاي تأثير فناوري اطلاعات بر آموزش كتابداري را مورد ارزيابي قرار داده و لزوم بازنگري در برنامه هاي درسي اين رشته را بيان كرده است(حياتي 1377).
در همين زمينه، دياني در مقاله خود با عنوان « برنامه آموزشي دوره كارشناسي كتابداري و اطلاعرساني: پيشنهادهايي براي تحول» به بررسي واحدها و سرفصل درسهاي دوره كارشناسي كتابداري و اطلاعرساني پرداخته است. وي در پايان به منظور هماهنگي با تغييرات ناشي از رواج فناوري اطلاعات پيشنهادهايي جهت حذف، اضافه، و ادغام برخي درسها را ارائه داده است(ديانی 1379).
در خصوص تأثير فناوري بر رشته كتابداري بر اساس مطالعه انجام شده در سال 1984 كه در 14 دانشكده كتابداري و اطلاعرساني انگليس و ولز درباره دگرگوني بوجود آمده در برنامههاي درسي و ماهيت آن صورت پذيرفت، فناوري اطلاعات بيش از ساير عوامل مورد توجه بوده است(تركيانتبار 1386).
به همين ترتيب، «فتاحي» در مقالهاي با عنوان «الگويي براي بازنگري و تجديد ساختار آموزشهاي كتابداري و اطلاعرساني در ايران با توجه به تحولهاي جديد در محيط اطلاعاتي» به بررسي مشكلات كنوني آموزش كتابداري و اطلاعرساني در ايران ميپردازد. وي خاطر نشان ميكند كه برنامههاي آموزشي و شيوههاي تدريس اين دانش در ايران از زير بناي محكم و مبتني بر نظريههاي نوين آموزشي و معرفتشناختي برخوردار نيست. براي بازنگري در اين نظام آموزشي و برطرف كردن مشكلات لازم است برنامه ريزيهاي آموزشي، محتواي درسها، و شيوههاي تدریس به گونهاي تجديد ساختار يابد كه مهارت حل مسئله و تفكر انتقادي و خلاق را در دانشجويان ايجاد كند و در نهايت آنها را به «شناخت و خرد» يعني مرحله معرفتشناختي سوق دهد(فتاحی 1379).
« تهوري» نيز در مقالهاي با عنوان «لزوم بازنگري در برنامههاي آموزش كتابداري و اطلاعرساني با توجه به نيازهاي مهارتي جديد كتابداران و اطلاعرسانان» بازنگريهايي را هم كه در بعضي گروههاي آموزشي اين رشته انجام شده، بيان مي دارد و سياهه برنامه آموزشي بازنگريشده دانشگاههاي تهران، مشهد و الزهرا را ضميمه مقاله خود كرده است(تهوري 1385).
مرور اين متون، نشان مي دهد كه همه صاحبنظران برنامههاي آموزش كتابداري و اطلاعرساني در ايران را نا مناسب و ناهماهنگ با تحولهاي جاري و نيازهاي جامعه مي دانند و جملگي خواستار بازنگري در آنها هستند.
3.تعريف فناوري اطلاعات و ارتباطات
براي فناوري اطلاعات و ارتباطات تعاريف مختلف و گوناگوني ارائه شده است. بررسي مقالات و متون منتشر شده در زمينه كاربرد و استفادههاي مختلف فناوري اطلاعاتي و ارتباطي نشان مي دهد كه در هيچ يك از آنها تعريفي جامع و مانع از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي ارائه نشده و تفاوت اين اصطلاح با مفاهيم مرتبط ديگر نظير «فناوريهاي اطلاعاتي» مشخص نشده است. اين پيش فرض در اين تحقيق مورد قبول واقع شده است كه اصطلاح فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي مي تواند به عنوان جايگزيني براي اصطلاح فناوريهاي اطلاعاتي به كار رود(كوشا 1385).
در ذيل چند مورد از تعاريفي كه در متون مختلف براي فناوري اطلاعات و ارتباطات آمده، بيان مي شود:
فناوري اطلاعات و ارتباطات عبارت است از فناوريهايي كه ما را در ضبط، ذخيره سازي، پردازش، بازيابي، انتقال، و دريافت اطلاعات ياري ميدهند. فناوري اطلاعات درشيوه انجام كارهاي ما تحول ايجاد كرده است. فناوري اطلاعات و ارتباطات به هم وابستهاند؛ به طوري كه اطلاعات، ماشين كار تلقي مي شود و ارتباطات، محصول آن است(اصنافي 1384).
فناوري اطلاعات، همچنانكه به وسيله «انجمن فناوري اطلاعات آمريكا»[1] تعريف شده است، «به مطالعه، طراحي، توسعه، پياده سازي، پشتيباني يا مديريت سيستم هاي اطلاعاتي مبتني بر رايانه، خصوصاً برنامه هاي نرم افزاري و سخت افزار رايانه مي پردازد.» به طور كوتاه، فناوري اطلاعات با مسائلي مانند استفاده از رايانههاي الكترونيكي و نرمافزار سروكار دارد تا تبديل، ذخيره، حفاظت، پردازش، انتقال و بازيابي اطلاعات به شكلي مطمئن و امن انجام پذيرد. اخيراً تغيير اندكي در اين عبارت داده مي شود تا اين اصطلاح به طور روشن دايره ارتباطات الكترونيك را نيز شامل گردد. بنابراين عدهاي بيشتر مايلند تا عبارت «فناوري اطلاعات و ارتباطات را به كار ببرند(Wikipedia 2008).
البته تفاوت اين دو واژه از نحوه برقراري ارتباط نشأت گرفته است. واژه اول، يعني فناوري اطلاعات به جريان يك سويه ارتباط اشاره دارد كه در اين فرايند، گيرنده يا دريافتكننده نسبت به اطلاعات دريافتي منفعل است. واژه دوم يعني فناوري اطلاعات و ارتباطات به تعامل ميان كاربر و دنياي اطلاعات يعني به جريان دوسويه ارتباط اشاره دارد كه در اين فرايند، كاربر نقش بسيار فعالي در رد و بدل كردن اطلاعات بر عهده دارد(زمان 1384).فناوري اطلاعات را مي توان نقطه همگرايي الكترونيك، پردازش داده ها و ارتباطات دور برد دانست(مهدوي 1379، 32).
فناوري اطلاعات، به مجموعهاي از رشتههاي علمي، فناورانه، مهندسي، و فنون مديريت اطلاق ميشود كه در مهار و پردازش اطلاعات به كار مي روند و مباحث آن، كاربردهاي فناوري اطلاعات، رايانهها، تعامل فناوري، انسان و ماشين، و مسائل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مربوط است
تعريف ساده ديگر اين اصطلاح در ادلیس[2] حكايت از آن دارد كه فناوري اطلاعات اصطلاحي بسيار عام شامل همه جنبههاي مديريت و پردازش اطلاعات با بهره گيري از رايانه و سختافزار و نرمافزار مورد نياز براي دستيابي به اطلاعات است(رهادوست1386، 137 و138).
4.فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي و تأثير آن بر آموزش و يادگيري
در دنياي امروز تغييرات ناشي از فناوريهاي جديد تأثير بسزايي بر روند زندگي و كار مردم در سرتا سر جهان گذاشته و با روشهاي سنتي آموزش، ياگيري، و مديريت آموزش به طور جدي به مقابله پرداخته است. بنابراين موضوع توسعه نظام آموزشي در عرصه فناوري اطلاعات يك از چالشهاي اصلي سياستگذاران آموزش است(زال زاده 1385).
در حال حاضر، روشهاي سنتي آموزش ديگر قادر به پاسخگويي به نيازهاي رشد و گسترش مداوم مهارتهاي آموزشي نيستند. فناوريهاي جديد فرصتهاي بيشتر، جديدتر، و جذابتري را براي يادگيري ارائه ميكنند، مانند: فرصت كسب تجربه يادگيري متناسب با توانايي و شيوه يادگيري هر دانشجو(امين پور 1386).
در متون مختلف، اغلب سه رويكرد مختلف را در استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در آموزش مي توان مورد شناسايي قرار داد:
· فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي به عنوان واحد درسي كه دلالت بر فراگيري مهارتهاي ويژه در قالب واحدهاي درسي يا كارگاههاي آموزشي براي دانشآموزان، دانشجويان، و مدرسان دارد؛
· فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي به عنوان ابزاري براي گردآوري، ذخيرهسازي، و اشاعه اطلاعات و نيز انجام فعاليتهاي پژوهشي؛
· فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي به عنوان ابزاري براي كمك به فرايند آموزش و يادگيري.
اين رويكرد محتوايي كه در بند بالا به آن اشاره شده، متفاوت است. به عبارت ديگر، در اين رويكرد سعي بر آن است تا صرفاً از امكانات سختافزاري و نرمافزاري براي آموزش و يادگيري استفاده شود و بحث محتوايي به ميان آورده نشده است. اينكه فناوريهاي اطلاعاتي به چه ميزان بر روي شيوههاي آموزش مدرسان و نيز دانشجويان دانشگاهها و موسسات آموزش عالي تأثيرگذار است، ميتواند به دانش و مهارتهاي قبلي آنها در استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي، ميزان استفاده از فناوريها و نيز موضوع مورد آموزش بستگي داشته باشد(كوشا 1385).
