دکتر عبد الرسول جوکار1
دکتر فاطمه معتمدی2
چکیده
بازتاب درک ضرورت وجود فلسفهای در کتابداری که بدان وسیله بتواند ضمن بازنمون هویت و تنظیم اهداف،به رشد و شکوفایی علمی و حرفهای خود بپردازد،در قالب رهیافتهای متعددی جلوه کرده است.اما از میان همهء دیدگاههای مختلف موجود در این زمینه،دو رهیافتشناختی و متافیزیکی-که از مهمترین رهیافتهای فرانظریهای است که تاکنون در کتابداری شناخته شده است-به عنوان سؤالات اساسی فلسفه در کتابداری مطرح میباشد. رهیافتهای مورد اشاره شاید ناشی از این تفکر است که کتابداری به دلیل سروکار داشتن با کل دانش و فرهنگ،و تمرکز آن بر شکل،ساختار،نظم،و ارتباط درونی دانش،فلسفهاش نیز باید همانند یک فلسفهء محض و تمام عیار،به یک فراعلم تبدیل شود.لذا به دنبال این نگرش فلسفی،نظریهء«فراکتابداری»مطرح شده که در متن این مقاله با تفضیل بیشتر به آن پرداخته میشود.
کلید واژهها
فلسفه،کتابداری،رهیافتشناختی،رهیافت متافیزیکی
مقدمه
کارکرد بارآور ناشی از تحلیل فلسفی، فلسفه را برای تمامی دانش از جمله علم کتابداری با اهمیت میسازد؛چون قادر است به گونهای زمینهء ایجاد چارچوبی نظری و ساختاری منسجم را فراهم آورد که بتوان در قالب آن،دیدگاهها و تعریفهای خاص را مورد تحلیل،مقایسه،و ارزیابی قرار داد.فلسفه،نقطهء آغاز نظریهسازی است و نظریهپردازی برای پروردن اصول و مفاهیمی که به روشن شدن مسائل معرفتشناختی یاری میرساند،ضروری است.فلسفه به عنوان نظریهء جامع یا وحدت سازمان یافتهء یک موضوع،اصولی را دربرمیگیرد که (1).دانشیار علوم کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه شیراز
(2)دکترای کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان f-motamedi@kmu.ac.ir
حقایق و واقعیتهای متنوع را گرد آورده و به هماهنگی خاص نظر و عمل میپردازد.به این ترتیب نگرش و پویش فلسفی به رشد و اعتبار دانش حرفهای نیز کمک میکند.
با توجه به اینکه در بستر کل کتابداری، دانشی هستهای وجود دارد که رهیافتی یگانه را برای استفاده از دانش مهیا میسازد، وجود فلسفه برای کتابداری امری حیاتی و اساسی است.کتابداری با داشتن فلسفه میتواند ارزیابی کاملتری از عملکردها و خط مشیهای کتابخانه به عمل آورد و نیز خواهد توانست از پس چالشهای جامعهای در حال تحول،نه تنها از جهت رقابت فنی، بلکه از نظر وارد بودن به موضوع نیز برآید.
ضرورت وجود فلسفهء کتابداری همواره مورد توجه دانشمندان و صاحبنظران این رشته بوده است؛بهطوری که هریک به نوعی دربارهء آن اظهار نظر کردهاند.از جمله اینکه «فلسفه،نقش کتابخانه را در جامعه تعریف میکند»،«به کتابداری به عنوان یک رشته اعتبار میبخشد»،«به عملکرد کتابداری معنا میدهد»،«دانش نسبت به هدف را روشن میکند،و در نتیجه باعث دقت در عمل میشود»(25:167-176).لازم است در زمینهء ایجاد فلسفهای برای کتابداری تلاشی جدی صورت گیرد،چون وجود فلسفه برای کتابداری موجب میشود که فرصتهای مناسبی برای استفاده از روششناسی علمی، و اتحاد والای حرفهای فراهم شود(7:235- 247).دانش کتابداری باید در اصول مجرد سازماندهی شود و«تخصص در کلیت»به تنهایی کافی نیست،بلکه فلسفهء کتابداری باید مسائل عقلانی حرفه را بیان کند(15).
فاسکت3نیز به ذکر دلایلی میپردازد که موجب تأخیر در تدوین و پیشرفت فلسفهء کتابداری شده است؛از جمله مبهم بودن نقش کتابدار و ابهام در مسئولیت اساسی کتابخانه که بارها توسط متخصصان و صاحبنظران این رشته اشاره شده است؛و دیگر،حمایت و پشتیبانی اندک اجتماع آن،که باعث شده کتابخانه به عنوان یک نهاد،رشدی غیر مستقیم داشته باشد.وی همچنین به محدودیت زمینهء فلسفی و استمرار فکری کتابداران اشاره کرده و میافزاید:«علی رغم اینکه کتابداران نسبت به نقش اجتماعی خود آگاهی دارند، نمیتوانند با انسجام یا استمرار فکری علت آن را بیان کنند و این فقدان حس استمرار، شگفتآورترین کمبود فلسفی کتابداری است»(12).ویلر4نیز به همین نکته اشاره کرده و معتقد است که فلسفهء کتابداری وجود دارد اما به خوبی بیان نشده است(29).
