بزرگی را پرسیدند: کتابداری به چه ماند؟ گفت: کتابداری را شبیه‌ترین چیز مرگ است. تا به آن گرفتار نیایی ندانی که چیست و چون به آن گرفتار شدی، از چگونگی آن درمانی!

در دوران تحصیل و کار در رشته کتابداری با چهره‌ها، دیدگاه‌ها و شخصیتهای متفاوتی در بین کتابداران آشنا می‌شویم. این تفاوت در دیدگاه، از همان روزهای آغازینی که به تحصیل در این رشته مشغول می‌شویم در بین همکلاسیها آشکار می‌شود. برخی از آنان با آشنایی قبلی پا به این رشته می‌گذارند و دارای انگیزه و علاقه هستند. این آشنایی بیشتر به خاطر داشتن دوست، آشنا و یا فامیلی آشنا یا شاغل در حوزه کتابداری شکل می‌گیرد. البته تعداد این افراد در قیاس با دیگران کم است.

برخی دیگر به قول خودشان از بد حادثه پا به این وادی گذاشته‌اند. این دسته به خاطر اشتباه در انتخاب رشته، رتبه قبولی پایین در کنکور و شاید بی‌ملاحظگی به دنیای کتابداری وارد می‌شوند. تعداد آنها فراوان است. گروههای دیگری را نیز می‌توان به این دو دسته افزود که خارج از حوصله این مقال است.

به مرور زمان برخی که البته تعدادشان کم است از ادامه تحصیل در رشته منصرف می‌شوند اما آنهایی که می‌مانند با یافتن دیدگاه و شخصیت هایی خاص از این رشته دانش آموخته می‌شوند. در این مرحله، برخی از آنها از دنیای کتابداری خارج می‌شوند؛ یا به دلیل تغییر رشته در مقاطع بالاتر، یا به دلیل یافتن کاری متفاوت و دلخواه، یا به دلایل خانوادگی مانند ازدواج. بقیه افرادی که در این دنیای کوچک می‌مانند بین ۵۰ تا ۶۰ درصد کل افرادی هستند که در این رشته وارد شده‌اند. این تعداد باقیمانده یا ادامه تحصیل می‌دهند و یا به کار مشغول می‌شوند البته پس از پشت سر گذاشتن هفت خوان رستم.

اما پس از گذشتن از یک دهه از ورود افراد به رشته کتابداری، با چهره‌های متفاوتی از آنان برخورد می‌کنیم که هر یک تلقی و تعریفی خاص از کتابداری دارند و در نتیجه نوع فعالیتها و اقدامات حال و آینده‌شان تحت تاثیر این تلقی و تعریف قرار می‌گیرد. در این نوشته قصد آن است که با طنازی پرده از چهره انواع کتابدارانی که در محیط کار و تحصیل با آنها آشنا می شویم برداریم به شرحی که در پی می‌آید:

  • کتابداران فقط کتابدار: این دسته از کتابداران که دارای روحیه بالای کارمندی هستند تنها کتابدارند و از بام تا شام در محیط کتابخانه‌ها به انجام امور روزمره کتابداری مشغولند. به رشته کتابداری به عنوان منبعی شاید ناچیز از درآمد می‌نگرند. در دل دغدغه و آرمانی حرفه‌ای ندارند. تحولات رشته را پی‌گیری نمی‌کنند. نسبت به پیشرفت همکاران و همکلاسیها بی‌تفاوتند. برخی کم کار و برخی پرکارند. به سادگی کار می‌کنند و پس از سی سال بی هیچ هیاهو از کار بازنشسته می‌شوند.
  • کتابداران بدبین: این دسته از کتابداران با آنکه در این رشته درس خوانده و حتی از طریق آن به امرار معاش مشغولند، مدام از رشته بد می‌گویند. آنرا بی‌هویت می‌انگارند. امید و انگیزه‌ای به موفقیت در آن ندارند. هر لحظه دیگران را تهدید به دست کشیدن از کار می‌کنند ولی همچنان به کار مشغول می‌شوند تا بازنشسته شوند. هر موفقیت یا پیشرفت در حرفه و یا همکاران را به عاملی بیرونی منتسب می‌کنند. گاهی آنان در مجامع خصوصی، از اینکه کتابدارند شرمگین می‌شوند و حتی شاید از گفتن آن خودداری کنند و خود را به گونه‌ای دیگر معرفی کنند. در گفتگو با این دسته بهتر آن است که از رشته و موقعیت و ماهیت آن سخنی بر زبان نیاوریم.
  • کتابداران مدیر یا مدیر کتابداران: این دسته از شم بالای مدیریتی برخوردارند و بیش از آنکه کتابدار باشند مدیرند. در بسیاری از موارد از دانش کتابداری بهره کافی ندارند ولی به دلیل داشتن همان شم مدیریتی، در جایگاه مدیریت کتابخانه‌ها، گاهی سرمنشاء تحولات فراوانی می‌شوند. از روابط عمومی خوبی برخوردارند. رقبا را به خوبی می‌شناسند. با سازمان مادر خود ارتباط خوبی برقرار می‌کنند.
البته گاهی نیز از موقعیت مدیریتی خود سوء استفاده می‌کنند و از زیرمجموعه خود به نفع خودشان بهره برداری می‌کنند. برخی از این مدیران، به قدری مدیرند که سالهای سال، حتی با عوض شدن دولتها و تغییر مدیریت سازمانهای مادر، همچنان جایگاه خودشان را حفظ می‌کنند.
  • کتابداران پرنویس: دغدغه این دسته از کتابداران، نوشتن، چاپ کردن و در یک کلمه رزومه پر کردن است. این دسته را معمولا برخی دانشجویان و اعضای هیات علمی تشکیل می‌دهند. این افراد از هیچ همه می‌سازند. هر مقاله و یا کتابی را ترجمه و تالیف می‌کنند. در کپی‌بردای و چسباندن مطالب به هم از تبحر برخوردارند. در هر مجمع و محفلی حضور می‌یابند. ناشران و مجلات و متولیان آنها را به خوبی می‌شناسند. به ندرت کار کیفی می‌کنند و درباره هر موضوعی به خلق اثر می‌پردازند.
در بسیاری از موارد حتی نمی‌توانند درباره موضوعی که راجع به آن اثری دارند به اظهارنظر بپردازند. برخی که دیگر دست از دل برداشته اند کار خود را به شیوه‌های متفاوت ارائه و انتشار می‌دهند و به قول همان بزرگی که کتابداری را به مرگ شبیه دانسته بود از همان گوشت و خمیرمایه‌ای که در ابتدا پدید آورده‌اند گاهی کوبیده، گاهی کتلت، گاهی کوفته، گاهی چنجه و مانند آن می‌سازند و به فراخور حال مطلب را به گونه‌های متفاوت ارائه می‌کنند. کارگاههای خالی از محتوا برگزار می‌کنند. عاشق شهرت و بر سر زبان افتادن هستند. آثار آنها به شدت بوی ترجمه می‌دهد. تعداد این دسته متاسفانه رو به افزایش است.
  • کتابداران اهل علم یا کتابداران فرهیخته: بر خلاف گروه قبلی، برخی از کتابداران معتقد به انجام کار کیفی و عمیق هستند. به هر موضوعی نمی‌پردازند. دغدغه آنها پیشرفت علمی و حرفه‌ای کتابداری است. به تالیف آثاری عمیق و پرمحتوا و آموزنده می‌پردازند. اهل اظهار نظر هستند. تعدادشان کم است و در محافلی خاص حضور پیدا می‌کنند و در همان محافل به اظهارنظر می‌پردازند. اخلاق‌گرا و آرمانگرا هستند. به هر موضوعی نگاه انتقادی دارند. اهل خودنمایی و اظهار فضل نیستند. متاسفانه این گروه، معمولا نه در جایگاه شایسته خود هستند و نه در معرض آشنایی همگان.
  • کتابداران غیر کتابدار یا شبه کتابداران: این کتابداران از سایر رشته‌ها پا به کتابداری گذاشته‌اند و باز به قول همان بزرگ پیشکسوت، چتربازانی هستند که از آسمان بر سرزمین کتابداری فرود آمده‌اند. آنها در پی نزدیک ساختن کتابداری با رشته خود و یا رشته‌های مشابه هستند. نوعی سردرگمی در بین آنها دیده می شود. خود را نه کتابدار می‌بینند و نه متخصص رشته خود. گاهی خود را از سر رشته کتابداری زیاد می‌بینند اما در عمل آنرا اثبات نمی‌کنند. نه به رشته خود دلبستگی دارند نه به کتابداری. پراکنده‌گو و پراکنده‌نویسند.
  • کتابداران شیفته فناوری: این دسته از کتابداران اساساً کتابداری را به مهندسی شبیه می‌بینند. لحظه‌ای از رایانه فاصله نمی‌گیرند. اهل برنامه‌نویسی، وبلاگ‌نویسی، وبگردی و چت کردن هستند. آنها می‌خواهند از کتابداری رشته‌ای شبیه به الکترونیک بسازند. به مبانی حرفه‌ای و نظری اهمیتی نمی‌دهند. در اغلب موارد از چارچوب کتابداری آگاهی ندارند. با افرادی آشنا با فناوری حشر و نشر دارند. معمولا درونگرا و گوشه گیرند و در بین همکاران به آچار فرانسه مشهورند.
  • کتابداران هراسان از فناوری: بر خلاف گروه قبلی، این گروه را که بیشتر جامعه نسوان تشکیل می‌دهند از فناوری گریزانند و در مواجهه با پیچیدگیهای کار با فناوری، رنگ رخسارشان دیگرگون می‌شود. در کار با فناوری از بدیهیات آشنایی دارند و معمولا از گروه موسوم به آچار فرانسه برای انجام امور حرفه‌ایشان کمک می‌گیرند. فرق بین شات‌داون و لاگ‌آف را نمی‌دانند ولی ظاهر را به خوبی حفظ می‌کنند تو گویی با فناوری دوست دیرینند. تنها فناوری که شیوه استفاده از آن را به خوبی می‌دانند تلفن است.

حال قضاوت کنیم ما جزء کدام دسته از آنان هستیم؟

برگرفته از نشریه عطف