كاربرد و تأثير استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطی در حوزههاي مختلف ملي و فني با يكديگر متفاوت است يعني برخي رشتههاي دانشگاهي بيشتر تحت تأثير كاربرد فناوريهاي اطلاعاتي قرار دارند براي مثال، پزشكي در مقايسه با تاريخ.
علت كاربرد فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي در يادگيري، آموزش بهتر و سريعتر است. توانايي فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در سبقت از زمان و مكان است. فناوري اطلاعات و ارتباطات، آموزش غير همزمان يا آموزش با مشخصه يك تأخير زماني بين ارايه آموزش و پذيرش آن توسط فراگيران را ممكن مي سازد. براي مثال، مواد دورهاي پيوسته ممكن است در سراسر روز يا هفته در دسترس باشند(فتاحيان 1383).
5.آموزش كتابداران در عصر فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي
كتابداران و اطلاعرسانان براي ادامه حيات در محيط فناورانه و ارائه خدمات بهينه و مؤثر در اين محيط باید به دانش و مهارتهاي ويژهاي مجهز شوند كه در متون مختلف، در قالب واژههايي همچون «سواد رايانهاي»، »سوادشبكهاي»، «سواد رسانهاي»، و به طور كلي «سواد اطلاعاتي» بيان شده است. آشنايي با فنون استفاده از نرمافزارها و سختافزارها، قوانين گزينش و ارزيابي منابع، نظامهای شبكههاي اطلاعاتي، توانايي جستوجو در شبكه پايگاهها و بانكهاي اطلاعاتي، تسلط بر كار با نرمافزارهاي كتابخانهاي، توانايي تجزيه و تحليل مسائل، توانايي انجام پژوهش در حوزه كتابداري و اطلاعرساني، و توانايي آموزش استفادهكنندگان از جمله اين دانشها و مهارتهاست. از طرف ديگر، كتابداران بايد قبل از ورود به بازار كار اين مهارتها را كسب كرده باشند تا هر چه بهتر بتوانند نقش واسطهاي خود را ميان منابع اطلاعاتي و كاربران ايفا كنند. اين وظيفه بر عهده سيستم آموزشي از طريق برنامههاي درسي مناسب دانشگاه است تا كتابداران و اطلاعرسانان را براي ورود به عرصه اطلاعات آماده سازد(تهوري 1385).
فناوري جديد سبب شده از كتابداران تحت عناوين متخصصان شبكه، واسطههاي اطلاعاتي، و طراحان نظام ياد شود. هر كدام از اين عناوين بيانگر جنبهاي از تخصص اطلاعرساني و نمايانگر دگرديسي چند جانبهاي است كه حرفه كتابداري در حال پيمودن آن است. براي آنكه كتابداران اولين افرادي باشند كه از اشكال اطلاعاتي جديد و شبكهها بهره ميگيرند، لازم است كه آگاه و همگام با پيشرفتهاي فناوري اطلاعات پيش روند. اين امر تنها از طريق آموزش خويش و به ياري آموزش رسمي امكانپذير است. آموزش كتابداري بايد در جهت ايجاد و پرورش مهارتهاي ارتباطي، مهارتهاي ارتباط بينفردي، مهارتهاي كاوش، دانش موضوعي تخصصي، مهارتهاي تجزيه وتحليل، مهارتهاي روزآمد فناوري اطلاعات، انعطافپذيري و آيندهنگري در دانشجويان كتابداري گام بردارد(علي اكبرزاده 1377).
كتابداران قرن بيست ويكم با گروههاي بيشتري تعامل داشته و به كاربران زيادي با خصوصيات متفاوت خدمات ارائه خواهند داد. ولي تحقيقاتي كه در مورد كتابداران انجام گرفته نشاندهنده اين است كه كتابداران بسيار درونگرا و گوشهگير هستند، لذا در آينده بايد از كتابداراني در مركز اطلاعرساني استفاده كرد كه داراي ويژگيهاي شخصيتي صبور، برونگرا و فعال در حرفه كتابداري باشند. در واقع، كتابداراني را بايد به خدمت گرفت كه با رويكرد كاربرمدار مراكز اطلاعرساني همخواني داشته باشند. در نتيجه آموزش كتابداران بايد پيش از پيش به كسب مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي كتابداران متمركز گردد. كتابداران عصر اطلاعات نه تنها بايد در فراگيري سطوح بالايي از آموزش فعال باشند، بلكه بايد توانايي فراگيري و سازگاري مهارتهاي نوين و تسلط كامل بر آنها را داشته باشند. سطح مهارتهاي كسب شده، به ويژه توانايي يا عدم توانايي شناسايي اطلاعات مفيد و بازيابي آن ممكن است علت اصلي موفقيت يا عدم موفقيت كاركنان دانش به حساب آيند.در عصر جديد، وظيفه كتابداران از جامعنگري به تخصصگرايي متحول شده است. پس كسب مهارتهاي جديدي لازم است كه متناسب با پيشرفت اين عصر باشد(منصوري و پشوتنی زاده 1386).
گرچه تربيت كتابداران جديدي كه با فناوري جديد اطلاعاتي آشنا باشند و به عنوان متخصص اطلاعاتي تربيت شده باشند، بسيار ضروري و مورد نياز است، اما با وجود اين بايد محيط فرهنگي كه به طور جدي بر آموزشهاي ارائه شده تأثير ميگذارد، در نظر گرفت. بايد زيرساختهاي اطلاعاتي كشور، ارزشي كه جامعه براي اطلاعات قائل است، نگرش و طرز برخورد برنامهريزان، سياستگذاران و تصميمگيرندگان، درجه رشد فناوري كشور، تغييرات فناورانهاي كه در شرف وقوع است يا به نظر ميرسد در شرف وقوع باشد و درخواستهايي را كه از سوي گروههاي مختلف استفادهكنندگان نظامهاي اطلاعاتي انجام ميگيرد، مورد توجه قرار داد(والجو 1377).
6.اقدامات و ملزومات در بهبود كيفيت آموزش كتابداري و اطلاع رساني
حال بايد ديد كه چه اقداماتي لازم است تا آموزش كتابداري و اطلاعرساني در كشور ايران بتواند جايگاه مناسبي را به دست آورد و سطح كيفي آموزشي خود را بالا برد و كتابداراني سودمند براي جامعه امروز و متناسب با نياز امروز تربيت كند. راهكارهایي كه از نظر صاحبنظران و پژوهندگان مهم جلوه كرده است بيان مي گردند:
6-1.بازنگري در محتواي دروس كتابداري و اطلاعرساني و لزوم تداوم آن
تحول در فناوري اطلاعات نه تنها دانشكدههاي كتابداري را در جوامع فراصنعتي تحت تأثير قرار داده، بلكه كشورهاي در حال توسعه نيز از اين تأثير مصون نماندهاند. برنامههاي آموزشي ديگر ماهيت ثابتي ندارند، بلكه براي حفظ تعادل با دگرگونيهاي حادث شده به صورت دائم در حال تحول هستند (حياتي 1377).
رشته علوم كتابداري و اطلاعرساني يكي از رشتههايي است كه به كمك فناوريهاي جديد شاهد تحولات سريع در شيوههاي آموزش، توليد، اشاعه، دسترسي، جستجو و بازيابي و انتقال اطلاعات بوده است. و لذا، برنامههاي آموزش علوم كتابداري و اطلاع رساني نياز مبرم به بازنگري و تجديد ساختار دارد تا با نيازهاي جامعه همخواني داشته باشد(جوكار و حمدی پور 1380).
در اين راستا، گروههاي كتابداري و اطلاعرساني بازنگريهايي در برنامههاي آموزشي خود انجام داده اند كه در ذيل بيان ميگردد: دانشگاه فردوسي مشهد به بازنگري درسهاي مقطع كارشناسي اين رشته پرداخته كه اين تغييرات از نيمسال اول سال تحصيلي 83 ـ 82 به اجرا در آمده است. دانشگاه تهران نيز به همين منظور تغييراتي در سرفصل برنامههاي اين رشته در مقطع كارشناسي اعمال كرده است. اين تغييرات به نحوي است كه برخي درسها تغيير يافته، برخي در هم ادغام شدهاند و در بعضي شرح درس و منابع درسي مربوط مورد تجديد نظر قرار گرفته است. دانشگاههاي شهيد چمران اهواز والزهراي تهران نيز تغييراتي را در برنامههاي آموزشي خود اعمال كردهاند(تهوري 1385).
به همين ترتيب دانشگاه تبريز نيز در راستاي همگامي با فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي بازنگريهاي اوليه را از سال تحصيلي 84 ـ 83 اعمال كرده است، از جمله اين بازنگريها، تدريس 4 واحد اينترنت يك و دو است و دنباله اين بازنگريها در سال تحصیلی 88-87 به اجرا درآمد.