بنابراین،لزوم بیان فلسفهء کتابداری به شیوهای درست و صریح،و نیز سعی در جهت پایهریزی و ایجاد فلسفهای برای کتابداری از جمله دغدغههای متفکران این رشته بوده است؛لیکن به گونهای لازم و سزاوار به آن پرداخته نشده است.به تعبیر دیگر تلاشی منسجم و اصولی که از همفکری و اتحاد رأی سرچشمه گرفته و به فلسفهای یکپارچه و واحد منتهی میشود،در این زمینه انجام نشده است.متون کتابداری نیز مؤید همین مطلب است؛بهطوری که فحوای آن حاکی از عدم
(3). Foskett
(4). Wheeler
166
توافقها،اختلاف نظرها،و تفاوت مسیرها و در پارهای موارد بیان نادرست یا نامناسب،و یا حتی عدم بیان و نشر آن میباشد(3؛4: 1-48؛250-260؛12؛11:90-96).
به همین سبب با توجه به مورد اخیر، یعنی لزوم نشر مطالعات انجام شده در این زمینه،پژوهشگران بر آن شدند تا حد اقل با بیان بخشی از کاری که در این زمینه انجام شده است،گامی مؤثر در جهت شناساندن مبانی فلسفهء این رشته،حد اقل به جامعهء کتابداران ایرانی که متأسفانه آشنایی بسیار اندکی با جنبههای فلسفی کتابداری داشته و قهرا مطالعات بنیانی چندانی نیز توسط آنها در این عرصه انجام نگرفته است،بردارند.
به دلیل نقش مهمی که مطالعات شناختی و متافیزیکی در تعریف و تشریح فلسفهء هر رشته،از جمله کتابداری،ایفا میکنند و نیز با توجه به اینکه طبق بررسی متون،مهمترین دیدگاههای شناخته شده تاکنون در فلسفهء کتابداری،به اعتراف اغلب نویسندگان این رشته(1،93-105؛10؛21)،رهیافتهای فرانظریهای معرفتی و متافیزیکی بوده است، تحقیق حاضر سعی دارد تا از رهگذر تشریح دیدگاههای مختلفی که در مورد نقش فلسفه در تعریف کتابداری وجود دارد،مروری بر نقش جنبههای شناختی،و متافیزیکی فلسفه در کتابداری،از منظر نویسندگان متخصص این رشته داشته باشد.
بدیهی است که کاوش در نظرگاههای متفاوتی که پیرامون یک زمینهء خاص مطرح بوده است،اطلاع از مبادی و سیر تحول آن را در گذر زمان،از حیث پیدایش تنوع و تعدد مکاتب فکری مختلف،میطلبد.لذا در ابتدا، به منظور فراهمسازی بستری مناسب جهت ورود به بحث و بسط آن،لازم است مروری هرچند اجمالی بر سیر تحول و پیدایش مکاتب فلسفی کتابداری انجام گیرد.
روند تحول مکاتب فلسفی کتابداری
در حقیقت فلسفهء کتابداری تحت تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم مکاتب اصلی فلسفی از جمله مکاتب فلسفی افلاطون،ارسطو،اصالت وجود،عملگرایی،رفتارگرایی،اثباتگرایی منطقی5،فلسفهء تحلیلی،انسانگرایی عملی،و دیالکتیک ماتریالیسم بوده است؛بهطوری که با ترکیب ایدئالیسم متافیزیکی افلاطونی، تحلیل شناخت شناسانهء ارسطویی،عملگرایی معاصر،و تحلیل روندی زبانشناسی رشد کردم.همچنین بنا به گفتهء ارگان6از نظر تاریخی توجه و تمرکز کتابخانه از«نگهبانی کتاب»به «مسائل فنی»در دههء 1870،از توصیف به «توضیح منابع برای مراجعان کتابخانه»در دههء 1920،و به«شروع تحقیق برای یک فلسفهء غنی کتابداری»در دههء 1950 تغییر یافت(9:15-22).
نیتکی7به نقل از کارستد8دربارهء تحول و تغییر نگرش در فلسفهء کتابداری چنین میگوید:«در نیمهء اول قرن بیستم با معرفی نظریهء تعالی یا بهبود9در قبل از سال 1900، تحول اصلی در این رشته شروع شد و (5). Logical positivism
(6). Egan
(7). Nitecki
(8). Karsted
(9). Uplift Theory
167
کتابداری که تا قبل از آن مبتنی بر فلسفهء فردگرایی و توجه صرف به محتوای کتابها بود،تغییر نگرش داده و به فلسفهء جمعی متمایل شد،بهطوری که آگاهی انفرادی به تدریج جای خود را به آگاهی گروهی داد» (21).
فلسفهء جدید کتابداری با توسعهء جامعهشناسی کتابداری در سالهای اولیهء 1930 شروع شد.محور تمرکز این فلسفه از جنبههای سیاسی(1940-1950)به مطالعهء روشهای زبانشناسی(1950-1960)،و پس از آن به ترتیب به کاربرد ریاضیات (1960-1970)،قوانین پنجگانهء رانگاناتان10، و شناختشناسی اجتماعی(1970-1980) تغییر یافت(30).اندیشههایی که بر این فرایند نفوذ داشتند،عبارتند از:اندیشههای آرمانگرایانهء افلاطون،باتلر،هینس11،پاول12، ریچاردسون،و سیرز؛تحقیق جامعهشناسانهء ارسطویی؛روششناسی شرا و شورز13؛ حرفهمندی دیویی؛دیدگاههای اداری نوده14، دیوری15،پانیزی16،و پوتنام17؛نگرانیهای آموزشی فاسکت،ار،و بوتاسو18؛مطالعات ردهبندی رانگاناتان؛فردگرایی برادفیلد19؛و مدلهای فیزیکی رایت و نیتکی(19:494- 498).