نكتهاي را كه نبايد در اين ميان فراموش كرد، اين است كه اين تجديد نظرها در برنامههاي درسي سر آغاز همگامي با فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي است و براي ادامه اين همگاميها بايد به تداوم بازنگريها پرداخت و همانطور که نگارندهها اطلاع يافتهاند، سرفصلهاي جديد دوره کارشناسي در شوراي برنامهريزي درسي تدوين شدهاندو به زودي اجرا خواهند شد، ولي بايد ديد که اگر اين دروس را همان مدرسان قبلي تدريس کنند آيا به مشکل بر نخواهيم خورد؟
6-2.آموزش مدرسان و بازنگري در شيوه هاي تدريس
توجه به آموزش مدرسان كتابداري و دقت در گزينش آنها موضوع مهمي است كه بايد به آن توجه كرد. در اين راستا «نوروزي» طي مصاحبهاي با ايبنا به مقايسه كتابداري و اطلاعرساني ايران با فرانسه پرداختند و بيان كردند كه «شيوه تدريس كتابداري در دانشگاههاي ما ضعفهايي دارد كه آشنايي و تعامل با دانشكدههاي كشورهاي پيشرفته در رفع آنها مؤثر است. وی استفاده از استادان و متخصصان در تدريس ماهانه و فصلي و توجه به تدريس تيمي يك درس از سوي استادان مختلف را از ويژگيهاي خوب آموزش كتابداري و اطلاعرساني در دانشگاههاي فرانسه دانست و افزود: توجه به حل تمرين گروهي و خرد جمعي در گروه و استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي خصوصاً اينترنت در آموزش و پژوهش، ديگر مزيتهاي اين نظام هستند. از سوي ديگر كارورزيهاي دانشجويي اغلب به صورت پرداختي است و بايد دست كم 30 درصد حقوق كارمند به دانشجو داده شود»(نوروزي 1387).
ورود فناوريهاي اطلاعاتي به عرصه كتابداري آموزش اين رشته را متحول و جذاب كرده است. اگر مدرسان كتابداري روشهاي بهرهگيري از فناوريهاي نوين در آموزش بياموزند، آموزش رشته جذابتر نيز خواهد شد. البته در چند سال گذشته استفاده از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در آموزش كتابداران افزايش يافته است كه در صورت تحقق استفاده بهينه از فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي مي توان انتظار داشت كه آموزش مجازي و الكترونيكي گسترش يابد. علاوه بر اين اعزام اساتيد به خارج از كشور براي مطالعه و پژوهش و نيز برگزاري كارگاههاي آموزشي استفاده از فناوريهاياطلاعاتي و ارتباطي در تدريس با استفاده از اساتيد مجرب خارجي به ارتقاي رشته كتابداري و اطلاعرساني كمك شاياني خواهد كرد.
7.نتيجهگيري
بدون ترديد رشد و گسترش فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي بيشترين تأثير را بر محيطهاي دانشگاهي و به طور كلي بر آموزش عالي داشته، به گونهاي كه امروزه برقراري ارتباطات گسترده دانشگاهيان با اهداف علمي، آموزشي، و پژوهشي به شكل فرايندههاي از طريق اينترنت و شبكههاي كامپيوتري امكانپذير شده است.
در اين بين، نفوذ و گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در كتابداري و اطلاعرساني نيز صورت گرفته و اين امر مدارس كتابداري را واداشته است تا جهت همگامي با اين فناوريها و نيز استفاده از اين فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي جهت آموزشهاي مورد نياز براي كتابداران و اطلاعرسانان، تجديد نظرهايي را در برنامههاي آموزشي و روشهاي تدريس انجام دهند. در يك منظر كلي مي توان اين بازنگريها را در مقولههاي زير گنجاند:
• بازنگري در برنامههاي درسي ارائه شده توسط دانشگاهها جهت برآورده كردن نياز بازار و جامعه.
• لزوم تداوم تجديد نظرهاي انجام شده با توجه به دورنماهاي اطلاعاتي و ارتباطي جامعه جهت برآورده كردن نيازهاي آتي.
• لزوم تغيير شيوههاي تدريس در رشته هاي علمي بخصوص علوم كتابداري و اطلاع رساني با بهكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در تدريس.
• آموزش مدرسان و اعضایهيئت هاي علمي با بهرهگيري از استادان خارجي و يا شيوههاي ديگر.
به نظر نگارندگان مقاله، كتابداري و اطلاعرساني بايد با بهرهگيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات بتواند هويت خود را حفظ كند و ارتقا بخشد، و كتابداران و اطلاعرساناني را تربيت كند كه بتوانند همگام با تغييرات و پيشرفتهاي فناوري، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي سودمندي خود را براي جامعه به اثبات برسانند.
منابع
اصنافي، اميررضا.1384. يادگيري الکترونيکي چيست و جايگاه کتابخانههاي مجازي در اين فرايند کجاست؟. فصلنامه کتاب16(3):133-148.
امينپور، فرزانه.1386. يادگيري الکترونيکي در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي. فصلنامه کتاب 18(1): 217-228.
ترکيانتبار، منصور.1386. عوامل موثر بر گرايش به رشته کتابداري و اطلاعرساني در بين دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي. فصلنامه کتاب18(1):107-118.
تهوری، زهرا.1385. لزوم بازنگری در برنامههای آموزش کتابداری و اطلاعرسانی با توجه به نیازهای مهارتی جدید کتابداران و اطلاعرسانان. فصلنامه کتاب17(1): 143-162.
جوکار، عبدالرسول و افشین حمدیپور.1380.نیاز به تحول در برنامههای درسی کارشناسی کتابداری و اطلاعرسانی. کتابداری و اطلاعرسانی 4(2):9-25
حیاتی، زهیر.1377. تاثیر فناوری اطلاعات بر آموزش کتابداری، با توجه به برنامههای درسی. فصلنامه کتاب 9(1): 14-27.
دیانی، محمد حسین.1379. برنامه آموزشی دوره کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی: پیشنهادهایی برای تحول. کتابداری و اطلاعرسانی 3(1):1-20.
رهادوست، بهار.1386. فلسفه کتابداری و اطلاعرسانی. تهران: نشر کتابدار.
زالزاده، ابراهیم.1385. بررسی وضعیت و میزان استفاده اعضای هیات علمی دانشگاه یزد از فناوری اطلاعات و ارتباطات. کتابدار40(1و2): 9-20.
زمانی، بیبیعشرت.1384. یاددهی و یادگیری مهارتهای فناوری اطلاعات در برنامه درسی. فصلنامه کتاب. 16(1):173-184.
علیاکبرزاده، هیلان.1377. کتابداران قرن بیست و یکم. فصلنامه کتاب9(1):98-105.
فتاحی، رحمت الله.1379. الگویی برای بازنگری و تجدید ساختار آموزش های کتابداری و اطلاع رسانی در ایران با توجه به تحولات جدید در محیط اطلاعاتی. کتابداری و اطلاعرسانی 3(1): 21-44.
فتاحیان، حسامالدین.1383. نقش آی سی تی در آموزش. ارتباط علمی(نما) 4(1).
http://www.irandoc.ac.ir/data/e_j/vol4/fatahian.htm( دسترسی در 1/8/87)
کوشا، کیوان.1385. نیازسنجی آموزشی استادان کتابداری و اطلاعرسانی در ارتباط با فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی. فصلنامه کتاب 17(1):185-214.
منصوری، علی؛ پشوتنیزاده، میترا.1386. آموزش ضمن خدمت برای کتابداران در عصر نوین. فصلنامه کتاب 18(2):13-24.
مهدوی، محمدنقی.1379. تکنولوژی اطلاعات و اطلاعات تکنولوژی. تهران: نشر چاپار.
میرهادی تفرشی، سیدمحمدرضا.1376. بررسی نظرات فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاعرسانی پیرامون برنامه آموزشی این رشته. پایاننامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاعرسانی، دانشکده مدیریت و اطلاعرسانی پزشکی.
نوروزی، علیرضا.1387. برنامه آموزش کتابداری ایران اصلاح شود. تهران: مصاحبه، 19 خرداد 1387 http://www.bookna.com/vdcb8gb5.rhb8wpiuur.html .( دسترسی در15/5/1387)
والجو، رزا م. 1377. آموزش فناوری اطلاعات به نسل تازه کتابداران در کشورهای درحال رشد. ترجمه فرامرز مسعودی. فصلنامه کتاب، 9(3و4):101-111.
Wikipedia, s. v. 2008. Information technology. Http://en.wikipedia.org/wiki/information_technology (accessed 19 October 2008)
برای بیدار کردن میل به مطالعه در کودکان رازی وجود ندارد ؛ تنها باید آنها را آزاد بگذاریم تا آنچه را واقعاً دوست دارند انتخاب کنند. بسیاری از بچه ها در دوران کودکی در برابر مطالعه بی تفاوت هستند. ولی بهترین هدیه ای که والدین می توانند به کودکانشان بدهند، کمک کردن به آنها در راه کشف و سپس حفظ اشتیاق به مطالعه در طول دوران زندگی است.