دیدگاههای فلسفهء در حال رشد لیبرال قرن 19 توسط مک کالوین20،برادفیلد،و کلارک21ارائه شد(5).این فلسفه تحت تأثیر تجربهگرایی ویپلز22،رهیافت برلسون23،و آاری انسانگرایانه باتلر24بود(27:299). باتلر در فلسفهء کتابداری سهمی اساسی داشت.از دیدگاه او کتابداری عبارت است از:مطالعهء نظریه،تاریخ،و کتابشناسی تحقیق؛و اختصاص به حقیقت،زیبایی،و عدالتی دارد که در دانشپژوهی25،اخلاق،و زیباییشناسی منعکس شده است.فلسفهء باتلر در مورد کتابداری،با عنوان«فرهنگگرایی»، مفهوم عقلانی کتابداری را برحسب اصول علمی،انگیزهء فرهنگی،و کاربردهای فناورانهء آن تعریف کرد؛به همهء اینها از دیدگاه علوم انسانی نگریسته میشود(7:235-247).
بهطور کلی سیر تحولات روندهای عقلانی و فلسفی کتابداری را میتوان به نقل از نیتکی به این شرح بیان کرد:
1.دورهء ما قبل فلسفی(800 تا 600 ق.م.)،مشخصهء آن نیاز به توضیح معمولی دربارهء اسرار زندگی است؛
2)عصر کلاسیک(600 ق.م.تا 400 م.)،که مشخصهء آن غلبهء عقلانیت است.در این عصر فلسفهء سقراط،افلاطون،و ارسطو، که مهمترین فلاسفهء این دوره بودند،مبنای اساسی فلسفهء کتابداری میشود؛
(10). Ranganathan
(11). Hains
(12). Powel
(13). Shera Shores
(14). Naude
(15). Durie
(16). Panizzi
(17). Putnam
(18). Orr Botasso
(19). Broadfield
(20). McColvin
(21). Clark
(22). Waples
(23). Brelson
(24). Butler
(25). Scholarship
168
3.عصر اعتقادی(400 تا 1400 م.)،که از حیث فلسفی،دورهء جستوجوی معنای وجود انسان و بازگشت به غلبهء الهیات است؛
4.عصر ماجراجویی یا فلسفهء رنسانس(1400 تا 1500 م.)،که مشخصهء آن تغییرات حاصل از کشفیات جغرافیایی و با ثبات سنت کلاسیک در تضاد بود؛
5.عصر استدلال یا فلسفهء مدرن(قرن 17).مشخصهء آن پیدایش علوم فیزیکی است و نیز مبتنی بر روششناسی ارسطویی میباشد؛
6.عصر روشنگری یا فلسفهء علوم طبیعی (قرن 18)،که با حمایت از روش مشاهدات تجربی جهت کشف حقایق،قصد تبدیل فلسفه به علم طبیعی را داشت.در این عصر فلسفه به نوعی فیزیولوژی یا رفتارگرایی روانشناسانهء علمی تبدیل میشود که هر چیزی را به اجزای اتمی تحلیل میکند.در ایجا فقط قطعیت منطقی یا ریاضی دانش قابل قبول است.فلاسفهء این قرن احساس میکردند که چنین پیشرفتی در فلسفه نیز میتواند ایجاد شود؛
7.عصر ایدئولوژی یا مکتبشناسی(قرن 19)و نظریهپردازی و بازسازی ایدئولوژیکی و فرهنگی،که مشخصهء آن ظهور مجدد متافیزیک در شکل ایدئالیسم هگلی، طبیعتگرایی تکاملی اسپنسر،و نظرات مادیگرایی دیالکتیک مارکس است که همهء اینها بر انسان و توسعهء تاریخی آن تمرکز دارد.به سمت پایان این قرن،پیرس دیدگاهی عملگرایانه را فرمولبندی کرد.از نظر وی، واقعیت،مفهومی دائما در حال تغییر و پیشگویی بود که بهطور متافیزیکی پیشبینی و بهطور علمی توصیف،و با اجماع تعریف میشود؛و
8.عصر تحلیل یا ورود به قلمرو فلسفی ناشناخته(قرن 20)،که دورهای فعال است،فلسفهء انگلوامریکن-که تحلیلی، عملگرایانه،زبانشناسانه است-و فلسفههای اثباتگرایی منطقی،واقعگرایی، و فلسفهء تحلیلی غالب هستند.بهطور کلی فلسفهء قرن 20 به سه دیدگاه تقسیم میشود: 1)تصور تکاملی و آرمانگرایانهء زمان؛ عملگرایی پیرس و ویلیام جونز و دیویی که تمامیت متافیزیکی را با روشهای علمی و منطقی ترکیب کرد؛و 2)فلسفهء تحلیلی که آنتی متافیزیکی،اثباتگرایانه،و منطقی بود؛ و 3)فلسفهء ریاضی و منطقی راسل(21). امروزه نیز فلسفه اغلب به عنوان تلاشی نظاممند برای درک دانش و ماهیت نهایی آن تعریف میشود که توضیحی عقلانی و انتقادی از نظریههای مربوط به جهان پیرامون ما ارائه میدهد.
تعریف و ماهیت فلسفهء کتابداری
در مورد تعریف و ماهیت فلسفهء کتابداری، دیدگاهها و نظرات متفاوتی وجود دارد. برخی آن را پرسوجو و جستوجویی در ماهیت،معنا،اهداف،و کارکردهای کتابداری میدانند که پاسخهایی را برای سؤالات مربوط به اصل و ماهیت کتابخانه از جمله معنای کتاب به مفهوم عام کلمه،سرشت و ماهیت مراجعان،مفهوم دانش،و نظیر آن
169
فراهم میآورد(24:27-33).برخی دیگر آن را به عنوان طلب و جستوجوی حقیقت، اصول و نظریههایی معرفی میکنند که به توضیح واقعیت و راهنمایی جهت نحوهء انجام کار میپردازد(5)و بعضی نیز آن را شامل موضوعاتی همچون نفوذهای تاریخی، نقشهای فرهنگی،مسئولیتهای شهروندی، و روانشناسی خوانندگان میدانند(29).
بهطور کلی رائو26چهار رهیافت را دربارهء فلسفهء کتابداری شناسایی میکند:1)رهیافت سازوکاری،که در آن،نظر را به نفع عمل کنار میگذارد؛2)رهیافت ارگانیسمی یا سازمانی که فنون را تابع اصول میکند؛3)رهیافت طبیعتگرایی که معتقد است اصول کتابداری از جنبههای عملکردی این رشته رشد میکند و به شکل نظریه تکامل مییابد؛4)رهیافت انعکاسی که بر تغییر کارکردها همگام با تغییر اوضاع اجتماعی کتابخانهها تأکید دارد(22: 69-72).در مقابل این رهیافتها،دو رهیافت عملگرایانهء رقیب وجود دارد که عبارتند از: 1)رهیافت مربوط به فلسفهء مخزن27مجموعه (نگهداری مدار)که بر توسعهء منابع تمرکز دارد؛و 2)رهیافت مربوط به فلسفهء خدمت (ارتباطی مدار)که بر نیازهای مراجعان در استفاده از منابع تأکید دارد(20:493- 496).همچنین ویلارد28بین سه رهیافت مربوط به فلسفهء کتابداری تمایز قائل شده است:1)رهیافت واقعیت بنیاد29یا علمی؛ 2)رهیافت استقرایی یا فلسفی؛و 3)رهیافت مبتنی بر مصلحت یا فرضیه(28).بهعلاوه رانگاناتان رهیافتی فلسفی را پذیرفت که فقط به جنبهء خدمتی کتابداران محدود بود(23)، درحالیکه دانتون30رهیافتی جامعهشناسانه را پیشنهاد کرد که فلسفهء کتابداری را به کارکرد آن مرتبط میسازد(8:528-529).
در مورد اینکه فلسفهء کتابداری چه چیز باید باشد،به عنوان نمونه به نظرات فاسکت،باتلر،و نیتکی،اشاره میگردد: 1)فلسفهء کتابداری باید بر تعریف اهداف این رشته از جمله رشد یکپارچگی دانش، و کاهش تضاد بین علم-انسانگرایی متمرکز باشد،بهطوری که کتابخانهء عممی بر فرهنگ عمومی،و کتابخانههای تخصصی بر مجموعهها و خدمات مرتبط با علم تمرکز کنند(14)؛2)اهیمت کتاب و کتابخانه را برحسب رفتار انسانی و وفاداری کتابدار به حقیقت،عدالت،و زیبایی توضیح دهد(6)؛ و 3)یا بر روابط درونی بین نیازهای جامعه و منابع نهادی و همچنین بر نقش آن در دانش پژوهی تمرکز داشته باشد(21).
بهعلاوه،در مورد تدوین فلسفهء کتابداری نیز نظرات متفاوت و متعددی وجود دارد. برخی آن را براساس قوانین نظریهء نظامهای عمومی میدانند(13)؛برخی دیگر بر موضوعاتی مثل هستیشناسی،تأویلگرایی، نشانهشناسی،و سیبرنتیک تأکید کردهاند (1:1-48).عدهای نیز ضمن اشاره به جنبهء منحصر به فرد فلسفهء کتابداری،معتقد به لزوم سهم فعال آن در فلسفهء اطلاعات میباشند. هرولد31در بحث مربوط به ذهن به (26). Rao
(27). Storehouse
(28). Wellard
(29). Factual
(30). Danton
(31). Herold
170
نظریههای سیستمهای عمومی،پارادایمهای تعامل اجتماعی،تعامل در تبادل اطلاعات بین ذهنها و ماشینها،نظریهء اطلاعاتی کوانتوم،مفاهیم نظریهء نسبیت،و مباحث مربوط به اطلاعات و ذهن میپردازد و میگوید اطلاعات برای پارادایم علمشناختی جنبهء مرکزی دارد(16).همچنین گفته میشود که هدف فلسفهء نوظهور این رشته عبارت است از:جستوجوی ارزشهای بالای مشابهی در مورد دستیابی کارآمد و مؤثر به اطلاعات،و این در حالی است که همان سؤالات متافیزیکی یکسان،که مدتها پیش در کتابداری مطرح بوده،همچنان مطرح است،و ماهیت پایهء پدیدههای اطلاعرسانی در رهیافت شناختشناسی نیز در همان حد خصوصیات لازم محتوای اطلاعات ثبت شده،همچنان باقی است(21).
سرانجام برخی دیگر از نویسندگان در این زمینه معتقدند چون کتابداری،کل دانش و فرهنگ را مورد خطاب قرار میدهد و بر شکل،ساختار،نظم،و ارتباط درونی دانش تمرکز دارد،فلسفهء آن همانند یک فلسفهء اصلی وتمام عیار،به یک فراعلم تبدیل میشود.بهعلاوه همهء فلاسفهء کتابداری همچون فلاسفهء محض،به مثابه میانجیگرها و واسطههایی میمانند که به سایر رشتهها خدمت میکنند،زیرا با مسائل مفهومی این رشتهها سروکار دارند(18:296)؛مسائلی که مبتنی بر کار فیزیکی کتابخانه نیست،بلکه بر واقعیتهای متافیزیکی خود کتابداری استوار است که در آن مفهوم ذهن بشر به عنوان منبع و موضوع این رشته محسوب میگردد(31: 250-260).