مطالعه روزنامه ها و مجلات کم اهمیت نیستند. بچه ها را مشترک مجلاتی کنید که دوست دارند. به خوانندگانی که با سماجت در برابر مطالعه مقاومت می کنند اجازه دهید آنچه را دوست دارند مطالعه کنند و زیاد از انتخاب آنها انتقاد نکنید .
در اینجا چند راهکار برای رسیدن به این هدف ارائه شده است:
وقتی مشغول پوشاندن لباس به کودکانتان هستید، غذایی می پزید یا خرید می کنید، برای آنها در مورد کارهایی که انجام می دهید، حرف بزنید . درست مثل این که با افراد بزرگسال روبرو هستید، از افراد و اشیایی که دور و بر آنها هستند ، صحبت کنید. بدین ترتیب کودکان خیلی زود مفهوم لغات را در جمله یاد می گیرند.
این کار را از همان دوران کودکی شروع کنید. تجربیات نشان داده اند که صدای والدین می تواند کودکان شلوغ را آرام و کودکان آرام را سرگرم کند. اگر همراه کودکانتان کتاب بخوانید ، به آنها نزدیکتر می شوید. این مهمترین چیزی است که می تواند به آنها در یادگیری خواندن کمک کند.
اگر فرزند شما مدام تکرار می کند که از خواندن متنفر است، فکر می کند که این امر کسل کننده یا خیلی مشکل است ، شاید هم حق با او باشد. از معلم فرزندتان بخواهید که از او تست بگیرد. هرچه زودتر به مشکلی پی برده شود، بهتر می توان راه حلی برای آن جست.
از کودکانتان بخواهید تصاویر یک داستان را توصیف کنند. بچه های بزرگتر را تشویق کنید تا برای برادر یا خواهر کوچک خود کتاب بخوانند. شعر یا آواز گروهی مورد علاقه شان را روی نوار ضبط کنید و در اختیار آنان قرار دهید. وقتی بچه ها صدای خودشان را می شنوند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند و همین امر آنان را تشویق می کند تا پیشرفت کنند.
وقتی کودک شما شروع به یاد گرفتن الفبا می کند، از او بخواهید که حروف الفبایی را که در تیترهای درشت روزنامه ها یا مجلات کهنه چاپ شده است پیدا کند و از روزنامه جدا کند. فعالیت هایی از این قبیل به او کمک خواهند کرد تا با الفبا انس بگیرد.
به علاوه بچه ها باید شما را در حال مطالعه کردن ببینند. آنان از رفتار والدین تبعیت می کنند. در صورتی که متوجه شوند که به مطالعه کردن علاقه مندید آنان نیز چنین خواهند کرد.
حتی اگر کودکانتان هنوز خواندن بلد نیستند، متوجه خواهند شد که این امر برای شما اهمیت دارد. آنها را در کتابخانه ای ثبت نام کنید تا کارتی با نام خود داشته باشند و آنها را به استفاده از این کارت تشویق نمائید. مسئولین کتابخانه ها می توانند آنها را در انتخاب کتاب های مورد علاقه شان و نویسندگانی که متناسب سنین آنان هستند، کمک کنند.
توانایی خواندن در سنین پایین همیشه لزوماً به معنای کار خوب و موفقی نیست. والدین می توانند در آموزش خواندن به کودکانشان بسیار مثمر ثمر باشند ولی نباید از نظر دور داشت که اگر کودک آمادگی نداشته باشد، فشار وارد آوردن بر او می تواند نتایج منفی به بار آورد .
تحقیقات نشان داده است که عده ای از کودکانی که والدین مضطرب و نگرانشان آنان را خیلی زود وادار به یادگیری خواندن کرده بودند، دیگر حتی نمی توانستند کلمه ای در مورد کتاب و مطالعه بشنوند.
اغلب کودکان وقتی در خود احساس آمادگی کنند، خواندن را یاد می گیرند. برای برخی از آنان این امر در سنین چهار یا پنج سالگی رخ می دهد و برای برخی دیگر در هفت سالگی .
اگر همراه کودکانتان کتاب بخوانید ، به آنها نزدیکتر می شوید. این مهمترین چیزی است که می تواند به آنها در یادگیری خواندن کمک کند.
اغلب مشاهده می شود کودکی به طور مرتب و با شور و هیجان تا سن نوزده سالگی به مطالعه می پردازد ولی ناگهان والدین متوجه می شوند که تلویزیون جای مطالعه را گرفته است. این مسئله دلایل مختلفی دارد ؛ از جمله وقتی بچه ها در مدرسه ابتدایی به خواندن کتاب ها و جزوات درسی می پردازند دیگر هدف مطالعه تنها لذت بردن از کتاب ها نیست. به علاوه ، شاید والدین انتظارات بیش از حدی از فرزندان خود داشته باشند آنان گاهی باید فرزندان خود را آزاد بگذارند تا به تنهایی از عهده حل این مسئله برآیند.
اگر فرزند شما مدام تکرار می کند که از خواندن متنفر است، فکر می کند که این امر کسل کننده یا خیلی مشکل است ، شاید هم حق با او باشد. از معلم فرزندتان بخواهید که از او تست بگیرد. هرچه زودتر به مشکلی پی برده شود، بهتر می توان راه حلی برای آن جست.
اگر حس می کنید نتوانسته اید اشتیاق خود را به مطالعه ، به نوجوانتان منتقل کنید، ناامید نشوید. در زیر چند پیشنهاد برای حل این مشکل ارائه می شود.
اگر نوجوانتان از کودکی از مطالعه ابا داشته ، این انتظار را نداشته باشید که در نوجوانی ناگهان تمام کتاب های نویسندگان کلاسیک را بخواند.
کتاب هایی را به او پیشنهاد کنید که مورد توجه او باشد. مجموعه جدول و سرگرمی هایی را که به او انگیزه دهند، در اختیارش قرار دهید چرا که این مجموعه ها او را به سوی تفکر بیشتر رهنمون خواهند شد. اگر او مشتاق شنیدن موسیقی است ، کتابی در مورد خواننده یا موسیقیدان مورد علاقه اش برای او تهیه کنید و به او بگویید : این کتاب را دیدم و فکر کردم ممکن است خوشت بیاید .
اگر موضوع کتاب برای او جذاب باشد شاید آن را بخواند و بدین ترتیب به مطالعه کتاب های بعدی بپردازد.
وقتی کودک شما شروع به یاد گرفتن الفبا می کند، از او بخواهید که حروف الفبایی را که در تیترهای درشت روزنامه ها یا مجلات کهنه چاپ شده است پیدا کند و از روزنامه جدا کند. فعالیت هایی از این قبیل به او کمک خواهند کرد تا با الفبا انس بگیرد.
اگر شما در تمام طول مدت روز تا دیر وقت تلویزیون را روشن نگاه می دارید، متقاعد کردن نوجوانی در این مورد که مطالعه بهتر از تماشای یک برنامه تلویزیونی است ، مشکل خواهد بود.
مطالعه روزنامه ها و مجلات کم اهمیت نیستند. بچه ها را مشترک مجلاتی کنید که دوست دارند. به خوانندگانی که با سماجت در برابر مطالعه مقاومت می کنند اجازه دهید آنچه را دوست دارند مطالعه کنند و زیاد از انتخاب آنها انتقاد نکنید .
بدانید که تمام کودکان و بخصوص نوجوانان در بخش هایی از زندگی خود اصلاً مطالعه نمی کنند. با گنجاندن مطالعه در زندگی روزمره ، با ایجاد میل و شوق مطالعه در فرزندانتان از کودکی ، به آنان هدیه ارزشمندی خواهید داد که در تمام طول زندگی از آن بهره مند خواهند شد.
منبع : روزنامه ایرانوالدین امروز، مثل ماه و خورشید و فلک در کارند، تا آینده ی بهتری را برای فرزندان خود رقم بزنند. آنها در پی تهیه ی مواد و امکانات بهتر، آنچنان تمام انرژی خود را صرف میکنند که فراموش میکنند کودکی کودکشان را. والدین امروز، فراموش کردهاند که نام کودک، امروز است. برای فرداهای خیلی دور، موفقیت در دانشگاه، کار بهتر، کودکان را تشویق میکنند در حالیکه در این چنبره ی درس خواندنها، برای کودک خبری جز خاطرات تلخ از امتحان و اضطراب نمره و انبوهی از مطالب سخت و خشک و پراکنده ی بدون کاربرد عملی باقی نمیماند. ما گمان میبریم ورزش و یا کتابخوانی مانع موفقیت است در حالیکه هر دو میتوانند، به عنوان تسهیل دهنده، دیدی وسیعتر و جسمی سالمتر به کودک بدهد. عادت به مطالعه باید از کودکی آغاز شود.