بهطور کلی باید گفت که درک مسائلی شناختی و متافیزیکی از مسائل فلسفی جدا نیست.از طرف دیگر تشریح فلسفهء یک رشته منوط به روشن بودن مسائلی است که به موضوعاتی مثل ماهیت و ذات میپردازد. چنین موضوعاتی در حیطهء مطالعات شناختی است.چنانکه نیتکی نیز در همین زمینه ضمن تأکید بر مسائل مربوط به شناختشناسی و متافیزیکی سؤالات اساسی فلسفه را به این شرح بیان میدارد:1)سؤالات شناختشناسی که مربوط به ماهیت رشته است و تحلیلهای نقادانهای را در مورد پارادایمهای آن فراهم میکند؛2)سؤالات متافیزیکی که منعکسکنندهء جوهرهء رشته،معنای ریشهای و اصلی آن،مادهء محملهای اطلاعاتی،و محتوای آنهاست؛3)سؤالات زیباییشناسی؛ و 4)سؤالات منطقی که با نظریه و اصول استدلالی سروکار دارد و امکان قضاوت یا نتیجهگیری مطابق با دادههای موجود را به فرد میدهد(21).
بههرحال با توجه به اهمیت و نقش خاص مسائل شناختی و متافیزیکی در مطالعهء فلسفی کتابداری،در این قسمت،بهطور جداگانه به هریک از دو رهیافت معرفتشناختی و متافیزیکی پرداخته میشود.
فلسفهء کتابداری از منظر معرفتشناختی
هر رشتهء علمی برای پیشبرد تحقیق و تعمق و ژرفاندیشی،نیاز به مبنایی معرفتشناختی دارد(2:317-349).رهیافت معرفتی از جمله مهمترین رهیافتهای فرانظریهای میباشد که
171
تاکنون در کتابداری شناسایی شده است(10). اصطلاح«فرانظریه»در توضیح ویژگیهای ثابت هر رشته،بهکارمیرود و به تعریف خصوصیات پایهای میپردازد که همواره در یک رشته،با هر جهتی که در پیش میگیرد، ماندگار است.از جملهء این خصوصیات پایه میتوان به ساختار و شکل فرایندها اشاره کرد (21).
در حقیقت شناختشناسی که ماهیتی فرانظریهای دارد،به توصیف فرایندهای متعادلکنندهء تمایلات تجربیای میپردازد که برای تنزل اندیشهها به دادهها وجود دارد، درحالیکه این ادعای متافیزیکی که وجود آنها مستقل است،تحلیل منطقی ارزش شناختشناسی این فرایندها را تعیین میکند (32).نیتکی با مورد تأکید قرار دادن اهمیت پرداختن به جنبههای شناختی،مخصوصا ضرورت توجه به معرفتشناختی را در ارتباطهای پیچیده خاطر نشان میسازد.وی همچنین آن را شامل نظریهء علمی و روششناسی تجربی دانسته و معتقد است که شناختشناسی در بافت ارزشهای اجتماعی،فعالیتهای روانشناسانهء خواندن و مسئولیتهای آرشیوی تاریخی در نظر گرفته میشود.بهعلاوه نیتکی نقش رویکرد روندی را توصیف ماهیت شناختشناسانهء کتابداری،با اشاره به شباهت آن با دیدگاه فلسفی تجربی که بر واقعیت تجربه شدهء معنایی کتابداری تمرکز دارد، توجیه میکند(21).
به این ترتیب،گونهای از معرفتشناسی بر اندیشه و فعالیتهای کتابداری و اطلاعرسانی استیلا دارد که صرف نظر از شناخت یا پردازش آن،نفوذ خود را بر این حوزه گسترش داده است.این معرفتشناسی حاکم،همان است که عموما«اثباتگرایی» خوانده میشود و ثمرهء استیلای آن موضع فلسفی و شیوهء رفتاری ویژهای بوده است.از نگاه باد،اثباتگرایی در علوم اجتماعی و نیز در کتابداری و اطلاعرسانی جایگاه استواری یافته است؛لیکن تردیدهای صریح نسبت به این سنت اثباتگرایانه با تأیید مواجه نبوده است.وی با اشاره به این مطلب،پیشنهاد میکند که پدیدهشناسی تفسیری به عنوان مبنایی معرفتشناختی جایگزین اثباتگرایی شود و در توجهی آن اظهار میدارد:«این مبنا، موضع و موقعیتی است که به جای مسیرهای مسدود،راههای مختلفی را به روی پژوهشگر باز میکند و علاوه بر آن واژگان،ابزار بیان، و شیوهء توصیف و توضیح نیز به شمار میرود...با نگاه از منظر معرفتشناختی میتوان پرسشهای مهم و معنیدار کتابداری و اطلاعرسانی را تشخیص داد»(2:137- 318 و 329).