کودکان کتابخوان، به محیط اطراف تسلط بیشتری دارند. اعتماد به نفس بیشتر داشته و کتاب به آنها فرصت اندیشه ی بهتر را میدهد و بالاخره نگرش نوینی نسبت به جهان و اطرافیان پیدا میکنند.
با توجه به این مسأله، نکاتی را که باید در کتابخوانی و علاقمندی به کتاب در نظر گرفت عبارتند از...
- نوزادان از بدو تولد نیاز به شنیدن دارند، خواندن لالائی را از آغاز برای آنها منظور کنید.
- از تصاویر اشیاء ملموس، کتاب تهیه کنید و برای آنها با صدای بلند در مورد آن اشکال و تصاویر صحبت کنید. (در صورت عدم دسترسی به کتابهای پارچهای و مقوائی)
- هر روز در وقت معین کتابخوانی از روی تصویر را شروع کنید. 10ماهگی سن مناسبی برای کتابخوانی با تصویر است.
- کتابهای گوناگونی از نظر شکل ظاهر برای او انتخاب کنید. تا شدنیها، یا کتابهایی که از بالا و پایین باز میشوند.
- داستانهایی در مورد یک کودک یا حیوانات آشنا برای او جذاب هستند.
- هرگز در صورت پاره کردن کتاب او را سرزنش نکنید کتاب را دوباره بچسبانید.
- هرگز از خط خطی کتاب نهراسید در 18 ماهگی او میل به خط خطی دارد. کاغذ و مداد شمعی در اختیارش قرار دهید.
- کودکان کتابهایی را دوست دارند که ریتم داشته باشد. برای خواندن این کتابها، خودتان قبلاً کتاب را بخوانید.
- بچههای سه و چهار ساله، کتابهایی را دوست دارند که شخصیت اصلی مشکلش را خودش حل کند.
- کتاب را وارد مسائل زندگیش کنید. به گربه علاقه دارد، برای او کتاب گربهها را بخوانید و...
- از نیروی خلاق خودتان استفاده کنید و شرایط قبل و یا بعد از کتاب را پر بار کنید. زمانی که دارد بیسکویت میخورد قصه موشی که تمام بیسکویتها را خورد ، یا بعد از قصه کلاهی که باد آن را برد، ساختن یک کلاه با روزنامههای باطله و...
- کتاب را قبل از خواندن برای کودکتان چند بار بخوانید.
- روی کلمهها مکث کنید و آن را با احساس بخوانید.
- کودکان قصههای بلند را دوست ندارند.
- کودکان شخصیتهای ملموس را میپسندند.
- قبل از خواندن چنانچه گمان میکنید، معنی لغتی را نمیفهمد و یا حیوانی را نمیشناسد آنها را حذف نکنید. بلکه در مورد آن صحبت کنید.
- کودک را به کتاب فروشیها ببرید.
- برای قراردادن کتابها، جائی را از همان ابتدا مشخص کنید.
- به او کمک کنید تا قصه نقاشیاش را تعریف کند. آنرا بنویسید و برای او بخوانید.
- از مجلات قدیمی تصاویری را ببرید و به او کمک کنید تا کتاب تصویر بسازد.
- هرگز نوارهای قصهگویی، جای خواندن کتاب و یا قصهگویی شما را نمیگیرد.
- چنانچه از نوارها میخواهید استفاده کنید قبلاً خودتان آنرا گوش دهید. سپس با کودک نوار را گوش کرده به سوالات او پاسخ دهید، سپس به او فرصت دهید که به نوار گوش دهد.
- محتوای نوارها و کتابها باید با ذهنیت کودک همخوانی داشته باشد.
- برای دیدن تلویزیون جدول زمانی تهیه کنید. تا فرصتی برای سایر فعالیتها نیز باشد.
- ارزشها و پیامهای اخلاقی نباید به صورت دستوری و یا مستقیم باشد.
- از الگوهای همیشگی جنسیت استفاده نکنید.
- کتابخوانی باید توأم با لذت باشد.
- خواندن با علاقه و درست، کلیدی است برای موفقیت در مدرسه.
- فهرست مناسبی از کتابهای گروه سنی کودکتان تهیه کنید. و برای خرید کتاب قبل سایر خریدهایتان دقت کرده و وقت صرف کنید.
- داروخانه و روزنامه فروشیها، جای مناسبی برای کتابهای با ارزش نیستند.
- دفترچهای تهیه کنید و فهرست کتابهایی را که برای فرزندتان خواندهاید در آن بنویسید.
- کودکان تکرار را دوست دارند بنابراین کتابهای خوانده شده را میتوانید بارها و بارها بخوانید.
- گاهی از او بخواهید قصه ی شنیده را تمام کند. مهم این نیست که چگونه، مهم بیان لغات است.
- هرگز از او نپرسید که کتاب چه پیامی داشت اما میتوانید بپرسید که خوب بعد از آن چه شد؟ چرا و چگونه،
- خودتان کتاب بخوانید. والدین کتابخوان فرزندان کتابخوان دارنداو که تازه خواندن ياد گرفته بود، هنگام خواندن کتاب داستان خود، سر اين جمله گير کرد: «آن را به من بده، داداش روباه.» او همه کلمات را مي توانست بخواند اما معني اين جمله را نمي فهميد. او هنوز علايم نقطه گذاري را خوب نمي فهميد و کلمات را تک تک و با لحن يکسان مي خواند و به همين دليل نمي توانست معني اين جمله خاص را بفهمد. اين کودک بعدها از پدرش خواست که داستان را با صداي بلند بخواند. پدرش قصه را با لحن مناسب خواند تا به جمله اسرار آميز رسيد و سپس قصه را تمام کرد. او تک تک کلمات را فهميد.
درک مطلب بچه ها هنگام خواندن، به طور طبيعي از توانايي آنها هنگام برقراري ارتباط کلامي کمتر است. بچه ها هنگامي که مدرسه را شروع مي کنند صدها کلمه مي فهمند اما فقط چند کلمه را مي توانند بخوانند يا بخش کنند. اين اختلاف، زماني از بين مي رود که بچه ها در خواندن مهارت به دست بياورند و کلماتي را که قبلا به صورت شفاهي استفاده مي کردند، به طور مرتب به صورت نوشتاري ببينند. علاوه بر آن سطح دانايي بچه ها در خواندن، از سطح علايق آنها نيز پايين تر است. بچه هاي کلاس اول قادر به درک مطالب بسيار پيچيده تري از «بابا آب داد» هستند. اما چون هنگام خواندن، مهارت کافي براي درک مطلب نوشتاري پيچيده ندارند، دچار محدوديت مي شوند.
اگر به طرح داستان يا مشکلات شخصيت هاي آن علاقه مند شده ايد، به زبان بياوريد تا فرزندان تان بدانند.
يکي از مهم ترين کارهايي که مي توانيد براي بچه ها انجام بدهيد اين است که با صداي بلند برايشان کتاب بخوانيد. اين کار را مي توانيد کمي بعد ازتولد آنها شروع کنيد و تا پيش دبستاني و سال ها بعد نيز ادامه بدهيد. هنگامي که با صداي بلند براي بچه ها کتاب مي خوانيد، فرصت خوبي پيدا مي کنيد که نوشته ها را با هم تجربه کنيد. با اين کار فرزندان تان به زبان توجه مي کنند و مهارت هاي ضروري درک مطلب آنها که در مدرسه و در سال هاي بعد به آن نياز دارند، پرورش مي يابد. براي موفقيت تحصيلي بچه ها، درک مطلب، پرورش دايره لغات و قدرت تشخيص لغات آنها با ميزاني که والدين با صداي بلند براي شان کتاب مي خوانند، رابطه مستقيم دارد. مهم تر از آن اين که وقتي با صداي بلند کتاب مي خوانيد، به بچه ها مي فهمانيد که براي کتاب ارزش و اهميت قايليد و کتاب خواندن بخش مهمي از تعاملات خانوادگي شما را تشکيل مي دهد.
چگونه با صداي بلند بخوانيد
با حالت و لحن مناسب بخوانيد. براي هر يک از شخصيت ها از يک صداي خاص استفاده کيند. از علايم نقطه گذاري کمک بگيريد تا لحن خواندن تان را عوض کنيد يا براي افزايش تأثير خواندن تان مکث کنيد.
با علاقه بخوانيد و با متن درگير شويد. اگر به طرح داستان يا مشکلات شخصيت هاي آن علاقه مند شده ايد، به زبان بياوريد تا فرزندان تان بدانند. اگر اتفاقات هيجان انگيز است با لحني هيجان زده بخوانيد، اگر ترسناک است با لحني بخوانيد که نشانه ترس است.
از سوال هاي جدي و هوشمندانه استفاده کنيد. قبل از اينکه ورق بزنيد، از بچه ها بپرسيد که به نظرشان چه اتفاقي خواهد افتاد. از آنها بخواهيد نام شخصت هايي را که در تصاوير ديده مي شوند، بگويند.