بهطور کلی،دیدگاههای شناختی در کتابداری از جنبشی بین رشتهای به نام «علومشناختی»سرچشمه گرفته است.این جنبش عمدتا به سال 1956 در روانشناسی برمیگردد(32؛17:257-270).یورلند32 دربارهء جایگاه تجربیات روانشناختی در اطلاعرسانی به نقل از اینگورسن میگوید: «تجارب روانشناختی در پردازش اطلاعات انسانی،بنیان نظری صحیحی را برای (32). Hjorland
172
اطلاعرسانی فراهم میکند.»این عقیده بعدا به عنوان جریان مهمی در این رشته نمایان شد. مسئلهء اصلی در اطلاعرسانی،چگونگی تفسیر منابع،به منظور سازماندهی،جستوجو، و برآوردن نیازهای اطلاعاتی است.از دید یورلند اینگونه نظریات تفسیری،دیدگاههای معرفتشناختی و اندیشههایی هستند که بهطور تاریخی،فرهنگی،اجتماعی،و علمی توسعه یافتهاند.این دیدگاه،گرایش به روانشناسی کردن مسائل معرفتشناختی دارد.اما آنچه مورد نیاز است،«دیدگاه علمی-شناختی» است که گرایش به معرفتشناختی کردن مسائل روانشناختی(یعنی مشاهدهء افراد در یک چشمانداز تاریخی،فرهنگی،و اجتماعی) دارد.وی بر این باور است که دانش معرفتشناختی برای نظریات کلی مربوط به سازماندهی دانش،بازیابی اطلاعات،و دیگر مسائل زیربنایی در علم اطلاعرسانی مبنایی میان رشتهای فراهم میکند و سخن خود را چنین ادامه میدهد:«این مورد،ممکن است تنها زیربنای کلیای باشد که امکان تشکیل آن وجود دارد.در صورت صحت این تحلیل، مطالعات معرفتشناسی و علمی،مهمترین زمینهء مربوط به اطلاعرسانی به حساب میآید. بهطوری که نظریهها و مفاهیم معرفتشناختی، که با توسعه و تعریف موشکافانهء آنها میتوان معیارهای دقیقی را برای سازماندهی دانش، بازیابی اطلاعات،و طراحی نظامهای اطلاعاتی تدوین کرد،مقولهها و مفاهیمی هستند که در بازیابی اطلاعات نقش زیربنایی ایفا میکنند» (17:257-270).
فلسفهء کتابداری از منظر متافیزیکی
از جمله موضوعاتی که در حوزهء مباحث متافیزیکی جای گرفته است،بحث مربوط به فراعلم بودن کتابداری میباشد که اخیرا توسط عدهای از صاحبنظران این رشته مطرح شده است.بهطور کلی شناخت یک سطح میانجی مثل فراعلم،شناختی مفید و مؤثر دانسته شده است.کاپلان33دربارهء معرفی و توضیح فراعلم چنین میگوید:«فراعلم دربارهء موضوعاتی است که اساسا فراهمآورندهء اندیشههای ما دربارهء انسان و طبیعت،و یا زبان و روشهای ما در انتقال و پردازش اطلاعات میباشد.به نظر میرسد فراعلم،یک سطح میانجی دربارهء موضوعات انسانی و طبیعی باشد که اساسا ذهن و اندیشهء ما آنها را فراهم آورده است. منطق،زبانشناسی،معناشناسی،ریاضیات، نظریهء اطلاعات،و نظریههای سیستمهای عمومی در این مقوله میگنجند.این علوم نهایتا از درک اساسی نسبت به جهان مشتق میشوند؛اما بر روی یک پیوستار دانش که امتداد آن از اصول بنیادی علمی و فلسفی (دانش مفهومی)شروع و تا دانشی که بهطور روزمره و عادی در زندگی روزانه(روندی و تجربی)بهکار میبریم،ادامه مییابد»(18: 296).
وی ماهیت و نقش کتابداری را به عنوان فراعلم توصیف کرده و آن را با داشتن انواع روشهای کتابشناختی برای تعیین محل، انتخاب،و ترکیب نظریههای مرتبط رشتههای دیگر،برای آن کارکرد،به خوبی مناسب میداند (18:296).نیتکی نیز کتابداری را فراعلمی در (33). Kaplan
173
نظر میگیرد که توسط اوتن و دبون34ترکیبی از رشتههای متعدد تعبیر شده است که درون یک نظریه جای گرفته است(21).
وی بر همین اساس،نظریهء«فراکتابداری»را مطرح کرده و آن را چنین تشریح میکند:«نظریهء فراکتابداری یک بررسی دقیق متافیزیکی دربارهء خصوصیات خارق العادهء جنبههای کتابشناختی اطلاعات است که مرزهای کتابداری یا اطلاعرسانی را درنوردیده و به ورای آنها کشیده میشود.این نظریه به جوهرهء متافیزیکی -که مربوط به روابط اساسی بین مفاهیم ثبت شده و شناخت آنها بوده و واقعیتهای نهایی کتابداری را تعریف میکند-و نیز به ماهیت شناختشناسی،ارزشهای اخلاقی،و اهداف تشکیلات اطلاعاتی توجه میکند.بنابراین به اعتقاد وی،فراکتابداری حوزهای میان رشتهای است که برخی از جنبههای علوم طبیعی(مثلا مرتب و سازماندهی کردن منابع کتابخانهای)، علوم اجتماعی(مثلا در حوزههای مربوط به دستیابی به مدارک مجموعه)،و علوم مجرد یا انتزاعی-که روشهایی را برای پیوند دادن رهیافتهای مذکور با یکدیگر فراهم میسازد- (مثلا برنامهریزی،سازماندهی،و خدمات کتابخانه)را در یکدیگر ادغام میکند»(21).
کاپلان نیز فراکتابداری را نظامی انتزاعی میداند که بین نیاز فرد به دانش و ابزار موجود برای آن فرد،ارتباط برقرار میکند. وی همچنین ضمن تأکید بر وسعت مفهوم کتابداری و طرح یکپارچهسازی دو حوزهء کتابداری و اطلاعرسانی چنین میگوید: «اصطلاح فراکتابداری اطلاعرسانی بهطور آزمایشی به عنوان نامی برای پایههای فلسفی کتابداری و اطلاعرسانی پیشنهاد میشود و یکپارچگی بین دو حوزهء کتابداری و اطلاعرسانی را به منظور بسط و گسترش پارادایمهای این رشته از طریق فرایندهای عقلانی مطرح میسازد.فراکتابداری یک نظریه نیست،بلکه بیشتر دربارهء ماهیت کتابداری است؛یک مفهوم وسیع است که انواع رهیافتهای مربوط به تفسیر پیشینههای دانش را تحت پوشش خود قرار میدهد. بهعلاوه،موضوع فراکتابداری منحصرا به ویژگیهای مشترک بین یک رسانهء ارتباطی (کتاب)،موضوع کتاب،و خوانندهء خاص محدود میشود»(18:296).
فراکتابداری به کتابداری سنتی محدود نیست،بلکه مبتنی بر مطالعهء شباهتها و تفاوتهای میان فعالیتهای متعدد پردازش پیشینههاست.وی ضمن بیان این نکته که در رهیافت فراکتابداری،سؤال فلسفی برحسب جنبههای متافیزیکی،شناختشناسی،و ارزشی فرمولبندی شده است،معتقد است که در اینجا تمرکز بر روابطی استعاری است که دائما بین ابعاد خاص و جدید واقعیت ثبت شده در مدارک اطلاعاتی،در حال تغییر است.به این ترتیب،او بر این باور است که واقعیت فراکتابداری یک رابطهء استعاری بین سه واقعیت فیزیکی،فرهنگی،و منطقی است؛به گونهای که واقعیت تجربی یا فیزیکی کتابداری در منابع کتابخانه و عملیات کتابخانهای بیان میشود.واقعیت اجتماعی یا فرهنگی،اشاره به محتوای موضوعی یک (34). Otten Debon
174
مجموعهء کتابخانه و درک انسانی از معنای پیشینهها دارد؛و واقعیت مفهومی،فلسفی یا انتزاعی،کارکرد اساسی کتابخانه را به عنوان اشاعهدهندهء دانش به دست آمده و سازمان یافته تعریف میکند.وی در ادامه میافزاید که هر سه نوع واقعیت در عملیات کتابخانهای، محیط آن،و تعریف معنای دقیق آن رشته نفوذ میکند؛به تعبیر دیگر هریک از آنها در سطوح روندی،بافتی،و مفهومی،مورد بحث و تفسیر قرار میگیرد؛و در نتیجه با پیشنهاد پاسخهایی متافیزیکی به سؤالات فلسفی پایه، فراکتابداری را یک سؤال متافیزیکی در مورد معنای این رشته تعریف میکند(21).
همچنین سوانسون35در این باره میگوید: «چون کتابداری همچنان بر دانش مضبوط استوار است،در سطح روندی،آشنایی با کتابها،خوانندهها،و جامعه بهطور کلی؛ در سطح بافتی،ایجاد انگیزهء خواندن در مراجعان؛و در سطح مفهومی،تلاش در توضیح راه و روشی است که بدان وسیله مراجعهکننده،کنجکاوی خود را در درک بهتر نسبت به محیط پیرامونش با تجربیات فیزیکی و روانشناسی خود مرتبط میسازد.لذا در این سطح،توجه متخصصان مختلف از جمله فلاسفه،جامعهشناسان،ریاضیدانان،مهندسان، ردهبندها،و کتابداران را به مسائل مربوط به طراحی،انتخاب منابع،شناسایی معیارها در ارزیابی کیفیت یک مجموعه،مدنظر قرار میدهد.وی میگوید مان،شرا،و کاپلان که کتابداری را در زمرهء فراعلمها میدانند،همگی از طرفداران این عقیده هستند»(26).
نتیجهگیری
کتابداری نیز همانند سایر رشتهها به منظور تحلیل و ارزیابی تعاریف و دیدگاهها، نظریهپردازی،و همچنین رشد دانش حرفهای خود،به چارچوبی نظری نیاز دارد که زمینهء ایجاد چنین چارچوبی را فلسفه فراهم میکند. فلسفهء این رشته با تأثیرپذیری از مکاتب اصلی عقلانی در هر دوره و ترکیب درون مایهء فکری آن مکاتب،شکل گرفت،متحول شد،و رشد کرد؛بهطوری که با تحولات پی در پی به تفکر غالب شناختشناسی اجتماعی انجامید و به دنبال آن دیدگاه فرانظریهای در فلسفهء کتابداری مطرح شد.این دیدگاهها اصولا به توضیح ویژگیهای ثابت هر رشته مثل ساختار و شکل فرایندها میپردازند.
در حال حاضر به گواهی آثار فلسفی این رشته،مهمترین رهیافتهای موجود در فلسفهء کتابداری،دو دیدگاه فرانظریهای شناختی و متافیزیکی است،بهطوری که تأکید صاحبنظرانی همچون کاپلان و نیتکی بر مسائل شناختشناسی و متافیزیکی،که منعکسکنندهء جوهرهء رشته است،به عنوان سؤالات اساسی فلسفه مطرح میباشد.