وقتي با صداي بلند کتاب مي خوانيد فرزندان تان به زبان توجه مي کنند و مهارت هاي ضروري درک مطلب آنها که در مدرسه و در سال هاي بعد به آن نياز دارند، پرورش مي يابد.
تماس چشمي برقرار کنيد. شما بازيگر هستيد و فرزندتان تماشاچي، سرتان را بالا بياوريد و به حالت چهره فرزندتان توجه کنيد. همراه او بخنديد و براي اظهار نظر درباره روند داستان مکث کنيد. اگر درباره مهارت صداي تان هنگام خواندن، درباره توانايي تان براي انتخاب کتاب يا ميزان وقتي که مي توانيد براي اين کار بگذاريد نگراني دارد، آن را بر طرف کنيد. خواندن با صداي بلند مهم تر از اين است که بتوانيد از آن چشم پوشي کنيد و هيچ وقت براي شروع اين کار دير نيست.
منبع: 50 روش ساده براي علاقه مند کردن فرزند به مطالعه. زاهلر، کتي اي
در دورانی که آن را عصر تکنولوژی نام نهادهاند، کودکان بیشتر وقت خود را یا با تماشای تلویزیون یا با نشستن پشت میز کامپیوتر میگذرانند. بررسیها نشان میدهد در کشوری مثل ترکیه، دانشآموزان ابتدایی، ۳/۷۷ درصد وقت باقیماندهی روزانهی خود را پس از انجام تکالیف درسی، صرف برنامههای تلویزیونی کرده و فقط حدود ۱۱٪ زمان مذکور را به بازی اختصاص میدهند. تماشای طولانیمدت تلویزیون برای کودک، وضعیت خوشایندی نیست و بایستی عادتهای رفتاری مناسبی، مثل کتاب خواندن را که میتواند در تکوین شخصیت او موثر باشد، جایگزین آن کرد. اما چرا کتاب اهمیت دارد و کتابخوانی چه تاثیری میتواند بر زندگی انسانها داشته باشد؟
امروزه نقش کتابخوانی در رشد ذهنی، اجتماعی و احساسی کودکان اثبات شده و تحقیقات بسیاری نیز دربارهی تاثیر کتاب بهخصوص بر رشد و تواناییهای زبانی و خلاقیت کودکان به انجام شده است. اگر رابطهی کودک با کتاب را به صورت یک روند بررسی کنیم، خواندن قصه برای خردسالان نخستین گام خواهد بود. علاوه براین، کتاب برای خردسالان نقش اسباببازی را هم ایفا میکند. آنها از کتابهای رنگی و نقاشیدار خوششان میآید. ارتباط کودک با کتاب، صرفا از راه خواندن قصه برای او فراهم نمیشود؛ بلکه بازی با کتاب، حتا پارهکردن و خطخطی کردن صفحهها نیز باعث صمیمی شدن او با کتاب میشود.
بچهها در دو سالگی نسبت به کتابهای تماما تصویری علاقه نشان میدهند. آنها در این سن، بهخصوص از ورق زدن صفحهها خوششان میآید.
در سه، چهار سالگی بچهها دوست دارند کتابهای قصهی نقاشیدار برایشان خوانده شود. آنها عموما از قصههای پرتحرک، شاد و خندهدار لذت میبرند. در این مقطع سنی کتاب وسیلهی گفتوگویی است بین کودک و بزرگسال. خواندن کتاب برای کودک، در حالیکه پدر و مادر در کنارش هستند، او را برای شنیدن قصه ترغیب کرده و گفتوگو دربارهی قصه و نقاشیهای کتاب، باعث تقویت توانایی درک او میشود.
قدرت تخیل کودک در شش تا نه سالگی پیشرفت میکند. همچنین او میتواند نسبت به مفاهیم ساده آگاهی یافته، آنها را درک کند. وقتی کودک توانست خیال و واقعیت را از هم تمییز دهد، به اندیشیدن پیرامون دو مفهوم «خوب» و «بد» پرداخته، قضاوت بر اساس مفاهیم یادشده را آغاز میکند. در دورهی مورد اشاره، کودکان از کتابهای قصهی کوتاه و پرتصویری خوششان میآید که موضوع آن دربارهی طبیعت، حیوانات و انسانها باشد. قصهی پریان، ماجراهای تصویری و داستانهای مربوط به پهلوانان نیز از موضوعات مورد علاقهی کودکان در این مقطع سنی به حساب میآید.
در فاصلهی ده تا دوازده سالگی، کودکان به سمت مواردی گرایش پیدا میکنند که امکان تجربهی آنها در محیط زندگیشان وجود ندارد. در چنان شرایطی خواندن کتابهایی مثل «ماجراهای رابینسون» و… که کودک را به سرزمینی دور و ناشناخته میبرد، در ایجاد عادت نسبت به مطالعه، نقش بهسزایی برعهده میگیرد.
بسیاری از والدین دوست دارند که کودکشان به مطالعه عادت کند. در این میان برخی پدر و مادرها به راهکارهایی خاص متوسل میشوند و بعضی دیگر بدون هیچ اقدامی انتظار دارند فرزندشان بر اثر کششی درونی به سمت کتاب گرایش پیدا کند. البته این انتظار اغلب به نتیجهی دلخواه نمیرسد؛ چراکه آرزوی دوستی کودک با کتاب، بدون ارائهی الگوی مناسب و بدون تشویق و تایید او تحققپذیر نیست.
کودکانی که والدینشان برای مطالعه و دانایی ارزش قائلاند، راحتتر به مطالعه عادت میکنند؛ چون پدر و مادری که در زندگی روزانه برای کسب دانش تلاش کند، به ناچار رابطهی تنگاتنگی نیز با کتاب خواهد داشت.
عادت به مطالعه خصیصهای است که در محیط خانواده و مدرسه کسب میشود. یکی از مهمترین عوامل گرایش کودک به کتاب، داشتن والدینیست اهل مطالعه که بتوانند الگوی مناسبی برای فرزندشان باشند. خرید روزنامه و مجله به صورت مرتب و خواندن آن در منزل، از منظر الگو قرار گرفتن والدین اهمیت دارد. مطلع کردن فرزند از آندسته از اخبار یا مطالب روزنامهها که میتواند برایاش جذاب باشد نیز علاقهی وی را به خواندن افزایش خواهد داد.
شبها، پیش از خواب، خواندن قصه برای کودک در ایجاد عادت نسبت به مطالعه اهمیت بهسزایی دارد؛ زیرا وقتی کودک در رختخواب باشد، عوامل ایجاد حواسپرتی به حداقل میرسد و از طرف دیگر کودک، قبل از خواب از حضور والدیناش در کنار خود احساس آرامش میکند. کودکی که مزهی لذتبخش قصههای پیش از خواب را درک کند، خود نیز به سمت کتاب خواندن گرایش مییابد. فرقی نمیکند کتابی که برای فرزندتان میخوانید، داستان یا رمان باشد؛ اما ضروری است موضوع کتاب، مورد توجه باشد.
کتابخوانی کودک نباید حالت اجبار یا تکلیف به خود بگیرد؛ بالعکس، او باید از انجام این کار سرشار از حس لذت و هیجان شود. اگر میخواهید مطالعه را برای فرزندتان به عملی لذتبخش تبدیل کنید، میتوانید به بازسازی واقعی قصه مبادرت کنید؛ طوریکه هر یک از اعضای خانواده نقش یکی از قهرمانان قصه را برعهده بگیرند؛ البته توجه داشته باشید تعیین نقشها را باید کودک انجام دهد. شیوهی دیگر در ایجاد حس هیجان و لذت به مطالعه این است که از کودک بخواهید نقاشی آنچه را برایاش خواندهاید، بکشد. نقاشی تخیل کودک را تقویت میکند. تماشای نقاشیهای کتاب قصه به همراه کودک و تعریف قصه از روی تصاویر نیز برای او جذابیت زیادی دارد و باعث افزایش علاقهاش به کتاب میشود.
ایجاد جو مطالعه در خانه، کتابخوانی پدر و مادر، تامین سکوت لازم برای این کار، گفتوگوی زن و شوهر دربارهی کتابها و نویسندهها و نیز وجود کتابخانه در منزل، اهمیت بهسزایی در توجه کودک به کتاب دارد. اگر اعضای خانواده در یک ساعت معین تلویزیون را خاموش کرده و به مطالعهی کتاب یا روزنامه بپردازند، هم موفق به کاهش رابطهی کودک با تلویزیون خواهند شد و هم به ایجاد عادت کتابخوانی در کودک کمک خواهند کرد.
خواندن یک کتاب برای کودک و بعد صحبت کردن دربارهی آن نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی فرزندتان دربارهی کتاب صحبت میکند، با دقت زیادی به حرفهایاش گوش کنید و نسبت به برداشتهایاش رفتاری محترمانه داشته باشید.
اگر بچهها موفق به گفتوگو با بزرگترها بشوند و بتوانند به راحتی برداشتهایشان را از آنچه خواندهاند بیان کنند، میشود گفت عادت به مطالعه در آنها در حال شکلگیری است. با پرسیدن سوال دربارهی آنچه کودک خوانده یا شما برایاش خواندهاید تخیل آنها را تقویت کرده، توانایی تحلیل و تفسیرشان را بیشتر کنید. مثلا اگر کتاب مورد مطالعه یک اثر داستانی باشد، میتوان پرسشهای زیر را از کودک پرسید: «به نظر تو کتاب میخواست چه چیزی به ما بگوید؟» یا «تو از این کتاب چه نتیجهای گرفتی؟» یا «از کدام بخش کتاب بیشتر خوشت آمد؟» یا «بیشتر از کدام شخصیت خوشت آمد؟» یا «اگر تو این کتاب را مینوشتی، دوست داشتی چطور تمامش کنی؟»
علاوه براینکه والدین بایستی در منزل صاحب یک قفسهی کتاب باشند، ضروری است قفسهی جداگانهای را هم برای فرزندشان ترتیب بدهند و در فواصل معین با او به تبادل کتاب بپردازند. به همان اندازه که بردن کودک به کتابفروشیها و سبکوسنگین کردن کتابهای بزرگسال و بررسی آثار جدید، حین اینکه کودک در آن شرایط هیچ نقشی برعهده ندارد، میتواند رابطهی کودک با دنیای کتاب را دچار مشکل کند، بردن کودک به نمایشگاههای کتاب، آشنا کردن وی با نویسندگان و تبادل جملاتی بین او و نویسنده و سرانجام گرفتن امضا برای کودک در صفحهی اول کتاب، میتواند تاثیر مثبتی در دوستی او با دنیای کتاب داشته باشد.
اختصاص زمان زیاد برای تماشای تلویزیون یا انجام بازیهای رایانهای، علاوه بر اینکه فرصت مطالعه را از کودک میگیرد، باعث کاهش تواناییهای ذهنی وی در اموری میشود که نیازمند صرف توجه و دقت بالاست. همچنین استفادهی بیش از حد از تلویزیون و کامپیوتر، تعادل لازم برای سلامت کودک را با خطر روبهرو میکند.
موقع انتخاب کتاب برای فرزندتان موارد زیر را به یاد داشته باشید:
۱. هدف ما کمک به رشد کودک است؛ بنابراین زبان و مضمون کتابها باید با این هدف انطباق داشته باشد.
۲. کتابهای جذاب، پرکشش و سرگرمکننده را انتخاب کنید.
۳. از خرید کتابهایی که قهرمانان آنها کودکان بدبختی هستند که مدام تحقیر میشوند، بپرهیزید.
منبع: شهر کتاب
پدر و مادرها اغلب نمي دانند به چه صورت و به چه طريق ممكن در امر آموزش و يادگيري و درس به فرزندان كمك كنند. آنها شايد صدها بار اين كلمه را تكرار كرده باشند «بخوان، بخوان» و دلشان مي خواهد در اين زمينه فرزندانشان را در منزل ياري كنند ولي بنا بر دلايلي، خود را درگير اين مسائل كه به نظر مشكل و پيچيده است نميكنند.
اين دلايل ممكن است بي اطلاعي از موضوع درس يا برنامه آموزش آموزشگاه و نداشتن وقت و يا خواستههاي متفاوت هر يك از فرزندان باشد و ليكن فرزند شما در زندگي تحصيلي خود نيز به شما وابسته است و در صورتي كه بتوانيد در تحصيل او نقش فعالتري داشته باشيد، يادگيري براي او دلپذيرتر مي شود و اعتماد به نفس بيشتري پيدا مي كند تا اين كه در برابر او بي تفاوت باشيد. شايد به خاطر حضور شما، نسبت به درس خواندن دلگرم شود و آينده درخشان تري داشته باشد.
برخي والدين شركت در زندگي تحصيلي فرزند خود را مشكل مي دانند و حال و حوصله اين كار را ندارند و اصلا خود را درگير اين مسائل نمي كنند. برخي از دلايل اين سهل انگاري و بي تفاوتي عبارتند از:
1- نداشتن وقت و انرژي و برنامه ويژه رسيدگي فرزندان: بايد بدانيد اگر چه شركت در تحصيل و كمك به فرزندتان كمي از وقت و انرژي شما را مي گيرد؛ اما در مقابل، زندگي خانوادگي شما پربارتر مي شود.
2- تعليم و تربيت منحصرا كار متخصصان است: واقعيت اين است كه شما فرزند خود را بهتر از هركس ديگري مي شناسيد و تجربه، خود يك نوع تخصص است و سهيم كردن معلمان و مشاوران در اين شناسايي، موجب بهره رساني آنان مي شود و سعي كنيد اگر در تربيت فرزند خود با مشكلي مواجه مي شويد با يك مشاور متخصص ارتباط داشته باشيد و سعي كنيد هميشه قبل از وقوع مشكل با مشاور تماس داشته باشيد.
3- نمي توان با تقدير و سرنوشت به مبارزه پرداخت و هر چه قسمت باشد همان مي شود: اين نوع قضاوت و برداشت، عذر و بهانه اي بيش نيست. كساني كه اين نظر را دارند ميخواهند به اين وسيله با ساده انديشي تمام تقصيرها را بر گردن تقدير و سرنوشت بيندازند در صورتي كه اين گونه نيست، هركس اراده كند و تصميم بگيرد مي تواند موفق شود. اين گونه نظريات ترمز موتور ذهن است.
4- فرزند من به كمك من نيازي ندارد و من نمي توانم كاري برايش انجام دهم: شما بيشترين تاثير را بر فرزند خود داريد؛ از اين رو فرزند شما از حمايت و راهنمايي شما در خانه و مدرسه بي نياز نيست و همواره بايد كمك كننده، همراه و تشويق كننده او باشيد.
5- فرزند من استعداد كافي ندارد يا كم هوش است: اين بزرگترين ضربه به فرزندتان است. يادتان باشد هر دانش آموزي كه خود را تا مرحله دبيرستان رساند ديگر كم هوش و كم استعداد نيست.
اما بايد دانست هركس براي كاري خاص مهارت و استعداد دارد و چون مدرسه داراي چارچوب و نظرات خاص و انعطاف ناپذير است و نمي تواند براي هر دانش آموز روش خاصي ارائه كند، ممكن است خيلي از استعدادها شكوفا نشود؛ بنابراين، نقش والدين بسيار تعيين كننده است.
6 – نمي خواهم براي آموزگار ايجاد مزاحمت كنم: بايد بدانيم نه تنها مزاحم آموزگار نيستيد، بلكه اطلاعات شما به او كمك مي كند؛ زيرا اطلاع كامل از يك فرد به نوع برخورد با او كمك مي كند. آموزگار مي تواند با داشتن اطلاعات لازم درصدد موفقيت فرزند شما باشد. اين موضوع نشاندهنده اين است كه شما براي معلم و فرزند خود ارزش قائل شده ايد.
7 – در هنگام ملاقات با آموزگار و مدير مدرسه احساس خجالت مي كنيم:نظر و عقيده شما براي ما محترم است. در صورتي كه مسائل مورد نظر خود را فهرست وار يادداشت كنيد براحتي مي توانيد درباره آن صحبت كنيد؛ زيرا آنها در واقع دلسوز فرزندان شما هستند و حضور و ارتباط شما بسيار مفيد و براي شما ارزشمند است و روابط شما قابل ستايش خواهد بود و نشاندهنده حسن دقت شماست و بدانيد هيچ معلمي از حضور و وقت اوليا گله مند نيست بلكه از بي دقتي و عدم حضور گله مند است.
به هر حال بايد دانست موفقيت تحصيلي دانش آموزان، بستگي به اصول و عملكرد «ذهني و دروني» آنها دارد و والدين بيشتر از هر شاخص ديگري امكانات پرورش و شكوفايي او را در اختيار دارند و مي توانند با نوع تربيت صحيح و در خور شان آنها موجب هر گونه پيشرفتي براي آنان شوند.
چه بايد كرد؟
با فرزندانتان مكالمه و گفتگوي آموزشي – تربيتي واقعي برقرار كنيد: قبل از اين كه پدر و مادر باشيد، يك دوست صميمي باشيد تا از رازهاي آنها با خبر شويد. در حقيقت با آنها روراست باشيد و نگوييد حيا فرزند و پدر و مادري را از بين مي رود، اين شعار قديمي شده است. اگر فرزندانتان با شما نتوانند حرف بزنند، حتما مشكلش را به ديگران خواهد گفت و وقتي او از مدرسه برميگردد و يا شب وقتي همه دور هم جمع هستند، از او بخواهيد برنامه روزانه مدرسه اش را با تمام جزييات برايتان تعريف كند.
با معلمان، مشاوران، مسوولان و ساير كاركنان مدرسه به وسيله شركت در مراسم افتتاح مدرسه و ساير مراسم ارتباط برقرار كنيد و اين ارتباط و تماس را در تمام طول سال حفظ كنيد.