بدون مطالعات شناختی،که به موضوعاتی مثل ماهیت و ذات میپردازد،امکان تشریح فسلفهء یک رشته وجود ندارد.مبنای معرفتشناختی از لوازم ژرفاندیشی و رشد تحقیق در هر رشتهء علمی است؛مخصوصا اینکه شناختشناسی را شامل نظریهء علمی و روششناسی تجربی دانستهاند. شناختشناسی با گسترش نفوذ خود در (35). Swanson
175
اندیشه و فعالیتهای کتابداری و اطلاعرسانی، از جمله در بافت ارزشهای اجتماعی و فعالیتهای روانشناسانهء خواندن،رخنه کرده است.بهعلاوه رویکرد روندی کتابخانهای،با شباهت به دیدگاه فلسفی تجربی،و تمرکز بر واقعیت تجربه شدهء معنایی کتابداری،ماهیت شناختشناسانهء این رشته را توصیف میکند. بهطور کلی با نگاه از منظر معرفتشناختی میتوان پرسشهای مهم و معنیدار کتابداری و اطلاعرسانی را تشخیص داد.
اعتقاد بر این است که مطالعات معرفتشناسی و علمی به منزلهء مقولهها و مفاهیمی هستند که نقش زیربنایی برای بازیابی اطلاعات دارند،بهطوری که با توسعه و تعریف دقیق نظریهها و مفاهیم معرفتشناختی میتوان معیارهای دقیقی را برای سازماندهی دانش،بازیابی اطلاعات، و طراحی نظامهای اطلاعاتی تدوین کرد و به این ترتیب زمینهء کلی برای اطلاعرسانی محسوب میگردند(17:257-270).
رهیافت متافیزیکی نیز بر این اصل استوار است که فلاسفهء کتابداری همچون فلاسفهء محض با مسائل مفهومی رشتهها،یعنی مسائل مبتنی بر واقعیتهای متافیزیکی خود کتابداری سروکار دارند؛واقعیتهایی که در آن،مفهوم ذهن بشر،به عنوان منبع و موضوع این رشته محسوب میشود(31:250-260). به این ترتیب به دلیل شباهت مفهومی میان کتابداری و فراعلم،کتابداری به عنوان یک سطح میانجی مثل فراعلم شناخته و در پی آن اصطلاح فراکتابداری مطرح شده است. با این توضیح که گسترهء فراعلم از دانش پایهء علمی و مفهومی تا دانش کاربردی و تجربی را شامل میشود،گسترهء کتابداری نیز به دلیل مبتنی بودن بر دانش مضبوط از هر رشتهای،و نیز با داشتن انواع روشهای کتابشناختی به ورای مرزهای این رشته امتداد یافته و رشتههای متعدد دیگر را نیز دربرمیگیرد،بهطوری که از ترکیب نظریههای مرتبط از رشتههای دیگر،نظریهای واحد را به وجود میآورد.این همان نظریهای است که با عنوان«نظریهء فراکتابداری»شناخته شده است که به بررسی دقیق متافیزیکی دربارهء خصوصیات جنبههای کتابشناختی اطلاعات، و نیز به جوهرهء متافیزیکی بین مفاهیم ثبت شده و شناخت آنها پرداخته و واقعیتهای نهایی کتابداری را تعریف میکند.در نتیجه، فراکتابداری به منزلهء یک نظام انتزاعی است که بین نیاز یک فرد به دانش و ابزار موجود برای آن فرد ارتباط برقرار میکند.
بنابراین،نظریهء فراکتابداری به عنوان رهیافتی وسیع و فراگیر شناخته شده است که انواع رهیافتهای مربوط به تفسیر پیشینههای دانش را دربرمیگیرد.سؤال فلسفی در این رهیافت برحسب جنبههای متافیزیکی، شناختشناسی،و ارزشی فرمولبندی شده است که هریک از آنها در سطوح روندی، بافتی،و مفهومی،مورد تفسیر قرار میگیرد. در نتیجه با پیشنهاد پاسخهایی متافیزیکی به سؤالات فلسفی پایه،فراکتابداری را به عنوان یک سؤال متافیزیکی در مورد معنای این رشته تعریف میکند.
176
منابع
1.اورام،آندرز.«علوم اطلاعرسانی7 تحولات تاریخی،و جنبههای اجتماعی:دیدگاهی از اسکاندیناوی».ترجمهء جهان ریز خسروی. اطلاعرسانی،دورهء شانزدهم،1 و 2(بهار و تابستان 1376):93-105.
2.باد،جان.«مبانی معرفت شناختی کتابداری و اطلاعرسانی».ترجمهء نجلا حریری.در مبانی، تاریخچه،و فلسفهء علم اطلاعرسانی:گزیده مقالات. تهران:کتابخانهء ملی جمهوری اسلامی ایران،1381.
3.کرایست،جان م.مبانی فلسفهء کتابداری آموزشی.ترجمهء اسد اله آزاد.تهران:آستان قدس رضوی،1365.
4.یولند،بیرگر.«بنیادهای فلسفی،نظری، و عملی علم کتابداری و اطلاعرسانی».ترجمهء عبد الحسین آذرنگ.در مبانی،تاریخچه،و فلسفهء علم اطلاعرسانی:گزیده مقالات.تهران:کتابخانهء ملی جمهوری اسلامی ایران،1381.
(ŞùĞ öâùéáó ö¢è¿ áþù¿Â öÄ) (ŞùĞ öâùéáó ö¢è¿ áþù¿Â öÄ)
177
(ŞùĞ öâùéáó ö¢è¿ áþù¿Â öÄ) (ŞùĞ öâùéáó ö¢è¿ áþù¿Â öÄ) تاریخ دریافت:27/3/1385
178