راجع به «هدف»، «برنامه»، «نقش توجه و تمركز در مطالعه» و «چگونه ضبط و نگهداري اطلاعات در مغز» به فرزندتان توضيحاتي بدهيد و به او بفهمانيد علت اين كه مثلا مبحث جغرافي را خوب فهميده اين بوده است كه توجه و تمركز لازم را داشته است. ليكن كلمات انگليسي كه بر روي تخته نوشته شده، چون براي او هيچ «هدف» و مقصودي را زنده نمي كرد تا بدين وسيله انگيزه براي ضبط و نگهداري در مغز برايش به وجود آورد، خوب نفهميده است و هرگز از كلمه كم هوش بودن، كم استعداد بودن، كم شانس بودن استفاده نكنيد كه يك داروي مخرب براي آنهاست. هميشه سعي كنيد حتي كوچكترين پيشرفت آنها را موجب تشويق و تحسين قرار دهيد.
محيط خانه را براي يادگيري، مناسب كنيد، زمان مناسبي براي مطالعه در نظر بگيريد. در آن مدت، استفاده از تمام عوامل مزاحم از قبيل راديو، تلويزيون و غيره را براي تمام افراد خانواده ممنوع كنيد، بخصوص در هفته امتحانات از ميهماني ها، عروسي و هر عواملي كه ممكن است براي حضور در جلسه ضرر داشته باشد پرهيز كنيد. مبادا خودتان بيننده فيلم باشيد و به آنها نصيحت كنيد كه فيلم نبينيد، شما در اين مدت، به مطالعه، نوشتن نامه و … بپردازيد و حداقل مزاحم آنها نشويد.
اگر مي توانيد، تمرين ها و تكاليفي را كه انجام داده است يك بار مرور كني. به او كمك كنيد تا روز بعد با آمادگي كامل به مدرسه برود. به او ياد بدهيد تكاليف سنگين را به بخشهاي كوچكتري تقسيم كند و آنها را يكي يكي انجام دهد و از انجام دادن تكاليف او جدا خودداري كنيد؛ زيرا عصايي براي او خواهيد شد كه هميشه بايد اين عصا زير دست او باشد و ترك آن يعني شكست او. در برخورد با فرزندان، صبور و انعطاف پذير باشيد. اين كار سبب مي شود كه در او، عادت ها و نگرشهاي تازه اي براي همزيستي، ايجاد شود. راهنماي فرزند خود باشيد.
در خصوص شيوه هاي گوناگون مطالعه و يادگيري و تقويت حافظه مطالبي بياموزيد. براي كمك به فرزند خود، از معلمان نيز راهنمايي بخواهيد مثلا اگر شما بدانيد سه پايه طلايي حافظه چيست مي توانيد در اين مورد فرزندانتان را راهنمايي كنيد. بخشي از وقت خود را به فرزندانتان اختصاص دهيد و با او همراه باشيد. پياده روي، گردش، بازديد از موزه و … همراه با شما براي او لذت بخش است. با در نظر گرفتن اين نكته كه يادگيري با فاصله كافي بهتر از يادگيري فشرده است، تلاش كنيم فرزندمان را مجبور نكنيم ساعتها بنشيند و مطالعه كند. انجام تكاليف درسي و مطالعه، يك كار فكري است و احتياج به استراحت دارد اين استراحت مي تواند به طريق برخاستن و قدم زدن، خواندن قطعات ادبي، ورزش و … باشد.
در فصل امتحانات و موقع كنكور، افراد خانواده از طرح نكات متفرقه مورد علاقه دانش آموز جدا خودداري كنند. مثلا چند شب قبل از امتحان يا كنكور از ديدن فيلم سينمايي چشم پوشي كنند، تا او بتواند مطالب درسي را مطالعه كند. اين برخورد حس همكاري را در او تقويت خواهد كرد. البته اگر استفاده از تلويزيون در اتاق هاي ديگر امكانپذير باشد و مزاحمتي براي دانش آموز ايجاد نكند، مانعي ندارد. اطرافيان در شب امتحان و چند روز مانده به كنكور بايد مشوق او باشند و از مايوس كردن او خودداري كنند و همچنين با تكرار حساس بودن موضوع، موجب اضطراب زياد نشوند و از مشاجرات خانوادگي دوري كنند.
شب امتحان، زمان آموزش صحيح امتحان نيست. پس والدين عزيز اجازه بدهند فرزندشان اگر مي خواهد با قدم زدن مطالعه كند، يا با صداي بلند بخواند، آزاد باشد.
والدين محترم، هرگز تيرهاي زهرآگين «درس بخوان!»، «چرا درس نميخواني؟»، «به فكر امتحان فردا نيستي!»، «فردا تجديد مي شوي!» و «مگر فردا امتحان نداري؟» را به مغز دانش آموز شليك نكنند كه در شب امتحان اصلا چنين پند و نهيبهايي سازنده نيست.
بدون ترديد تشويق از مهمترين عوامل موثر در يادگيري به شمار مي آيد. تشويق و تنبيه 2 اهرم بسيار مهم براي كنترل، تعديل و تقويت رفتار انسان است؛ اما آنچه مهم است، بهره گيري از نقش موثر تشويق و تنبيه در فرآيند يادگيري و كنترل رفتار از پيش طراحي شده با برنامه است. استفاده نادرست و نابجا از تشويق و تنبيه نه تنها نمي تواند در درازمدت موثر واقع شود، بلكه ممكن است اثرات نامطلوب و سوئي را به همراه داشته باشد.
منبع: بنياد انديشه اسلامي
1. دو ماهنامه آينه پژوهش
دوماهنامه نقد كتاب، كتابشناسي و اطلاع رساني در حوزه فرهنگ اسلامي
صاحب امتياز: دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
مدير مسئول: محمد تقي سبحاني
سردبير: محمدعلي مهدوي راد
محل انتشار: قم
2. ماهنامه اطلاع يابي و اطلاع رساني فارسي و انگليسي
ماهنامه
صاحب امتياز: مهرداد جان نثارحسيني
مدير مسئول: مهرداد جان نثار حسيني
سردبير: حسين حسيني نثار
محل انتشار: تهران
3. فصلنامه اطلاع شناسي
فصلنامه
صاحب امتياز: دفتر پژوهش هاي فرهنگي
مدير مسئول: دكتر عباس حري
سردبير: دكتر نرگس نشاط
محل انتشار: تهران
4. فصلنامه پيام كتابخانه
فصلنامه كتابخانه و كتابداري
صاحب امتياز: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
مدير مسئول: مهدي معين فر
سردبير: ابراهيم اسدي
محل انتشار: تهران
5. ماهنامه جشن كتاب
فصلنامه فرهنگي، هنري
صاحب امتياز، مدير مسئول، سردبير: آرش حجازي
محل انتشار: تهران
6. ماهنامه جهان كتاب
ماهنامه علوم انساني
صاحب امتياز، مدير مسئول: طليعه خادميان
محل انتشار: تهران
7. فصلنامه علوم و فناوري اطلاعات فارسي، انگليسي
فصلنامه كتابداري فناوري اطلاعات و اطلاع رساني
صاحب امتياز: پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران
مدير مسئول: دكتر حسين غريبي
سردبير: دكتر محمد صالح اوليا
محل انتشار: تهران
اين نشريه تا پاييز 1384 با نام (علوم اطلاع رساني) منتشر شده است
8. فصلنامه كتاب
فصلنامه علمی - ترويجی كتاب، كتابداري و اطلاع رساني
صاحب امتياز: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران
مدير مسئول، سردبير: دكتر فريبرز خسروي
محل انتشار: تهران
9. فصلنامه كتابداري و اطلاع رساني
فصلنامه علمی - پژوهشی كتابداري، اطلاع رساني، نسخه شناسي
صاحب امتياز: آستان قدس رضوي
مدير مسئول: دكتر سيد علي اردلان جوان
سردبير: دكتر محمد حسين دياني
محل انتشار: مشهد
10. كتاب ماه
ماهنامه تخصصي اطلاع رساني و نقد و بررسي كتاب
صاحب امتياز: خانه كتاب ايران
مدير مسئول: احمد مسجد جامعي
سردبير:
محل انتشار: تهران
11. دوماهنامه گزارش كتاب
دوماهنامه خبري (تخصصي كتاب)
صاحب امتياز: اتحاديه ناشران و كتابفروشان
مدير مسئول: آذر باقري قمي
محل انتشار: تهران
12. فصلنامه ميراث شهاب
فصلنامه كتابشناسي و نسخه شناسي
صاحب امتياز، مدير مسئول: دكتر سيد محمود مرعشي نجفي
سردبير: محمد اسفندياري
محل انتشار: قم
13. دانشورز (خبرنامه سازمان كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي)www.aqlibrary.i
14. كتاب هفته-www.ketab.ir
15. مجله الكترونيكي كتابدار-www.ketabdar.org
16. مجله الكترونيكي شيرازه (سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران)www.nlai.ir